X
تبلیغات
رایتل

گفتاری از فرید شولیزاده

به خشنودی اهورامزدا

 

 

 

پاسخ به برخی از شُبَهات پیرامون سلسله نوشتار تدقیقات ِ زرتشتی

 

روزگار نیک: دوست و اندیشمند گرامی جناب آقای یاغش کاظمی، انگیزه نگارش نوشتار پیش رو، سلسله جستاری از شما تحت عنوان تدقیقات ِ زرتشتی است که البته تاکنون دو قسمت از آن را در تارنگار «از این اوستا» منتشر ساخته اید. نکاتی در این دو بخش نوشتار و البته پیام های خوانندگان مشاهده می شود که بایسته است بدان پرداخته شود.

گمان می کنم نخست بهتر خواهد بود که با انگیزه نگارش این جستار آغاز کنیم. نوشتار شما با مطرح شدن پرسش آقای حسن فاطمی از موبدیار کوروش نیکنام آغاز گردید. مثلی هست که می گویند اگر آجر اول را کج گذاشتی، دیوار تا عرش هم کج بالا می رود... موبدیار کوروش نیکنام مرجع پاسخگویی رسمی به پرسشهای دینی نبوده و نیستند و اساسا" هیچ نهاد حقیقی و حقوقی در جامعه زرتشتیان ایران و هند اعم از انجمن زرتشتیان و یا انجمن موبدان چنین مسئولیتی را به ایشان تنفیذ نکرده است. این سخن درباره خانم پروین میستری و آقای علی اکبر جعفری نیز مصداق تمام و کمال دارد. تنها مرجع رسمی پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی پیرامون دین و مذهب زرتشتی،انجمن موبدان ایران و انجمن موبدان هند و پاکستان است[آنهم کلیت انجمن نه هموندی به تنهایی]. از همین روست که پاسخ های مطرح شده در تارنمای شخصی موبدیار کوروش نیکنام صرفا" تشریح نظرات شخصی و دیدگاه فردی ایشان است و نه نظر مرجع رسمی[=انجمن موبدان] پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی؛که البته از نظر اخلاقی انتظار می رفت ایشان برای آگاهی عموم این مسئله را در تارنمای خویش منعکس کنند...

مسئله ی دوم نفس بحث و گفتمان با افرادی است که ادیان دیگر جز اسلام[در نمایی کوچک تر مذهب تشیع] را از بنیاد تخطئه و رد می کنند؛ و آنها را غاصب،باطل،جائر و تاریخ گذشته معرفی می کنند؛ آیا با چنین افرادی می توان به بحث و گفتمان دینی مشترک نشست؟؟ از نگاه چنین افرادی، گفتمان نه یک خیابان دو طرفه، بلکه گذرگاهی یک طرفه با فرعی های بن بست است.

به من حق بدهید که در صداقت چنین افرادی شک کنم، زیرا با کمال احترام کردار اینان تاکنون بیشتر تقیه بوده است تا صداقت. خدای من شاهد است که قصد بی حرمتی به هیچ کسی را ندارم اما در این سالها به کرات چه در داخل و چه در خارج کشور شاهد این گونه نمایش های تکراری و ملال آور بوده ام. نمایش هایی که عمدتا" کارگردان آن جریانات تمامیت خواه و بنیادگرای اسلامی و مسیحی و جدیدا" بهایی هستند. از این رو در کمال احترام رغبتی به گفتگو با این افراد در خود نمی بینم زیرا نتیجه نهایی آن را بجای سازنده بودن،تخریب کننده می بینم...

اما پاسخ به کلیت نوشتار شما دوست گرامی. صورت عملی ادیان از دو بخش احکام اولیه و احکام ثانویه تشکیل شده است.که به ترتیب به آنها طریقت و شریعت نیز می گوییم. احکام اولیه دین زرتشتی،مانتره های سپند یا 17سروده گاتها است؛که الهامات مینوی اهورامزدا و دانش ایزدی است که وهومن امشاسپند در شهود مینوی به پیامبر آموخت. در تاریخ دین زرتشتی چه در عصر گاهانیک،چه در دوره اوستایی(هاتک مانستریک) و چه در دوره زند و پازند نویسی بر متون یا عصر پهلوی(داتیک)،دین ورزان زرتشتی به روشنی استقلال این 17سروده را از کلیت نسک اوستایی در نظر داشته اند. اینجانب چند سال پیش در هنگام برگزاری نخستین همایش سراسری موبدان و موبدیاران ایران در باب اصالت گاتها و نفس صدور آن در گیتی خطاب به بشریت از سوی اشو زرتشت،نوشتار مبسوطی ارائه کردم تحت عنوان«فروغ جاویدان» که در این نوشتار تنها نثر صریح خود اوستا و نسک زند برای اثبات اصالت گاتها مورد استناد قرار گرفته بود. این نوشتار پس از همایش در ماهنامه دینی فرهنگی«فروهر» بچاپ رسید و اکنون در بایگانی تارنمای من [جهان بینی زرتشتی] قابل دسترسی است. اما برای مثال اگر به کرده ی هفتم کتاب سوم دین کرد سری بزنیم،از قول دستور آذربادیاوندان می خوانیم: «ما تنها آنچه را که به آن سرودهای گاهانی گفته ایم،گفت اورمزدی به زرتشت می انگاریم...».

سایر اجزای اوستا و نیز نسک زند و پازند جملگی در قالب احکام ثانویه یا شریعت دین زرتشتی طبقه بندی می شوند. شریعت[یا احکام ثانویه] یک دین که در اصطلاح الاهیات به آن «مذهب» می گویند؛ مجموعه آداب و سکنات و رسومی است که رفتار بیرونی پیروان یک دین را نشان میدهد. شریعت در گذر زمان، در طلب شناخت و رسیدن به حقیقت[=اهورامزدا] و با تکیه بر تفسیر طریقت[احکام اولیه]، توسط پیشوایان یک دین شکل می گیرد.

مخلص کلام، حجم مکتوبات دین زرتشتی در قالب احکام اولیه و ثانویه[نسک گاهانی،اوستایی و پهلوی] رقم سنگینی است که خود نگارنده به تنهایی یک کتابخانه کامل 5طبقه را بدان اختصاص داده ام. البته در اینکه موبدیار کوروش نیکنام و یار صمیمی و خدابیامرزشان«خداداد خنجری» وقعی به شریعت و سنتهای زرتشتی نمی گذاشته و نمی گذارند سخن پوشیده و تازه ای نیست.تعجب من از آن سبب است که چگونه فردی می تواند هم منکر شریعت باشد و هم لباس شریعت[جامه موبدی] را بر تن کند؟؟

شریعت زرتشتی شیوه ی زرتشتی زیستن را می‌آموزاند. پس کسی که منکر شریعت زرتشتی است، لاجرم چیزی جز زرتشتی زیستن می جوید. همکار عزیزم خانم«میترا دهموبد»،پس از برگزاری همایش«آسیب‌شناسی،پویایی و نگهداری از سنت‌ها» که اخیرا" در قاسم آباد یزد با باشندگی اعضای انجمن موبدان،اعضای انجمن های زرتشتی و نخبگان و صاحب نظران جامعه زرتشتی برپا گردید، مصاحبه ای با استاد گرانقدرم دستور دکتر اردشیر خورشیدیان(فرنشین انجمن موبدان) انجام داده است:

[http://www.amordad6485.blogfa.com/post-2914.aspx]

که خواندن آن را به همه کسانی که سابقه ای در مطالعات دین و فرهنگ زرتشتی ندارند اما در جستجوی پاسخی صریح و کوتاه درباب جایگاه شریعت و سنت در دین زرتشتی هستند،توصیه می کنم. نکته جالب این مصاحبه پرسشی است از دستور دکتر خورشیدیان پیرامون اینکه چرا باید از سنت‌هایمان پاسداری کنیم؟ ایشان در جواب پاسخ دادند:‌«حقیقت دین زرتشتی در گاتها که سروده‌ی اشوزرتشت است نمود یافته‌است.در گاتها، اشوزرتشت شیوه‌ ی انسانی زیستن را می‌آموزد.با گاتها انسانی زیستن را می ‌آموزیم اما برای این که انسانی زرتشتی باشیم و زرتشتی زندگی کنیم، سنت‌ها پدید آمدند که همان آیین‌ها هستند.آیین‌های زرتشتی، آداب، سنن و قوانین زرتشتی زیستن را می‌آموزند و همان طریقت و شریعت زرتشتی زیستن هستند.»

کوشش می کنم از مسئله شریعت و نسک فقهی گذر کنم زیرا به حد لازم در این چهار بخش از سلسله نوشتارهای اخیر وبلاگم تحت عنوان «برسی رشته های ذهنی پیوند دهنده وندیداد به گاتها» به آنها پرداخته و در بخشهای بعدی نوشتار نیز بدان خواهم پرداخت.اکنون به انتقادهای سرکار خانم«پروین میستری» [Mrs. Pervin Mistry] از استاد دکتر علی اکبر جعفری می پردازم.نخست لازم است برای آشنایی هرکدام از طرفین این ماجرا توضیحاتی ارائه شود.

آشنای اینجانب با دکتر علی اکبر جعفری به 17 سال قبل باز می گردد. زمانی که در دوره دبیرستان برای نخستین بار کتاب ارزشمند«پیام زرتشت» بقلم ایشان را مطالعه کردم.در 5سال اخیر فرصتی پیش آمد تا نوشتارهای استاد را در ماهنامه های وزین هوخت،نشریه انجمن فرهنگ ایران باستان و فروهر سالهای 30و40و50  خورشیدی از نظر بگذرانم و صد البته گفتگوهای تلفنی و یک بار افتخار هم سخن شدن حضوری... شاید بزرگترین وجه شهرت استاد این است که ایشان شاگرد شمس العلما دستور دکتر مانک جی نوشیروان جی دهالا بوده اند.دکتر جعفری در عین آنکه سالیان دراز در کراچی پاکستان افتخار شاگردی دستور دهالا داشته،مدتی نیز زیر نظر علمای بزرگ اسلامی در عربستان سعودی به فراگیری علوم اسلامی پرداخته است.مخلص کلام آنکه دکتر علی اکبر جعفری فولادی را می ماند که در کوره روزگار و بدست استادکاران ماهر آبدیده شده است.

اما در برابر، خانواده میستری[خجسته،فیروزه،پروین و...]. ایشان از کوشندگان اجتماعی و فعالان مذهبی بنام پارسی در بمبئی هستند.انجمن ایران لیگ،انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی،سازمان جوانان زرتشتی بمبئی و... ارگان هایی هستند که اعضای این خانواده در آنها باشندگی فعال دارند.چاپ کتاب و فصلنامه ،و برگزاری مداوم تورهای بازدید از اماکن مذهبی زرتشتیان ایران برای جامعه پارسیان هند از جمله اموری است که این خانواده بلند همت در آنها مشارکت دارند.[در چند برخوردی که نگارنده در سالیان اخیر با آقای خجسته میستری داشته ام ایشان را انسان بسیار بلند همت،سخت کوش و دیندار یافتم].

مخلص کلام آنکه دو طرف این معرکه در زمره خادمان جماعت هستند و نه خائنان؛ اما این بدان معنی نیست که هر دو طرف تهی از عیب و نقص باشند.دو سال پیش کتابی از دکتر جعفری بدستم رسید تحت عنوان «دین بهی زرتشتی و زرتشتیگری» کتاب فوق در کالیفرنیا منتشر شده بود.در این کتاب با رویه ای متفاوت از کتب و نوشتارهای استاد مواجه شدم و آن تخطئه شریعت زرتشتی و تازش های مداوم به سنت های مذهبی بود. بواقع محتوای این کتاب تشویق به تحریف اصالت و کلیت دین را ترویج می کرد.در ابتدا بسیار تعجب کردم زیرا اگر نام دکتر علی اکبر جعفری بر روی جلد آن نبود هیچگاه باور نمی کردم که این کتاب منسوب به ایشان است.نخست اصالت کتاب و منسوب بودن آن به خود دکتر جعفری را تلفنی از ایشان جویا شدم و زمانی به تعجم افزوده شد که پاسخ مثبت شنیدم !! پس از عمری کوشش و تلاش بی شائبه و خلق آثار ارزشمندی چون ستوت یسن،پیام زرتشت،هفت هات و... این کتابچه آخر از نگاه من آتشی در خرمن زندگی علمی استاد شد... و شاید هم همین کتابچه سبب تحریک پروین میستری شده باشد...!؟

من متن کامل نوشتار خانم پروین میستری را در سایت پارسی پنجایت مطالعه کردم که البته شما هم کوشیدید چکیده ای از آن را نقل کنید[سپاس ازهمتتان].امروز پس 15 سال زندگی مستمر در کنار جامعه زرتشتی و مطالعه قسمت اعظم آثار دستوران و دینورزان پارسی و زرتشتیان ایرانی،با تکیه بر معیارهای جامعه شناسی دینی به شما می گویم که کلیت جامعه پارسیان هند از لحاظ آگاهی های دینی دو دسته هستند.یا از لحاظ دانش دینی خیلی نخبه هستند و یا خیلی ضعیف و ناآگاه چنانکه در بُعد اجتماعی حد وسط در این میان آنان جمعیت قلیلی است.برخلاف پارسیان هند،زرتشتیان ایران بطور عام در طبقه متوسط از لحاظ آگاهی های دینی قرار می گیرند و آنهم بر می گردد به کوشش های شفاف دستوران و موبدان ایرانی در این 70 سال اخیر...

متأسفانه خانم پروین میستری بدون کوچکترین آشنایی با علوم دینی و دانش اوستا شناسی اقدام به نگارش نوشتاری[بهتر بگوییم فحش نامه] بر علیه دکتر علی اکبر جعفری کرده اند.تعجب من از آن است که شما[=یاغش کاظمی] از ایشان با صفت «بانوی ِ دانشمند ِ پارسی» نام برده اید.شاید درست تر بود که می نوشتید یکی از بانوان فعال پارسی و از کوشندگان انجمن های پارسیان بمبئی.واژه بانوی دانشمند پارسی بیشتر شایسته فردی فرهیخته چون خانم دکتر«هما مُدی» دختر دانشمند فقید پارسی،شمس العلما دستور دکتر جیوانجی جمشیدجی مُدی است.

گمان من بر این است که ایشان هنوز با مبنای بنیادین فکر و ذهن و نیز اجزای یازده گانه وجودی انسان و تفکیک آن در یسنا به سه بخش مینوی،اثیری و گیتوی آشنایی ندارند. شاید اگر لختی با دستور زبان اوستایی و بن واژگان آن آشنایی داشتند نیک می دانستند که اوستا به قلم صدها بلکه هزاران نفر نوشته شده و هر بند بند آن را افراد گوناگونی با توان نوشتاری مختلف خلق کرده اند و تنها گاتها الهام مینوی و آورده پیامبر است و البته کتاب اوستا در یک دوره دو هزار ساله خلق گشته است[از قدیمی ترین بخش آن یعنی گاهان تا جدیدترین بخش آن یعنی اوستای تندرستی در خرده اوستا] پس بطور حتم اشو زرتشت دو هزار سال زنده نبوده است که تمام این نسک را پدید آورد... خود من زمانی که بر روی متن فرگرد هشتم وندیداد برای ترجمه واژه به واژه آن کار می کردم متوجه شدم که بندهای این فرگرد دستکم 7 نویسنده مختلف داشته است.   

مشکل امروز صرفا" شخصیت حقیقی دکتر علی اکبر جعفری و خانم پروین میستری نیست،که هر دو در سمت و سویی راه افراط و تفریط را می روند،چه به همان میزان که پژوهش ها و خدمات دکتر جعفری ارزنده و قابل تقدیر هستند،دغدغه ها و نگرانی های خانم پروین میستری در باب سنت ها و هویت مذهبی جامعه زرتشتی نیز جای تأمل و البته سپاسی ویژه دارد. مشکل امروز، جریانات فرصت طلب و سوءاستفاده گری است که کوشش می کنند از دین،مذهب، فرهنگ و اساسا" جامعه زرتشتی در راه پیشبرد اهداف سیاسی و فرقه ای خودشان استفاده ابزاری نمایند ...تو گویی این سفره نان خشک و آب زرتشتیان برای ورشکستگان سیاسی دیروز،امروز چون خوان رنگین سلطانی گشته است!!

بی سبب نیست که دین و مذهبی کهن و ریشه دار به بازی گرفته می شود.نخست اساس وجود سنتها،شرایع مذهبی و متولیان مذهبی آن دین مورد تازش قرار می گیرد.سپس در نفس پیام آوری اشو زرتشت و اصل الهام مینوی و دانش ایزدی آورده شده بوسیله آن پیامبر بزرگ تشکیک می شود و در پایان بی شرمانه وجود ذات واجب الوجود خداوند متعال،اهورامزدای پاک انکار می گردد.همه اینها از آن سبب است که جماعتی فرصت طلب حوائج سیاسی و فرقه ای خویش را پیش ببرند.ننگ بر سیه رویانی که دین خدا را هم بازیچه امیال سیاسی و سرخوردگی های اجتماعی خویش قرار داده اند...   

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد