X
تبلیغات
رایتل

معماری در سینما (13) : هیولا در هزارتو ــ معماری در فیلم درخشش

دوشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 04:07 ق.ظ


دکتر یوهانی پالاسما (+)، معمار نامدار فنلاندی، در سال 2001 کتاب ارزشمندی به نام «معماریِ تصویر: فضای وجودی در سینما» نگاشت که توسط آقای علی ابهری به فارسی برگردانده شده است. 


یوهانی پالاسماکتاب معماری تصویر


از مقالات عالیِ این کتاب، یکی هم مقاله‌ای با عنوانِ "هیولا در هزارتو"ست که به بررسی معماری در فیلم درخشش (1980) ساخته‌ی استنلی کوبریک می‌پردازد.


مقاله هیولا در هزارتو


فیلم درخشش برای دوستداران سینما ــ و به ویژه علاقمندانِ ژانر وحشت ــ یک فیلم کلاسیک و ماندگار است؛ فیلمی که بر پایه‌ی رُمان پرفروش استیفن کینگ ساخته شد و روایتگرِ جنون یک نویسنده در هتلی خالی از سکنه و خدمه است. مشهور است که جرقه‌ی نگارش این رُمان در ذهن کینگ، با اقامتش در هتل استنلی (+)، در پایِ کوهستان راکیِ کلرادو، زده شد. نام هتل در رُمان، به هتل اُوِرلوک تغییر داده شد. کوبریک امّا حجم خارجی هتل را در فیلم‌اش از اقامتگاه کوهستانی تیمبرلاین (+)، واقع در دامنه‌ی کوهستانِ هود در اورِگان، الگوبرداری نمود.


کتاب درخشش


کوبریک، در اقتباس سینمایی‌اش، تغییرات مهمی در رُمان کینگ داد و ترس را به شیوه‌ای مؤثرتر در ساختار و استعاره‌های معماری تعبیه نمود. مثلاً هزارتویِ شمشادی در فیلم، نقشی مؤثرتر نسبت به رُمان دارد و یادآور زندانِ هزارتویی می‌شود که دِدالوس، معمار کرِتی، برای در بند کردنِ مینوتور ساخته بود. دکور این هزارتوی غول‌آسای گیاهی در فیلم، در محوطه‌ی قدیمی کمپانی مترو گلدوین مایر در بورهام‌وود ساخته شد ... .


تصویر زیر: از تصاویر مقاله‌ی "هیولا در هزارتو" ــ نوشته‌ی یوهانی پالاسما ــ
پلانِ بالایی، متعلق به دکور واقعی فیلمبرداری در صحنه‌های هزارتوـست


مقاله هیولا در هزارتو

نماهایی از هزارتو در فیلم درخشش (1980)


به تازگی خانم مریم وقارلاهیجانی (دانشجوی کارگردانی سینما در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر)، مستندی درباره‌ی نقش معماری در فیلم درخشش ساخته‌اند که در بخشی از آن، از مقاله‌ی "هیولا در هزارتو"ی پالاسما استفاده شده است. این بخش را در تماشا و نماشا قرار داده‌ام.





معماری در سینما (12) : معماری در سینمای وودی آلن

دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 08:34 ب.ظ


در میان آثار وودی آلن، ارجاعات فراوانی به "معماری" دیده می‌شود. به تازگی خانم مطهره کاویانی (دانشجوی کارگردانی سینمای دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر)، در یک تحقیق کلاسی، سه نمونه از این ارجاعات را در سه فیلمِ شاخص او به نام‌های آنی‌هال (1977)، هانا و خواهرانش (1986) و منهتن (1979) معرفی نموده‌اند که برایم جالب بوده است:


در آنی‌هال (1977)، وودی آلن تصویری از کودکی خود و خانه‌ای که در آن بزرگ شده است ارائه می‌دهد؛ خانه‌ای مجاور یک شهر بازی و زیر ریل‌های قطاری پیچ و واپیچ. معماریِ سرشار از خیال این مکان باعث می‌شود که او قوّه‌ی تخیّل بسیار فعالی پیدا کند ـ طوری که خود را در بزرگسالی فاقد نیروی تشخیصِ خیال از واقعیت می‌یابد. 


نمایی از فیلم


در هانا و خواهرانش (1986)، وودی آلن از معماری برای معرفی جهان درونِ شخصیت‌های فیلم خود استفاده می‌کند. در ابتدای فیلم، با دکوپاژ خاص و انتخاب قاب‌ها و حرکات متناوب دوربین در راهروها و فضای خانه، آشفتگی و ابهامِ افکار شخصیت محوری خود (مایکل کین) را به تصویر می‌کشد. از طرفی، در سکانس بعدی شاهد خانه‌ی هنرمندی به ظاهر منزوی (ماکس فُن‌سیدو) هستیم که از جهانِ بیرون کناره گرفته و از کنار انسان‌ها بودن لذت نمی‌برد، امّا معماری خانه به گونه‌ای طراحی شده که گویای شفاف‌بودن او برای خودش است. ما شاهد خانه‌ای هستیم که دارای هیچگونه دیوار و تیغه‌ای نیست و فضایی نسبتاً خالی با ستون‌هایی مستحکم دارد که در تناسب با روانِ شفاف و شناختِ شخصیتِ صاحب خانه از خودش است. بدین‌گونه، "خانه" نمادِ دنیای درون انسان‌ها می‌شود: یکی تو-در-تو و نامفهوم؛ و دیگری، شفاف و روشن. 


نمایی از فیلم

نمایی از فیلم


سیگموند فروید، "پلکان" و "راه‌پله" را در رویاهای فرد، نمادی از آمیزش جنسی می‌داند (نکـ "معماریِ تصویر" نوشته‌ی یوهانی پالاسما، ص 38). ما این سازه را با همین تعبیر بارها در فیلم‌های آلن مشاهده می‌کنیم. برای مثال در فیلم منهتن (1979) او بوسیله‌ی قابی شاهکار، تقابل "جسم" و "ذهن" را در قالب دو سازه‌ی "پلکان" و "کتابخانه" (که مقابل یکدیگر قرار دارند) به تصویر می‌کشد. "پلکان مارپیچ" در اینجا، همچون یک لابیرنت یا هزارتویِ عمودی، استعاره‌ای از زندگی جنسی پیچیده و مبهم اوـست.


نمایی از فیلم

نمایی از فیلم


---------------------------------


تماشا و دانلود بخش‌هایی از مستند

 "معماری در سینمای وودی آلن" از نماشا و فورشیرد





معماری در سینما (11) : بازسازی تخت جمشید در فیلم "300: ظهور یک امپراتوری"

پنج‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 05:31 ق.ظ



فیلم 300 در سال 2006 ساخته شد و موضوع آن، روایتی فانتزی از واقعه‌ای تاریخی بود که هرودُت چنین نقل‌اش میکند: 
«در جریان لشگرکشی خشیارشا به سوی آتن (سال 480 پیش از میلاد) در گذرگاهِ ترموپیل، لئونیداس، شاه اسپارت، با نیرویی بسیار اندک (300 نفر) دو روز در برابر سپاه ایران دلاورانه ایستادگی کرد و چندان پای فشرد تا کشته شد».

پس از موفقیت تجاری فیلم مذکور، در سال 2014 دنباله‌ای بر آن ساخته شد به نام 300: ظهور یک امپراتوری. این فیلم نیز مانند سلفِ خود، وقایع تاریخی از متحد شدنِ آرتمیسیا (آرتمیس)، ملکه‌ی هالیکارناسوس، با خشیارشا و شرکت‌اش در نبرد دریایی سالامیس تا منهزم شدن بحریه‌ی ایران توسط ناوگان یونان به رهبری تمیستوکلس (سال 479 پیش از میلاد) را مایه‌ی داستان‌پردازی‌های خود نموده است.


تصویر زیر: گراوری از حضور آرتمیزیا، ملکه‌ی هالیکارناس، در نبرد دریاییِ سالامیس

آرتمیزیا


تصویر زیر: پوستر فیلم "300: ظهور یک امپراتوری"؛ با بازیِ اوا گرین در نقشِ آرتمیزیا

پوستر فیلم 300


باری، برای نگارنده، نه روایت‌های غیرواقعی این فیلم، بلکه کانسپت‌ها و فضاسازی‌های معمارانه‌ و گرافیک سه‌بُعدی کامپیوتری‌اش از کاخ تخت جمشید ـ شهر پارسه (پرسپولیس) جالب بوده است. مارکو جناوِزی [1] در تارنمای خود نوشته است که برای ساخت سکانس ایستادن خشیارشا بر بلندایِ کاخ پرسپولیس و صدور فرمان جنگ علیه آتن، سه روز تمام وقت صرفِ رندر کامپیوتری فضاها و چشم‌انداز معماریِ پر جمعیتِ شهر پارسه کرده بود.


تصویر زیر: کانسپتِ تخت جمشید در فیلم 300، اثر دین شِریف [2] (با کلیک‌کردن، بزرگنمایی دارد)
کانسپت‌های بیشتر از این فیلم، در تارنمای دین شِریف

کانسپت تخت جمشید


تصاویر زیر: بازسازی تخت‌جمشید و رندر کامپیوتریِ فضاهای شهر پارسه با جمعیت
[با کلیک‌کردن، بزرگنمایی دارند]

بازسازی تخت جمشید

رندر کامپیوتری


در معماری اسلامی ایران، پدید آوردن یک رویه‌ی تزئینی از اشکال هندسیِ درهم‌تنیده را اصطلاحاً گره‌چینی یا گره‌سازی می‌گویند. جالب‌ترین سکانس فیلم برایم، آنجاست که آرتمیسیا وارد تالار کاخ داریوش در تخت جمشید می‌شود و در کف تالار و زیر گام‌های او، گره‌چینی اسلامی با طرح عربی قرار داده‌اند!



تصاویر زیر: گرهِ اسلامی با طرح عربی در کف تالار تخت جمشید (!) 

گره اسلامی

گره اسلامی

این "گره‌ِ" خاص را آقای سامان شیخ‌کاظمی، از نو و گام-به-گام رسم نموده‌اند و آقای کورش شاملو هم تدوینی تصویری از مراحل ترسیم‌اش به دست داده‌اند که در آپارات گذاشته‌ام.


-------------------------------------------------------
[1] Marco Genovesi ... head of environments and matte painting | IMDB Profile 
[2] Dean Sherriff ... conceptual artist | IMDB Profile 


معماری در سینما (10) : اتاق جنگِ فیلم دکتر استرنج‌لاو

پنج‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 01:53 ق.ظ


در مقوله‌ی "معماری" در سینما، باید یادی هم بکنیم از "اتاق جنگِ" فیلم دکتر استرنج لاو (1964)، کمدیِ کابوس‌گونه‌ی ضد جنگِ استنلی کوبریک. ساخت دکور این اتاق، حاصل ایده‌‌ی کِن آدام، مدیر هنری و طراح صحنه‌ی مشهور سینما در دهه‌ی 1960، بود. آقای احسان خوش‌بخت در کتاب "معماری سلولوید"، خاطرات کِن آدام درباره‌ی طراحی این فضا را ترجمه کرده است که عیناً نقل میکنم:


«وقتی برای کوبریک ایده‌ام از اتاق جنگ با دو سطح متفاوت را بازگو کردم، به سرعت اعلام کرد که از ایده‌ام راضی است. من هم با خودم تصور کردم که دیگر با رضایت او، کار آسان شده و حالا فقط ساختن دکورها می‌ماند. سه هفته بعد، در حالی‌که در ساخت اتاق جنگ پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده بودیم، استنلی گفت که این ایده جواب نمی‌دهد و او نمی‌داند که با سطح دوّم چه کار کند و پر کردن آن از سیاهی‌لشگر هم بسیار هزینه‌ساز خواهد بود. او از من خواست که طرح دیگری بدهم. اوّل آنقدر ناراحت شدم که برای یک‌ساعت تمام در باغ استودیوی شپرتون قدم زدم تا خودم را آرام کنم. بعد از مدتی پیش استنلی برگشتم و در حالی‌که او با نگاه معنادارش بالای سرم ایستاده بود، سعی کردم طرح‌های مختلفی برای او بکشم.

از میان طرح‌ها، او روی فضایی وسیع که شکلی سه‌گوش داشت مکث کرد و پرسد "آیا مثلث قوی‌ترین فُرم هندسی نیست؟" من گفتم دقیقاً. او ادامه داد "جای خوبی برای یک پناهگاه ضد بمب است". من اضافه کردم، با بتن مسلح. او گفت "یک پناهگاه زیرزمینی بتنی مثلثی‌شکل؛ همین عالی‌ست". او گفت روی میز پارچه‌ی ماقوت سبز می‌اندازیم. من گفتم ولی فیلم سیاه و سفید است. او گفت "عیبی ندارد. میخواهم رئیس‌جمهور و ژنرال‌هایش جوری به نظر برسند که انگار دارند پوکر بازی می‌کنند"».



تصویر زیر: اسکیس "کن آدام" از اتاق جنگ [با کلیک کردن، بزرگنمایی دارد]

اتاق جنگ در فیلم

تصویر زیر: ماکت اتاق جنگ

ماکت اتاق جنگ

تصویر زیر: کن آدام و دکور اتاق جنگ

کن آدام

تصویر زیر: پیتر سلرز (در نقش رئیس‌جمهور آمریکا) در نمایی از فیلم

دکتر استرنج لاو

تصاویر زیر: نماهایی از فیلم 

دکتر استرنج لاو

دکتر استرنج لاو




در میان مستندهای مربوط به این فیلم گشتم تا این خاطراتِ کن آدام را پیدا کنم. سرانجام آن را در دو مستند با نام‌های زیر یافتم و یکجا در آپارات گذاشتم:

1- Inside: 'Dr. Strangelove or How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb' , 2000

2- Ken Adam "Cold War Modern" , 2008



( تعداد کل: 17 )
   1       2       3       4       5    >>