X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

تأثیر هنرهای تجسمی بر آثار برگمان

جمعه 25 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 03:28 ق.ظ


مدتی پیش، یکی از دوستانْ مطلب جالبی درباره‌ی تأثیر هنرهای تجسمی بر فیلم‌های اینگمار برگمان آورده بود که ترغیبـم کرد سری به تارنمای رسمی اینگمار برگمان بزنم و اصلِ نوشته را به قلم اِگیل تورنک‌ویست بخوانم (دریافت بصورتِ PDF از اینجا)تورنک‌ویست، استادِ "مطالعات اسکاندیناوی" در دانشگاه آمستردام بوده و سه سال پیشْ درگذشته است. ماهنامه‌ی "سینما و ادبیات" چهار ماه قبل در شماره‌ی 65 خود، مقاله‌ی او را با ترجمه‌ی رضا مولایی در 5صفحه بصورت فشرده [با حذف و شطرنجی‌کردنِ برخی مطالب و تصاویر(؟!)] منتشر کرد. بخش نخستِ آن، که درباره‌ی فیلم مُهر هفتم (1957) است، جذابیت بیشتری برایم دارد و باعث شد تا پس از مدت‌ها دوباره فیلم را ببینم:



... در نزدیکی استکهلم کلیسای کوچکی هست که برگمانِ خردسال قطعاً با پدر مذهبی خود بارها به آنجا رفته و نقاشی قرون وسطایی آلبرتوس پیکتور (معروف‌ترین نقاش کلیسایی سوئد) را مشاهده کرده است. این تابلوی معروف که موسوم به "چرخ زندگی" است، مردی را نشان می‌دهد که قربانیِ محتومِ مرگ است. 


تصویر زیر: نقاشی "چرخ زندگی" اثر آلبرتوس پیکتور در کلیسای هارکه‌برگا

نقاشی چرخ زندگی


در فیلم مُهر هفتم، که داستان آن در سوئد قرن چهاردهم و دوران اپیدمی مرگبار طاعون (مرگ سیاه) می‌گذرد، برگمان سکانس‌هایی را به آثار هنری قرون وسطایی اختصاص داده است. او در مورد شبهه‌های خاطرات کودکی چنین می‌گوید:

«در زمان کودکی گاهی اوقات اجازه می‌یافتم در سفرهای پدرم به کلیساهای روستاهای اطراف استکهلم برای وعظ و خطابه، او را همراهی کنم. در مدت زمانی که پدر در محراب مشغول وعظ و دعاخواندن بود، من حیران دنیای رازآلود و مرموز نقاشی‌های قرون وسطایی و اشکال حکاکی‌شده روی سقف و دیوارها بودم. در آنجا، هر آنچه تخیلْ آرزو داشت، بود: فرشتگان، قدیسین، اژدهایان، پیامبران، شیاطین و انسان‌ها. [...] در جنگلی "مرگ" با جنگجویی صلیبی شطرنج بازی می‌کند. مرد عریانی با نگاهی خیره [با چشمان از حدقه درآمده] شاخه‌درختی را چنگ زده است در حالیکه "مرگ" پایینِ درخت ایستاده و آن را با لذت ارّه می‌کند (1). در میان تپه‌های کوتاه، "مرگ" برای واپسین‌بار رقصان بسوی سرزمین تاریکی راه می‌پیماید. ولی در طاق دیگرِ کلیسا، مریم مقدس در یک باغ گل سرخْ کودک خردسالی را راه می‌برد ...».


(1) در ترجمه، دست برده‌ام. در متن انگلیسی، اصطلاح "to his heart's content" آمده است (به معنی "با میل تمام") ؛ که آقای مولایی ترجمه کرده‌اند "محتویات قلب او را" اره می‌کند (؟!)


تصویر زیر: نمایی از فیلم "مُهر هفتم" ـ مریم مقدس در باغ، در حال آموختنِ راه رفتن به طفل 

مریم مقدس در باغ


نام اولیه‌ی فیلمْ "شوالیه و مرگ" بود و این نام بلافاصله اثر حکاکی روی مس از آلبرشت دورِر را به یاد می‌آورد: "شوالیه، مرگ و شیطان". در این اثر، شوالیه‌ای سوار بر اسب‌ در حال عبور است؛ در حالی‌که "شیطان" در قامتِ یک خوک و "مرگ" سوار بر اسبی نزار با ساعتی شنی در دست (یادآوری کننده‌ی کوتاهیِ عمر) او را مشایعت می‌کنند.


تصویر زیر: "شوالیه، مرگ و شیطان" ـ اثر آلبرشت دورر

شوالیه ، مرگ و شیطان

شوالیه و مرگ


در ابتدای فیلم، "شوالیه" با صلیبی بر جلوی بالاپوشِ خِفتان خود (نماد جنگجویان صلیبی) مشاهده می‌شود؛ در حالی‌که از ظهور ناگهانیِ تجسم "مرگ" غافلگیر شده است. "مرگ" برای بردن شوالیه به دنیای مردگان آمده است. شوالیه برای به تعویق‌انداختن مأموریتِ "مرگ"، پیشنهاد بازی شطرنج به او می‌دهد. شوالیه و مرگ در برابر دریا و آسمان (پس‌زمینه‌ای عاری از زمان که جهانشمولیِ موقعیت موجود را بیان می‌کند) در دو سوی صفحه‌ی شطرنج می‌نشینند.


تصویر زیر: نمایی معروف از فیلم "مُهر هفتم" ـ شوالیه و مرگ در حال بازی شطرنج

شطرنج شوالیه با مرگ


این سکانس از فیلم، ملهم از نقاشی کشیده‌شده روی دیوار کلیسای تابی در حومه‌ی استکهلم به سال 1485 اثر آلبرتوس پیکتور است. 


تصویر زیر: شطرنجِ "مرگ" ـ اثر آلبرتوس پیکتور

بازی شطرنج مرگ


یوف، میا و اسکات در سکانسی از فیلم در حال انجام پانتومیم روی صحنه‌ای بسیار ساده هستند؛ و روستاییانی هم که به آنان می‌خندند، احاطه‌شان کرده‌اند. طراحی این سکانس، الهام‌گرفته از تابلوی نقاشی موسوم به "بازار دهقانان" اثر [منسوب به] پیتر بالتِن است. در بخشی از این نقاشی، نمایشی طنز در صحنه‌ای در حال اجراست. شوهری که درون سبد نانوایی مخفی شده، همسر خود را با یک کشیش در حال ارتکاب خیانت گرفته است. مثلثِ شوهرـ‌زن‌ـ‌معشوق مشابه مورد فیلم برگمان است.


تصویر زیر: تابلوی "بازار دهقانان" اثر پیتر بالتن

بازار دهقانان

نمایش در بازار دهقانان


تصویر زیر: نماهایی از فیلم "مُهر هفتم" ـ نمایش مضحک در روستا

نمایش مضحک در روستا

نمایش در روستا


در نقاشی دیواری دیگری از آلبرتوس پیکتور در کلیسای هارکه‌برگا، دلقکی در لباس رنگی سنتی و کلاهِ شاخ‌گون‌ـی که زنگوله‌هایی از آن آویزان است، در حال نواختن بربط مشاهده می‌شود. این نقاشی، به وضوح مدلی برای لباس یوف در سکانس تحقیر شوهر از سوی زن است.


تصویر زیر: نقاشی دیواری "دلقکِ بربط‌‌ـ‌نواز" ـ اثر آلبرتوس پیکتور

 دلقک نوازنده


تصویر زیر: نمایی از فیلم "مُهر هفتم" ـ یوف در لباس دلقک

لباس دلقک در فیلم


در نقاشی دیواری دیگری در کلیسای تِنسْتا در نزدیکی اوپسالا، مرد خوش‌لباسی به تصویر کشیده شده که روی درختی که سمبلی از زندگی خود است، نشسته و مشغول شمردن گنجینه‌ی خود است. در پایین درخت امّا "مرگ" در قامت اسکلتی پوشیده با پوستی نازک در حال ارّه کردن درخت است. همان‌گونه که اسکات در فیلم برگمان قصد دارد روی تنه‌ی درخت بخوابد و ناگهان درمی‌یابد که به زودی درخت به وسیله‌ی "مرگ" بریده شده و بر زمین خواهد افتاد.

در اواخر فیلم، "مرگ" برای گرفتن جان شش کاراکتر که با آنها آشنا شده بودیم می‌آید: شوالیه، همسر و محافظش، آهنگر و همسرش و دختر جوان. برگمان در یکی از صحنه‌های بسیار مشهورش آنها را از زاویه‌ی پایین در لانگ‌شات نمایش می‌دهد که همگی در یک ردیف در حال رقص‌ـند؛ در حالی‌که مرگ با داس بلند خود ضرباهنگ رقص‌شان را رهبری می‌کند. انسان‌ها همچون موجودات ریزی در فضای مرزی متافیزیکی آسمان و زمین در حرکت هستند. هر شش نفر شبح‌وار منفرداً جان خود را از دست داده و تبدیل به نمایندگان مرده‌ی بشریت شده‌اند.


تصویر زیر: نمایی معروف از فیلم "مُهر هفتم" ـ رقص مردگان با پیشاهنگیِ مرگ

رقص مردگان


نقاشی‌های دیواری با موضوع "رقص مرگ" در اروپای قرون وسطا متداول بوده است؛ ولی از آنجا که هیچ یک از آنها در کلیساهای سوئدی نگهداری و مرمت نشده‌اند، برگمان نمی‌توانسته هیچ‌یک از آنها را در دوران کودکی دیده باشد. نزدیک‌ترینِ این نقاشی‌ها به سوئد، در کلیسای سنت‌ماری (مریم مقدس) در لوبِک بود که در دوران جنگ جهانی دوّم از بین رفت. ممکن است برگمان آن را در اوایل دهه‌ی سی میلادی و در زمان سکونت در آلمان در سنین نوجوانی دیده باشد و با احتمال بیشتر بازسازی این نقاشی را در پژوهشی از کارل فِرمان به نام "شاعر و مرگ" مشاهده کرده باشد. این پژوهش، چند سال قبل از نوشتن فیلمنامه‌ی مُهر هفتم از سوی برگمان، منتشر شد. در بازسازی فِرمان از تابلوی رقص مردگانِ لوبِک، ردیف طویل رقصندگان از افراد زنده و مُرده به صورت یکی در میان تشکیل شده که دست‌های یکدیگر را گرفته‌اند. احتمالاً نقاشی‌های قرون وسطاییِ "رقص مردگان" نشأت گرفته از افسانه‌ای درباره‌ی سه فرد زنده و سه مُرده است که مردگان به زندگان می‌گویند: شما آن هستید که ما بوده‌ایم و آن خواهید شد که ما هستیم. شاید برگمان در زمان انتخابِ شش شخصیتِ رقص مردگان (سه مرد و سه زن) این افسانه را در ذهن داشته است ... .




در این چند ماه، پیِ فرصتی بودم تا مقاله‌ی فوق را با ترجمه‌ی فارسی در اختیار دوستانِ علاقه‌مند به سینمای برگمان قرار دهم. اکنون می‌توانید آنرا بصورت PDF از اینجا دریافت کنید.




معماری در سینما (11) : بازسازی تخت جمشید در فیلم "300: ظهور یک امپراتوری"

پنج‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 05:31 ق.ظ



فیلم 300 در سال 2006 ساخته شد و موضوع آن، روایتی فانتزی از واقعه‌ای تاریخی بود که هرودُت چنین نقل‌اش میکند: 
«در جریان لشگرکشی خشیارشا به سوی آتن (سال 480 پیش از میلاد) در گذرگاهِ ترموپیل، لئونیداس، شاه اسپارت، با نیرویی بسیار اندک (300 نفر) دو روز در برابر سپاه ایران دلاورانه ایستادگی کرد و چندان پای فشرد تا کشته شد».

پس از موفقیت تجاری فیلم مذکور، در سال 2014 دنباله‌ای بر آن ساخته شد به نام 300: ظهور یک امپراتوری. این فیلم نیز مانند سلفِ خود، وقایع تاریخی از متحد شدنِ آرتمیسیا (آرتمیس)، ملکه‌ی هالیکارناسوس، با خشیارشا و شرکت‌اش در نبرد دریایی سالامیس تا منهزم شدن بحریه‌ی ایران توسط ناوگان یونان به رهبری تمیستوکلس (سال 479 پیش از میلاد) را مایه‌ی داستان‌پردازی‌های خود نموده است.


تصویر زیر: گراوری از حضور آرتمیزیا، ملکه‌ی هالیکارناس، در نبرد دریاییِ سالامیس

آرتمیزیا


تصویر زیر: پوستر فیلم "300: ظهور یک امپراتوری"؛ با بازیِ اوا گرین در نقشِ آرتمیزیا

پوستر فیلم 300


باری، برای نگارنده، نه روایت‌های غیرواقعی این فیلم، بلکه کانسپت‌ها و فضاسازی‌های معمارانه‌ و گرافیک سه‌بُعدی کامپیوتری‌اش از کاخ تخت جمشید ـ شهر پارسه (پرسپولیس) جالب بوده است. مارکو جناوِزی [1] در تارنمای خود نوشته است که برای ساخت سکانس ایستادن خشیارشا بر بلندایِ کاخ پرسپولیس و صدور فرمان جنگ علیه آتن، سه روز تمام وقت صرفِ رندر کامپیوتری فضاها و چشم‌انداز معماریِ پر جمعیتِ شهر پارسه کرده بود.


تصویر زیر: کانسپتِ تخت جمشید در فیلم 300، اثر دین شِریف [2] (با کلیک‌کردن، بزرگنمایی دارد)
کانسپت‌های بیشتر از این فیلم، در تارنمای دین شِریف

کانسپت تخت جمشید


تصاویر زیر: بازسازی تخت‌جمشید و رندر کامپیوتریِ فضاهای شهر پارسه با جمعیت
[با کلیک‌کردن، بزرگنمایی دارند]

بازسازی تخت جمشید

رندر کامپیوتری


در معماری اسلامی ایران، پدید آوردن یک رویه‌ی تزئینی از اشکال هندسیِ درهم‌تنیده را اصطلاحاً گره‌چینی یا گره‌سازی می‌گویند. جالب‌ترین سکانس فیلم برایم، آنجاست که آرتمیسیا وارد تالار کاخ داریوش در تخت جمشید می‌شود و در کف تالار و زیر گام‌های او، گره‌چینی اسلامی با طرح عربی قرار داده‌اند!



تصاویر زیر: گرهِ اسلامی با طرح عربی در کف تالار تخت جمشید (!) 

گره اسلامی

گره اسلامی

این "گره‌ِ" خاص را آقای سامان شیخ‌کاظمی، از نو و گام-به-گام رسم نموده‌اند و آقای کورش شاملو هم تدوینی تصویری از مراحل ترسیم‌اش به دست داده‌اند که در آپارات گذاشته‌ام.


-------------------------------------------------------
[1] Marco Genovesi ... head of environments and matte painting | IMDB Profile 
[2] Dean Sherriff ... conceptual artist | IMDB Profile 


AMIT-Band 46- 2014

سه‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 05:41 ب.ظ
دیروز بالاخره چشممان به جمال AMIT-46  روشن شد؛ کتابی که فرضیه و مقاله‌ام در صفحات 321-330 آن چاپ شده است. کتاب را از آلمان با هزینه‌ی خودشان پُست کرده بودند به دانشگاهمان در رامسر. ظاهراً یک هفته‌ای از رسیدنش می‌گذشت ولی دبیرخانه، دیروز به دستم رساند. تعجب کرده بودند که این بسته با علامت پُست آلمان "Deutsche Post" در دانشگاه آزاد رامسر چه می‌کند؟! من امّا به محض دیدن‌اش، دانستم که مُحتویِ چیست. 


کتاب، چاپ بسیار نفیسی دارد: کاغذ گلاسه، رنگ‌های درخشان و صحافی قُرص و زیبا. شادی‌ام با دیدن مقاله‌ مضاعف شد؛ مقاله‌ای که سه سال پیش برایشان فرستاده بودم و با طی کردن روند طولانیِ داوری و انتظار، اینک بصورتی چشم‌نواز به طبع رسیده است.


گفتم حالا که کتاب را در دست دارم، به معرفی مختصر چند مقاله‌اش از هم‌قطاران ایرانی هم بپردازم:

حامد وحدتی نسب از دانشگاه تربیت مدرس [1]، در مقاله‌ی  The Upper Paleolithic of the Iranian Central Desert: the Delazian Site به دوره‌ی پارینه سنگی جدید ایران و محوطه‌ی دلازیان در استان سمنان پرداخته است. او با بررسی مجموعه دست‌افزارهای سنگیِ جمع‌آوری شده، محوطه‌ی دلازیان را دربر دارنده‌ی ایستگاه‌های موقت و دائمی ــ و احتمالاً در نزدیکی منابع آبی به شکل رودخانه‌ها و پلایاها ــ که در خلال چندین هزاره مورد استفاده قرار گرفته است، معرفی می‌کند.

عمران گاراژیان از دانشگاه نیشابور [2]، در مقاله‌ی Qaleh Khan a Site in Northern Khorassan and the Neolithic of North Eastern Iranian Plateau بخشی از مطالعات باستان‌شناسی محوطه‌ی قلعه خان در 63 کیلومتری شهر بجنورد در خراسان شمالی را منتشر کرده است. او که سرپرستی گروه کاوش در این محوطه (از سال 1384 تا 1387) را عهده‌دار بوده، به یافته‌های  حاصل از پژوهش میدانی ، با تمرکز بر لایه‌های نوسنگی گمانه‌ی 3 ، پرداخته است. 

محمد اسماعیل اسمعیلی جلودار از دانشگاه تهران [3]، در مقاله‌ی  ...Central Zagros, Highland Fars and Lowland Susiana مطالعه‌ای مقایسه‌ای بین مجموعه سفال‌های به دست آمده از یکی از محوطه‌های کاوش نجات‌بخشی در حوزه‌ی سد و تونل سوم کوهرنگ به نام "حاجی جلیل" با نمونه‌های به دست آمده از محوطه‌های شاخص خوزستان و فارس انجام داده است. پرداختن به چگونگی انجام کاوش (در مقام سرپرستِ گروه، سال 1388)  و لایه‌نگاری و گاهنگاری اولیه‌ی این محوطه هم از دیگر موارد مورد اشاره‌ی ایشان است.

علیرضا عسکری چاوردی [4]، در مقاله‌ی  Tol-e Ajori: a Monumental Gate of the Early Achaemenian period in the Persepolis Area  به یافته‌های فصل چهارم (1393) کاوش هیأت ایرانی-ایتالیایی در "تل آجریِ" پارسه‌ی فارس پرداخته است و  بیان نموده که این "ساختمان-دروازه" متعلق به دوره‌ی آغاز هخامنشی بوده و بر اساس طرح بنای بابلی نوی "دروازه‌ی ایشتار" ساخته شده است. طبق مطالعات ایشان، نگاره‌شناسی و ساختار آجرهای لعابدار این بنا، شبیه نمونه‌های بابلی است و با آجرهای لعابدار شوش و تخت جمشید تفاوت‌های آشکاری دارد.  

مهرنوش سروش، در مقاله‌ی The Misr of ‘Askar Mokram: Preliminary Report and Framework for Future Research به پژوهش درباره‌ی سازمان فضایی شهر تاریخی "عسکر مُکرم" در استان خوزستان پرداخته است. وی، "عسکر مکرم" را یکی از نمونه‌های کلاسیکِ امصار در صدر اسلام معرفی می‌کند و علاوه بر مستندسازی به کمک سنجش از راه دور و مطالعات میدانی،  تاریخ بنیانگذاری و زوال شهر را با استفاده از متون تاریخی بررسی نموده است. 


[1] با همکاری جفری کلارک
[2] با همکاری لیلا پاپُلی یزدی و حمیده فخر قائمی
[3] با همکاری سعید ذوالقدر
[4] با همکاری پی‌یر فرانچسکو کالیری و عماد متین


انتشار فرضیه و مقاله‌ام در AMIT46

جمعه 10 دی‌ماه سال 1395 ساعت 07:38 ب.ظ

نشریه‌ی ارجمندِ  AMIT)     Archäologische Mitteilungen aus Iran und Turan)  [که توسط مؤسسه‌ی باستان‌شناسی آلمان (دپارتمان اوراسیا) منتشر می‌شود]  در شماره‌ی اخیر خود، فرضیه و مقاله‌ام در خصوص ملاحظات خورشیدی در طرح‌ریزی شهرهای مدوّر عهد ساسانی را  به چاپ رسانده است. این نشریه، دارای نمایه‌ی بین‌المللی معتبر  Index Islamicus  بوده و به یافته‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسیِ حوزه‌ی ایران و توران (آسیای مرکزی) می‌پردازد. اصل مقاله‌ام در AMIT46 را می‌توانید از لینک‌های زیر دریافت کنید:

1- دریافت از سایت پیکوفایل

2- دریافت از سایت آکادمیا


پیش‌تر، نسخه‌ی فارسی این مقاله  در کتاب الکترونیکی مجموعه مقالات دومین همایش ملی باستان‌شناسی ایران منتشر شده بود.

 




( تعداد کل: 24 )
   1       2       3       4       5       6    >>