در سال تحصیلی 1394-1395، در دو نیمسال پیاپی، واحد درسی "معماری" برای دانشجویان رشتهی کارگردانی سینمای دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر، ارائه و توسط نگارنده تدریس شد. سلسله درس-گفتارهای «معماری در سینما» که تا کنون، بخش اوّل آن منتشر شده، از مباحث کلاسی مذکور انتخاب گردیده است و به مرور، تکمیل میشود.
از نوشتههای استاد ایرج رامینفر:
فیلم شکلگرایانهی همشهری کین (1941)، اثر اورسُن ولز، با طراحی صحنهی دارِل سیلوِرا و وَننِست پولگلاس، از نظر تکنیک اجرایی و شیوهی بیانی دکور، تحت تأثیر سبک اکسپرسیونیستی بود.
همشهری کین، روایت زندگی چارلز فاستر کین، پسر یک خانوادهی روستایی ساده است که به مرور در زمینهی مطبوعات و سیاست صاحب نفوذ و موفقیت مادی شده و رفته رفته به یک سرمایهدار بزرگ تبدیل میشود. ثروت افسانهای او روز به روز افزون میگردد؛ امّا خودش از نظر عواطف و احساسات تهی میشود و سرانجام تنها در قصر باشکوهش «زانادو»، که به عمد به سبک نقاشیهای کلاسیک و رؤیایی کتابهای رُمانتیک اواخر قرن هجده طراحی شده است، میمیرد و آخرین کلمهای که بر زبان میآورد «رُزباد» (غنچهی گل سرخ) است، یعنی نقشی که بر سورتمهی دوران کودکیاش نقاشی و کنده شده بود.
قصر افسانهای زانادو
معماری قصر افسانهای «زانادو» با تلفیقی از سبکهای برونگرای باروک و گوتیک، به صورت دکور، سعی دارد از طریق ویژگی فراوانی شکلهای گوناگون معماری و تزئینات، کنتراست نور و رنگ خاکستری، درهم بودن شیوهی ترکیب شکلها، تنوعطلبی و تضاد، فضایی مرموز و گمشده در غبار زمان را ایجاد کند و در تماشگر نوعی گرایش به عظمت شبه اساطیری و خلق انسان برتر و وابسته به مادیات، به وجود آورد و شیفتگی او را به ظواهر زندگی و جمعآوری اشیای عتیقه و آثار هنری از همه جای دنیا به بیننده القا کند. معماری سرد و سنگی فیلم از نظر رو-در-رو قرار دادن حضور سنگین مادیات در مقابل عواطف انسانی، فضایی موفق است.
شومینهی نامتعارف قصر زانادو
در نمایی از فیلم، شکلِ قرار گرفتن همسر کین در پسزمینهی تصویر ــ نشسته ــ و همچنین عمق میدان، کوچک و حقیر بودن او را در مقابل هیبت و عظمت یک شومینه که مخصوصاً در اندازهای اغراقآمیز و بزرگتر از واقعیت، طراحی و ساخته شده است نشان میدهد. حضور مومیاییوار خودِ کین در پیشزمینهی تصویر ــ به حالت بیحرکت ــ و یکی شدن او با مبل راحتی که درون آن فرو رفته است، حالتی از زندگی خدایان در آسمانها را تداعی میکند.
عبور کین از دالان قصر زانادو
ولز، در بخشی از فیلم، کین را در حال گذر از دالان قصر رؤیاگونهاش زانادو، با سبکهای مختلف معماریِ غرب و شرق در کنار هم، به تصویر کشیده است. در اینجا، فضای دکور به شکلی کاملاً مؤثر، گذشتن کین از دروازههای تاریخ و پیوستناش به اسطوره و افسانه را مجسم میکند؛ و هم تهی شدن آدمها از عواطف و احساسات و تبدیل شدنشان به جزئی از اشیای لوکس و عتیقهی موجود در فضای قصر را به ذهن متبادر میسازد.
فیلم توضیحی زیر، با صدا و تدوین داود بهمنی (یکی از دانشجویان) ـ بر اساس نوشتهی ایرج رامینفر ـ تهیه شده است: