X
تبلیغات
رایتل

دخترک چوپان و بخاری‌ پاک‌کن

سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 06:14 ب.ظ

از میان قصه‌های هانس کریستین اندرسن، "دخترک چوپان و بخاری پاک‌کن" قصه‌ی ویژه‌ای است که الهام‌بخش نقاشی‌ها و انیمیشن‌های خیال‌انگیز بسیاری شده: 

دو مجسمه، یکی دخترک چوپان و دیگری پسر بخاری پاک‌کن (دودکش پاک‌کن) عاشق همدیگر می‌شوند ولی مجسمه‌ی بزرگِ یک مرد چینی، که ادعا می‌کند پدربزرگ دخترک است، مخالف این دلدادگی است و می‌خواهد دخترک را به ازدواج مجسمه‌ی عجیبی معروف به "فرمانده‌ی پابُزی" درآورد. بخاری پاک‌کن که ناراحتی دخترک را می‌بیند، پیشنهاد می‌کند که از طریق دودکش بخاری، از خانه فرار کنند و به جهان بزرگ بیرون پابگذارند. آنها بدین طریق خود را به بالای دودکش می‌رسانند و دخترک می‌تواند برای اولین بار، زیبایی آسمان پر ستاره‌ی شب را ببیند و [...] . ولی خلوت دو دلداده زیاد به طول نمی‌انجامد و دخترک با اضطراب ناگهانی خواستار برگشت به خانه و جای خود می‌شود. آنها به داخل خانه برمیگردند و می‌بینند که مجسمه‌ی بزرگِ مرد چینی  از روی میز بر  زمین افتاده و چند تکه شده است ... .

این قصه را نخستین‌بار "اردشیر نیک‌پور " در دهه‌ی 1340 شمسی به فارسی ترجمه کرد و همراه هشت داستان دیگر تحت عنوان "باغ بهشت" در جلد اوّل از "مجموعه‌ی قصه‌های آندرسن" در سری کتابهای طلایی انتشارات امیرکبیر منتشر شد.  متن انگلیسی این قصه ( THE SHEPHERDESS AND THE CHIMNEY SWEEP) و چند قصه‌ی دیگر اندرسن ، با تصاویر زیبای کار شده در سال 1915  را میتوانید از اینجا دریافت نمایید. فایل صوتی قصه‌خوانی‌اش (به انگلیسی) را هم  میتوانید از اینجا دانلود کنید. 

از انیمیشن‌هایی که با الهام از این قصه ساخته شده‌اند، "پادشاه و آقای پرنده" شهرتی جهانی دارد. این انیمیشن، نخستین فیلم بلند نقاشی متحرکی است که در فرانسه تولید شد و روند تکمیلِ آن از سال 1947 تا 1979 به طول انجامید. "پل گریمو"، انیماتور فرانسوی، این فیلم  را بر اساس فیلمنامه‌ی سورئالیستی "ژاک پره‌ور" کارگردانی کرد و نسخه‌ی اولیه‌ی دوبله شده‌ی انگلیسی‌اش (سال 1953)، صدای هنرپیشگان مطرحی چون "پیتر یوستینف" و "کلر بلوم" را بر خود داشت.

در فیلمنامه‌ی ژاک پره‌ور، تصویرِ سلطان ظالم و مستبدی در یک تابلوی نقاشی، شیفته‌ی  تصویر "دخترک چوپان"می‌شود و مجسمه‌ی یک سوارِ پیر هم واسط ازدواج‌شان ؛ ولی دخترک با دلداده‌ی خود، یعنی تصویر "پسر بخاری پاک‌کن" ، از بوم‌های نقاشی‌شان پایین آمده و می‌گریزند. این اتفاقات، شبانگاه در اتاق خصوصی سلطان روی می‌دهد. سلطان از خواب برمیخیزد و گارد امنیتی خود را فرا میخواند، ولی پیش از رسیدن نیروهای امنیتی، توسط تصویرش به قتل می‌رسد. تصویرِ سلطان، بجای خودِ سلطان بر تخت می‌نشیند و با پاسبان‌ها و نیروهای موتوریزه‌ به دنبال دو دلداده می‌رود ... .


بخش‌هایی از این انیمیشن با تخیّل تکان‌دهنده‌اش را میتوانید از اینجا دریافت نمایید.



رویای کریسمس و آرزوی نوروز

جمعه 23 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 03:22 ب.ظ

زمان زیادی به جشن کریسمس نمانده است. امروز در میان انیمیشن‌های قدیمی والت دیزنی ، چشمم به این انیمیشن جالب افتاد با داستان هدیه آوردن بابا نوئل برای بچه‌ها. دیزنی در این انیمیشن [که احتمالاً در دهه‌ی 1930 میلادی ساخته شده باشد] رویا و خیالپردازی زیبای این ایام را برای کودکان سرزمینش به تصویر کشیده است. این رویا، هرچند متکی بر فرهنگ عامه‌ی اروپایی و امریکایی است، ولی طوری با هنرمندی پرداخته و خلق شده که همه‌ی کودکان دنیا میتوانند از آن لذت ببرند.  

جای چنین هنرمندانی و انگیزه‌ی خلق چنین آثاری در ایرانِ ما خالی است. اگر کریسمس در زمستان است، نوروز ِ ما در بهار است؛ برای نوروز، بیش از کریسمس، داستان‌ها و افسانه‌هایی است که تا کنون در قالب انیمیشن برای کودکان سرزمینمان ارائه نشده؛ و آرزویی است که روزی چنین شود.  

 

این اثر خلاقانه‌ی والت دیزنی را  میتوانید از اینجا دانلود کنید (حجم فایل ویدئویی: 31.7MB)  

افسانه هایِ ماهِ رنگ پریده (۲)

پنج‌شنبه 16 دی‌ماه سال 1389 ساعت 07:24 ب.ظ


افسانه هایِ ماهِ رنگ پریده (۲)


مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم / هوادارانِ کوی ش را چو جانِ خویشتن دارم

در پُستِ قبلی، حکایتِ "زنِ برفی" باز گفتم و اینک روایتی دیگر از "افسانه های ماهِ رنگ پریده"؛ روایتی از انیماتور شهیر ژاپنی "کیهاچیرو کاواموتو" (Kihachirō Kawamoto) بر اساس ِ فسانه ای کهن از سده ی 14 میلادی با نام ِ "دوجوجی" (Dōjōji

شاهکاری خلق شده از عروسکهای ِ جان دار در سالِ 1976 میلادی!

 



افسانه ی دوّم: گناهِ عاشق، و گناهِ معشوق

 

روزی روزگاری، دو راهب، یکی پیر و دیگری جوان، عازم ِ معبدِ "دوجو" (دوجو‌ـ‌جی) شدند ... آنها راهی طولانی به فراز ِ کوه، جایی که معبد واقع بود در پیش داشتند ...

در میانه ی راه، از بیم ِ تاریکی ِ شبِ جنگل، به خانه ای پناه آوردند. صاحبِ خانه، زن ِ جوان و تنهایی بود که به نخستین نگاه، دل به راهب جوان بست ...

زن، شبانه به بالین ِ جوان می رود و از احساس ِ پُر شور ِ خود با او سخن می گوید؛ راهب جوان ولی با او مهربانی نمی کند، بلکه او را از خود می راند و مجسمه ی کوچکی از "بودا" که همراهِ خود داشته به درس ِ تقوا به زن می بخشد ...


روایتِ "کیهاچیرو کاواموتو" (Kihachirō Kawamoto) در انیمیشن ِ "دوجوجی" (Dōjōji)
ساخته ی سالِ 1976 سینمایِ ژاپن

برای دانلودِ  قطعه انیمیشن اول، اینجا کلیک کنید!

Download here



زن، مجسمه را سخت عزیز می دارد و برایش نشانه ای از بازگشت و وصالِ معشوق می شود! ولی روز ِ بعد که جوان و مرشدش خانه را به سویِ معبد ترک می کنند، عنان ِ صبر و تحمل از کف می دهد و بی تابانه در پی ِ یافتن ِ محبوب برمی آید ...

سرآخر، راهب جوان را در کنار ِ چشمه ای بازمی یابد و تمنّایِ خود تکرار می کند. پسر ِ جوان، به مانندِ اینکه دیو و اهریمنی دیده باشد، منزجرانه از زن می گریزد ... زن با دیدنِ انزجار  و گریختن ِ پسر، مجسمه ی بودای ِ کوچک ِ اهدایی اش را به سویِ او پرت می کند ...

پسر ِ جوان به یاریِ یک قایقران از رودخانه ی پر خروشی در میانه ی راهِ معبد می گذرد؛ زن که همچنان در پی ِ اوست، هرقدر با پریشانی به قایقران اصرار می کند که او را نیز از رودخانه بگذراند، مردِ قایقران اهمیتی نمی دهد و بی اعتنا می ماند ...

زن که شاهدِ دور شدن ِ معشوق و از دست دادن اش است، دیوانه وار خود را به امواج ِ خروشان ِ رودخانه می سپارد تا با شنا خود را به آن سویِ رود برساند ... در میانِ امواجِ سهمگینِ رودخانه، آتش ِ درون و جان ِ زن به مانندِ اژدهایی بزرگ رُخ می نماید و در حیرت و بهت ِ مردِ قایقران و راهب جوان، زن بدل به یک اژدها می شود ...


روایتِ "کیهاچیرو کاواموتو" (Kihachirō Kawamoto) در انیمیشن ِ "دوجوجی" (Dōjōji)
ساخته ی سالِ 1976 سینمایِ ژاپن

برای دانلودِ  قطعه انیمیشن دوم، اینجا کلیک کنید!

Download here



راهب جوان، ترسان و گریزپا خود را به معبد می رساند و شرح ِ ماوقع برای ِ کاهن ِ اعظم بازمی گوید ... به تصمیم ِ کاهن ِ اعظم او را، نیایش کنان، در زیر ِ ناقوس ِ بزرگِ فلزیِ معبد پنهان می سازند ...

زن در کالبدِ اژدها، درهای ِ معبد را می شکند ... کاهنین و نگهبانانِ معبد، هراسان می گریزند و اژدها به سوی ِ ناقوس می رود و با دَم ِ آتشین ِ خود آنقدر به دور ِ محل ِ ناقوس می دمد که جایگاهِ ناقوس را آتشی مهیب فرا می گیرد ... اژدها هنگام ِ این کار اشک می ریزد؛ اشکی به رنگِ خون ... سپس از معبد خارج می شود و در پای ِ پله هایِ معبد دوباره به کالبدِ زن نمایان می شود ...

زن، آرام آرام به سوی ِ پرتگاه می رود و خود را از آنجا به زیر می افکند ...

روز ِ بعد، کاهنین ِ معبد ناقوس ِ بزرگ را بلند می کنند و راهب جوان را در زیر ِ آن بازمی یابند، در حالیکه جسم اش به تمامی سوخته است و جز استخوانی از او نمانده ... .


روایتِ "کیهاچیرو کاواموتو" (Kihachirō Kawamoto) در انیمیشن ِ "دوجوجی" (Dōjōji)

ساخته ی سالِ 1976 سینمایِ ژاپن

برای دانلودِ  قطعه انیمیشن سوم، اینجا کلیک کنید!

Download here


________________________________________



( تعداد کل: 19 )
<<    1       2       3       4       5