این روزها که ایام ِ انتخابات است و
امشب هم که قرار است مناظره ی آقای "موسوی" با "احمدی نژاد"
باشد (که امیدوارم بحثِ داغی باشد با نتایجی روشن) بعضی افرادِ جویای ِ نام نیز
بستر را مناسب دیده اند تا با نوشتن نامه های سرگشاده به این کاندیدا یا آن
کاندیدا عرض ِ اندام کنند و از تریبون های انتخاباتی ِ موجود بیشترین بهره را برای
مطرح کردن ِ خود ببرند؛ الله اعلم ...
به هر رو، رویه ی ما در "از
این اَوستا" اینگونه نیست و این را در پاسخ دوست ِ معمار ِ ارجمندی که می
گفت، خواسته های خود را در حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی ِ ایران در نامه ای
سرگشاده و با امضای ِ جمعی ِ همه ی همکاران خطاب به جناب آقای ِ مهندس "میر
حسین موسوی" منتشر سازیم می گویم که: مرا معاف دارید!
برگردیم به رشته ی مورد ِ علاقه ی
خودمان؛ بناهای ِ تاریخی و "چارتاق ها":
دوستانی که مطالب ِ این وبلاگ را
دنبال می کنند، نیک می دانند که مدتی است روابط ما با "اخترباستانشناس"
ِ محترمی (عنوان ِ دانشگاهی ِ "اخترباستانشناس" را چون خود ِ ایشان به
کار برده اند آورده ام، وگرنه چنانچه روزی مشخص شود که مدرک ایشان، چیزی مشابه
مدرک فوق دیپلم آقای ِ دکتر کُردان بوده است، دوستان مرا متهم به نشر ِ
اکاذیب نکنند!) بر سر ِ فرضیات شان بر سر ِ "چارتاقی" ها سخت تیره شده
است و کار به جایی رسیده است که ایشان سایه ی مرا با تیر می زنند!
حال آن که ما از ابتدا دلمان نمی
خواست اینطور شود و محترمانه به جناب ِ "اخترباستانشناس" می گفتیم که
اگر به نظر ایشان چارتاقی های ِ مجرد ِ حاشیه ی
روستاها یا راه های پرت و دور افتاده کاربری نجومی داشته اند و بنا به فرضیات ِ
ایشان می شد از آنها جهت ِ اعلام جشن ها و اعلام موعدهای کاشت و برداشت در عهد
ساسانی استفاده کرد (بگذریم از اینکه چرا این چارتاقها را برای این منظور در خود
روستا نمی ساختند و با ساخت ِ آنها در کنار راه های ِ پرت ِ حاشیه ی آبادی ها کار
را بر خودشان و مردم سخت می کردند!)، پس تکلیف ِ این همه چارتاقی ِ مجرد با دیوار
ِ محیطی ِ بلند بر گرد ِ گنبدخانه شان که رصد خورشید را از زوایای ِ مورد نظر
ایشان سلب می کند چه می شود؟
خُب ما این سؤال را با متانت پرسیدیم،
که پاسخ درستی نشنیدیم و جواب ِ سربالا به ما دادند. طرز پاسخگویی ِ ایشان و
تعبیرات خاصی که در پاسخ شان استفاده کرده بودند، مرا به شک انداخت و باعث شد که
این قضیه را بیشتر پیگیری کنم ...
...
طی ِ این زمان، ادبیات ِ
پاسخگویی ام را متناسب با لحن ِ جناب ِ "اخترباستانشناس" انتخاب نمودم؛
این بخشی از باور ِ من است: «آینه ای در برابر ِ دیگران» که البته مایه ی رنجش ِ
برخی از دوستان و استادان ام شد و گلایه داشته اند از این لحن!
می گویم که دوستان و استادان ِ
ارجمند، کمی هم به نیمه ی پُر ِ لیوان بنگرید:
طی ِ این دعوا، یک علاقه و توجه خاص
بین معماران و مرمتگران و باستانشناسان و حتی افرادی خارج از این گود، نسبت به
"چارتاقی" ها ایجاد شده است. این بسیار ارزشمند است؛ اینکه ما بتوانیم
این دعوا بر سر این قضیه را به سوی ِ یافته ها و تلاش هایی نو در شناخت ِ
بهتر ِ "چارتاقی ها"، این سازه های ویژه ی معماری ِ ایرانی، هدایت کنیم.
من و "اخترباستانشناس" محترم هم هیچ پدرکشتگی با هم نداریم. ایشان سخنان
نویی را مطرح کرده اند و بنده هم در جایگاه ِ یک مرمتگر ِ بناهای ِ تاریخی، همه ی
آنها را بیهوده گویی و خیالپردازی می دانم و همانطور که ایشان نباید میدان را خالی
کنند و محکم سر ِ حرف هایشان بایستند و در اثبات ِ فرضیات شان بکوشند، می توانند
مطمئن باشند که بنده هم کارم را به نحو احسن انجام خواهم داد و در اثبات ِ بیهوده
گویی هایشان خواهم کوشید.
"چارتاقی ِ کهک" و بی
احترامی به شعور مخاطب
"اخترباستانشناس" ِ ارجمند
اینبار به سراغ ِ بنای ِ"امامزاده سیده معصومه" (زینب خاتون) از نوادگان
ِ امام موسی کاظم (ع) در شهر "کهک" (به مسافت ِ قریب ِ 30
کیلومتریِ قُم) رفته اند و چنانچه مدعی شده اند توانسته اند «به وجود یک چارتاقی
تقویمی در دل بنا» توفیق یابند و « هرچند که انجام اندازهگیریها
و پیبردن به لبههای اصلی پایههای چارتاقی و زاویههای میان آنها به دلیل انبوه
روکاریهای افزوده بر آن و سازههای پیرامون آن دشوار مینمود، اما رسم پلان
چارتاقی و زاویه خط دیدهای آن» را « با دقت قابل قبولی» به انجام رسانده اند.
ایشان همچنین گنبد ِ زیرین از دوپوش ِ
این بنا که یک عرقچین ساده است که آنرا با اجرای ِ نیم طاقی در چهار گوشه ی بنا و
تبدیل ِ زمینه ی مربعی به هشت ضلعی و سپس اجرای رسمی بندی و تبدیل به فرم فلکه ای
اجرا نموده اند مورد بررسی های ِ دقیق ِ خود قرار داده و در پایان ِ این بررسی ها
درباره ی این عرقچین (گنبد زیرین) و گنبد بیرونی ِ هرمی ِ شانزده ترکی آن چنین داد
ِ سخن داده اند که:
« اتاق آرامگاه، دارای
گنبدی دوپوش است. گنبد زیرین با سبک و خیز خراسانی و متداول عصر اشکانی، بازماندهای
از بنای اصلی چارتاقی بوده که بر بالای آن گنبد دوازده وجهی زیبایی با آجرکاشیهای
هندسی ساخته شده است»
از آنجا که بحث در این باره برایم
بسیار جالب است و نمی خواهم لذتِ پرسش از "اخترباستانشناس" عزیز را
درباره ی «سبک و خیز خراسانی و متداول اشکانی» عرقچین ِ این بنا در روز همایش ِ
ملی چارتاق ها از دانشجویان ام دریغ کنم، به همین اشاره ی کوتاه بسنده کرده و
مابقی را برای روز همایش می گذارم و حال اصل ِ بحث که همانا طرحی است که
ایشان از وضعیت ِ رصد ِ خورشید در این بنا ارائه داده اند:

تصویر 1: خط دیدهای طلوع خورشید در چارتاقی کهک که واضع ِ فرضیه ی کاربری
نجومی چارتاقی ها ارئه داده است.
- در گوشه ی بالا سمت ِ چپ ِ نقشه، علامت ِ «شمال جغرافیایی» یا همان "شمال ِ
حقیقی" با حروف اختصاری T.N را قرار داده اند
- خط افقی ِ آبی رنگ با نام ِ WS خط رصد خورشید ِ انقلاب ِ زمستانی است
- دو خط مورب سبز رنگ با نام ES1 و ES2 خطوط رصد اعتدالین است
- دو خط مورب بنفش رنگ با نام SS1 و SS2 خطوط رصد انقلاب ِ تابستانی است
ببینیم واضع ِ فرضیه چه می گوید:
« در این چارتاقی برای هر یک از نقطههای اعتدالها
و انقلاب تابستانی، دو خط دید مجزا و مستقل وجود دارد که در نقشه دیده میشود.
همچنین جبهه اصلی و یکی از محورهای تقارن، رو به سوی طلوع خورشید در انقلاب
زمستانی دارد. این ویژگیها خصوصیتی ممتاز و استثنایی به این چارتاقی بخشیده
است... در بخشی از بناهای الحاقی که رو به سوی جبهه جنوب شرقی بنا دارند، پنجره و
درهایی وجود دارد که اکنون نیز میتوان طلوع خورشید انقلاب زمستانی را از درون
چارتاقی مشاهده کرد.»
تصویر 2: همان تصویر ِ
پیشین که خط شمال ِ آنرا امتداد داده ام تا سایر خطوط را قطع کند.
زاویه ی بین ِ خط ِ رصد اعتدالین و
خط ِ رصد انقلاب تابستانی به درستی 23 درجه می باشد که آنرا نشان داده ام ولی زاویه
ی خط رصد انقلاب زمستانی با خط رصد اعتدالین نه 23 و حتی 24 درجه بلکه 57 درجه
است.
دلیل آنرا چنین توضیح داده اند که:
« چشمانداز شرقی بنا همچون چارتاقی نیاسر،
افقی هموار در نقطه انقلاب تابستانی و افقی کوهستانی در نقطه انقلاب زمستانی و تا
اندازهای در افق اعتدالین دارد»
بسیار خوب، زاویه ی 57 درجه را
همانطور که گفته اند به حساب افق کوهستانی می گذاریم. ولی لطفاً به شعورمان بی
احترامی نکنید جناب ِ "اخترباستانشناس":
خودتان می گویید که در نقطه ی انقلاب
ِ تابستانی، افقی هموار دارید و زاویه ی خطوط ِ رصد ِ انقلاب ِ تابستانی با
اعتدالین را هم به مقدار ِ صحیح ِ 23 درجه نشان داده اید؛ به این معنی، چون
خورشید در اعتدالین (ES1 و ES2) دقیقاً از شرق جغرافیایی طلوع می کند و
خط رصد آن با شمال ِ جغرافیایی باید 90 درجه باشد می توانید توضیح دهید که چرا
اینطور بی پروا زاویه ی «شرق جغرافیایی» تا «شمال جغرافیایی»را در طرحتان 44 درجه
گرفته اید و آیا منتظر بوده اید که روزی به شما تذکر بدهند زوایای ِ چهار جهت ِ
اصلی با یکدیگر، قائمه و 90 درجه است؟!
|