X
تبلیغات
رایتل

به یادِ بهرام زند

سه‌شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 08:24 ب.ظ


گذری به خاطرات کودکی و نوجوانی؛ دهه‌ی 60 ؛ با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هایش. جنگ بود و سختی، ولی انگار که مردم با هم صمیمی‌تر بودند. شاید بخاطر همان صمیمیت و همدلی، هنوز آن ایّامْ برایمان بهترین است: ساده، صادق و راستگو.

هفته‌ی پیش که بهرام زند درگذشت، یکی از نوار قصه‌های قدیمی‌ام را در جست‌وجوی صدایشْ کاویدم. نوار-قصه‌ی شماره‌ی 5 شرکت زنگ تفریح؛ که یک‌ روی‌اش داستان "خاله سوسکه" بود و آن روی‌اش ــ با تأکیدی که بر تقدّم "پرورش" بر "آموزش" در آن برهه بود، داستانِ "آتش جنگ"! نمیدانم چرا یادِ آن کاست قدیمی افتادم! شاید خاطره‌ی صدای محکم و مردانه‌ی بهرام زند اولین‌بار با آن نوار در ذهن‌ام حک شده بود! در نقشِ آن فرمانده‌ی ایرانی، که استوارانه دستور حمله میداد و وقتی سرباز شجاعش ابراهیم (با گویندگیِ ظفر گرایی) زخمی شد، مطمئن‌اش کرد که به جای دو نفر با بعثی‌ها خواهد جنگید: "تو برو! همون کاری که تو دوست داری، من واسه‌ت انجام میدم"


هرچه در اینترنت گشتم، نشانی از "آتش جنگ" نیافتم! ناگزیر، خودم آنرا بطور کامل در اینترنت گذاشتم: لینک دانلود (حجم فایل، 51MB)

بخش کوتاهی از نوار را هم با صدای زنده‌یاد بهرام زند و ظفر گرایی در نماشا گذاشته‌ام [عکس‌های استاد زند را از صفحه‌ی اینستاگرام "bahram__zand" گرفته‌ام].




جادوگر شهر آز

شنبه 25 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 04:58 ق.ظ


تقدیم به همه‌ی دوستانی که مانند من، از داستان "جادوگر شهر آز" خاطره دارند.


کتاب جادوگر شهر آز


کارتون ژاپنی جادوگر شهر آز (1982) [اطلاعات در ویکی‌پدیا]، از کارتون‌های قشنگ و خیال‌پرور ایام کودکی ما بود. این کارتون را کمپانی "توهو" با اقتباس از اثر مشهور ال. فرانک باوم تهیه کرده بود و کارگردانی آنرا فومی‌هیکو تاکایاما بر عهده داشت. 


پوستر کارتون


وقتی تلویزیونِ ایران قصد پخش آنرا کرد، جمعی از بهترین صداپیشگان ایفاگر نقش‌ها شدند:

ژاله علو (به جای جادوگر بدجنس غرب/شیطون‌شاه)، ناهید امیریان (به جای دوروتی)، زنده‌یاد آذر دانشی (به جای جادوگر/شیطونکِ خوبِ شمال)، زنده‌یاد اصغر افضلی (به جای مترسک)، زنده‌یاد حسین معمارزاده (به جای هیزم‌شکنِ آهنی)، زنده‌یاد صادق ماهرو (به جای شیر)، زنده‌یاد کنعان کیانی (به جای عمو هنری) و ... [نام صداپیشگان را با اطلاعات ناقصِ خود نوشته‌ام، دوستان لطفاً تصحیح و کامل بفرمایند].

مسئولینِ تلویزیون، طبق روالِ آن سال‌ها، ترانه‌ها و آوازهای این کارتون را با موسیقی‌های بی‌کلامْ جایگزین کردند و البته در اصلِ داستان هم دست بردند: 

نام دوروتی را، که دختری از کانزاسِ آمریکا بود، به "آرزو" تغییر دادند. کاراکتر جادوگر بدجنسِ غرب (شیطون‌شاه) را هم با جادوگر آز یکی کردند و کل سکانس باریابیِ دوروتی و همراهانش به نزد جادوگرِ آز در شهر اِمِرالد (زُمرّد) و متعاقباً سکانس بازگشتِ دوباره‌شان به این شهر (در پیِ پیروزی و از بین بردنِ شیطون‌شاه) و فاش‌شدنِ هویت واقعیِ جادوگر آز را حذف کردند.

در کارتونِ اصلی، دوروتی نهایتاً با راهنمایی جادوگرِ خوبِ جنوب و با سه‌بار به هم زدنِ پاشنه‌های کفش قرمزِ سحرآمیزش ــ که از جادوگر بدِ شرق غنیمت گرفته بود ــ راهیِ خانه می‌شود و به پیش عمو هنری و عمه اِما بازمی‌گردد. ولی در پخشِ تلویزیونیِ ایران، کل این بازگشت، توسط "فرشته‌ی نجات" پاداشی می‌شود برای تبدیلِ "سرزمین بندگان" به "سرزمین آزادشدگان" توسطِ "آرزو"!


کارتون جادوگر شهر آز



دانلود کارتون با دوبله‌ی قدیمی فارسی:

باری، من این کارتون را از همان پخش تلویزیونیِ آن سال‌هایش، روی یک نوار ویدئوی بتاماکس داشتم؛ نواری که از فرطِ دیدن، فرسوده و پاره شده بود.


فیلم


در این تعطیلی، نشستم و نوار پاره‌شده را با وصله‌پینه دوباره مهیای پخش کردم. از آن "کپچر" گرفتم و صوتِ دوبله را روی یک فیلمِ باکیفیت‌تر "میکس" و "سینک" کردم. ظاهراً اولین‌باری باشد که این کارتون با دوبله‌ی قدیمی در اینترنت آپلود می‌شود. 

 

دانلود فیلم از دراپ‌باکس (حجم 217MB) : لینک دانلود


تماشا و دانلود از آپارات:

https://www.aparat.com/v/QqPOe



تماشا و دانلود از آینت:

http://www.inet.ir/v/QvdXaZ



موزه لوور در تهران

جمعه 10 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 11:47 ب.ظ

جمعه ـ 10 فروردین ـ برای بازدید از نمایشگاه "موزه‌ی لووْر" در تهران، به موزه‌ی ملی ایران رفتم ــ به ساختمان موزه‌ی دوران اسلامی. هیچوقت چنین جمعیتی برای بازدید از یک موزه ندیده بودم. ناچار شدیم در صفی طولانی به انتظار بایستیم ... ولی ارزش‌اش را داشت.



در بدو ورود، نمایشگاهی از عکس‌های زنده‌یاد عباس کیارستمی جلب نظر می‌کرد؛ عکس‌هایی که او از موزه‌ی لوور در سال‌های 91-1375 گرفته بود. در زیر، چند نمونه از کارهایش را می‌آورم. غالب عکس‌ها، یک بازدیدکننده‌ی امروزی را در کنار یک اثرِ موزه‌ای نشان می‌دهد؛ و همین تضادِ نگاه‌ها و لباس‌های جدید و قدیم، زیبایی به عکس‌ها بخشیده است.


زنده‌یاد عباس کیارستمی | عکس از تارنمای شبکه آی‌فیلم


عکس‌های زیر را با موبایل گرفته‌ام و توضیحاتشان را در پانویس گذاشته‌ام

[1]

[2]

[3]

[4]

[5]

[6]


از 56 اثر به نمایش درآمده‌ی موزه‌ی لوور در تهران، چند اثر نمادین چشم‌ام را گرفت که عکس‌ دو تا-یش را با توضیحات، ذیلاً می‌آورم. امید که این مراودات فرهنگی زیبا بین موزه‌های ایران و فرانسه ادامه‌دار باشد!


[عکس‌ها با کلیک، بزرگنمایی دارند]



نام اثر: تسلط زمان بر جهان
فرانسه، حدود 1600-1550 م. |سنگ مرمر. اثر تمثیلی. احتمالاً سنگ یادبود در "گورستان بیگناهان" قبرستان قدیمی در مرکز پاریس، که در سال 1780 تخریب شد. نقش‌برجسته‌ی زورق در حال حرکت روی امواج، تمثیلی از گذر زمان است. "مرگ" در عقب زورق به شکل یک اسکلت بالدار، از داس خود به جای سکان استفاده می‌کند؛ و "زمان" به شکل پیرمردی بالدار بر بلندای گیتی (روی کره‌ی زمین)  قرار گرفته، بر چوب‌های زیربغل تکیه زده و ساعت شنی در دست، طناب بادبان را گرفته است. "سرنوشت" در جلوی زورق، بادبان را به دست گرفته است ــ با طُرّه‌مویی که همچون یک فرصت باید به محض رؤیت بدان چنگ زد. 



عنوان: میترا در حال کشتن گاو نر
کشف شده در پرستشگاه میترا، نزدیک صیدا یا صیدون باستانی در لبنان، قرن 4 م. | سنگ مرمر.
"میترا" (ایزدی با منشأ ایرانی) در حال قربانی کردن یک گاو نر. با ریختن خون بر زمین، جهان از خشکسالی نجات می‌یابد. عقرب که در اینجا نماد نیروهای شرّ است بیضه‌های گاو را نیش می‌زند. یک سگ و یک مار از خون مُغذی گاو نر می‌نوشند. دو پرنده، که یکی از آن‌ها احتمالاً کلاغ پیام‌آور خورشید است در دو سوی این صحنه نشسته‌اند. در این نقش‌برجسته، نیم‌تنه‌های نمادین چهارفصل و ماه و خورشید و همچنین نشانه‌های دوازده بُرج فلکی آمده است. نمادهای موجود در این اثر، بیانگر تولد دوباره‌ی طبیعت و چرخه‌ی زمان هستند.




[1] ---
[2] مادر کاترین اگنس آرنولد و خواهر کاترین دو سنت سوزان دو شامپین. 1662 میلادی. نقاشی فیلیپ دوشامپین.
[3] ناختورهِب در حال نیایش، دوره‌ی پسامِتیک دوّم از 26-اُمین سلسله‌ی پادشاهی.
[4] ---
[5] مراسم تاج نهادن امپراتور ناپلئون اوّل بر سر ملکه ژوزفین. 7-1806 میلادی. نقاشی ژاک لوئی داوید.
[6] تصویر یک زن، معروف به فرونیر زیبا. حدود 1495 میلادی. نقاشی لئوناردو داوینچی.

جک و ساقه لوبیا (جک و لوبیای سحرآمیز)

پنج‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 12:59 ق.ظ


عیدِ امسال، فرصتی دست داد تا ضمن سفر به تهران، دستگاه ویدئوی سونی بتاماکس-ام را تعمیر کنم و یکی از فیلم‌های قدیمی‌ام را با آن روی لپ‌تاپ "کپچر" بگیرم: فیلم خاطره‌انگیز جک و ساقه‌ی لوبیا (1967) [اطلاعات در IMDb].


جک و ساقه لوبیا

جین کلیبابی ریحا


جک و ساقه‌ی لوبیا را جین کلی، بازیگر و رقصنده‌ی مشهور فیلم‌های موزیکال تهیه و کارگردانی نموده و خودش نیز در آن بازی کرده بود. این فیلم تلویزیونی، نخستین‌بار در تاریخ یکشنبه- 26 فوریه‌ی سال 1967 از شبکه‌ی NBC پخش شد و محبوبیت فراوانی کسب نمود بطوریکه برنده‌ی جایزه‌ی اِمی شد و در دهه‌ی 1980 دوباره و اینبار از کانال تلویزیونی دیزنی بازپخش شد. در ایران این فیلم با عنوان جک قهرمان و دیو خسیس با دوبله‌ی خوب توسط شرکت پارس‌ویدئو منتشر شده بود. 


جک و ساقه لوبیا

جک و ساقه لوبیا


فیلم، تلفیقی از انیمیشن و فیلم زنده است. بخش‌های کارتونی آنرا استودیوی انیمیشن‌سازی هانا-باربرا (+) ساخته بود. جین کلی پیش‌تر هم در سال‌های 1945 (در فیلم Anchors Aweigh) و 1952 (در فیلم Invitation to the Dance) با ویلیام هانا و جوزف باربرا همکاری داشت و با شخصیت‌های کارتونی آن‌ها رقصیده بود. 


تصاویر زیر: فریم‌هایی از فیلم "جک و ساقه لوبیا"

جین کلی

جین کلی

جین کلی


یکی از امتیازات فیلم، آواز-خوانی مارنی نیکسون (+) به جای پرنسس سِرینا (چنگِ طلایی) است ــ او در سلطان و من (1956) به جای دبورا کار و در داستان وست‌ساید (1961) به جای ناتالی وود و در بانوی زیبای من (1964) به جای آدری هپبورن آواز خوانده بود. از نکته‌های جالب دیگر، حضور کوتاه ماریان مک‌نایت (دختر شایسته‌ی آمریکا در سال 1957) در نقش مادرِ جک است.


تصویر زیر: مارنی نیکسون، آوازه‌خوان نامدار هالیوود که به جای پرنسس سرینا در فیلم میخواند

مارنی نیکسون

پرنسس سریناپرنسس سرینا

دانلود فیلم با دوبله‌ی فارسی

دستگاه ویدئوی قدیمی‌ام، دست کم 20سالی بود که روشن نشده بود؛ وقتی هم که روشن‌اش کردم گریپاژ کرد. اوّل نزد تعمیرکارانِ شهرـمان (رامسر) بردم‌اش و بعد پیش تعمیرکارانِ تهرانی در پاساژ لباف در میدان توپخانه. هیچ‌کدام نتوانستند درست‌اش کنند. در آخرین تلاش، ناامیدانه آن را به پیش تعمیرکار دیگری در پاساژ شیرازی بردم ــ جنبِ پاساژ لباف. و این یکی امّا، کار-درست بود ... .


ویدئو بتاماکس


فیلم جک و ساقه‌ی لوبیا را هم با خودم برده بودم. وقتی فیلم از دستگاهِ ویدئو پخش شد، سیل خاطراتِ خوشِ کودکی را به ذهن‌ام سرازیر نمود. تعمیرکارِ سال‌دیده هم از نوستالژیِ ایّام گذشته، چشمانش خیس شده بود: من از سال 56 اینجور دستگاه‌ها را تعمیر میکردم ــ خیلی وقت بود که از اینا واسه تعمیر نیاورده بودن. یادش بخیر چه ایامی بود. از قِبل این دستگاه‌ها چقدر کار ایجاد شده بود! خیلی‌ها نون میخوردن؛ کلی کار واسه کرایه‌دهندگان فیلم‌های ویدیویی و تعمیرکاران ویدیو و ... .


فیلم بتاماکسفیلم بتاماکس


صوت دوبله را از روی فیلم کپچر-شده، روی یک نسخه‌ی باکیفیت‌تر گذاشته‌ام. نتیجه‌ی کار، بد نشده؛ ولی عالی هم نیست. باز هم در سینک کردن، ناشیانه رفتار کردم؛ و تازه پس از اتمام کار، با توضیح و راهنمایی یکی از دوستان متوجه شدم که اشتباهم کجا بوده است!

به هر رو، همین کار را بعنوان هدیه‌ی نوروزی، تقدیم دوستان میدارم. ظاهراً اولین‌باری است که این فیلم با دوبله‌ی فارسی در اینترنت قرار گرفته.



دانلود از دراپ‌باکس (حجم فایل، 450 مگابایت):

لینک دانلود

دانلود از فورشیرد:

https://www.4shared.com/s/fOw7F-8Yuei


دانلود از سایت تماشا:

http://tamasha.com/v/k9wkN


دانلود از سایت نماشا:

http://www.namasha.com/v/eWsb8Ek6



( تعداد کل: 295 )
   1       2       3       4       5       ...       74    >>