... سپس "بشتاسب" (گشتاسپ) فرمان داد که "زرتشت" را حاضر آوردند و او در بلخ بود. چون بر پادشاه درآمد، آیین ِ خود را برایِ وی بازگشود؛ و پادشاه، آن را بسی خوش داشت و پیرو ِ او گشت؛ و مردم را به زور وادار به فرمانبری از او کرد و گروهِ انبوهی از ایشان بکشت تا آن را پذیرفتند و در برابر آن سر ِ کُرنش فرود آوردند. پیش از آن، بشتاسب و پدرانش، آیین ِ صابئان میداشتند.
(ابن اثیر، تاریخ کامل، ترجمه ی سید محمد حسین روحانی، انتشارات اساطیر، تهران، 1383، ج 1، ص 300-301)
زمان حکومت محمد رضا پهلوی شاه بزن بهادر هارو تو خیابان جمع میکرد که طرفدار های خمینی رو یه جورایی سرکوب کنن که یکی از این رئیس لاتهای تهران شعبان جعفری بود معروف به شعبون بی مخ که همه از خودشو دارودستش میترسیدن
از طرف دیگه لاتهای که طرفدار خمینی بودن هم تو خیابان ها بودن که معروفترینشون طیب حاج رمضون بود که اون هم فدای زیاد
داشت
چند بار با قمه و چوب باهم درگیر میشن که ادمای شعبون زیاد بودن و زورشون میچربه
به ادمای طیب
یه از این درگیریها طیب خودشم بوده و
میزنن ادمای شعبون رو شتک میکنن
اونجاست که طیب میگه همش شعبون یه دفعه هم رمضون