زندهیاد کیهان رهگذار، در سال 1363 خورشیدی، نویسندگی متن و کارگردانی سریال فاخر "بوعلی سینا" را بر عهده گرفت. سریالی که با بودجهای محدود، در یک بازهی هفتماهه فیلمبرداری و تولید شد و سال 1364 از شبکهی دوّم سیما پخش گردید.
طراحی صحنه و دکور این سریال را زندهیاد فرهاد فارسی به عهده داشت. مضمونِ تاریخی سریال، ایجاب میکرد که دکورهایی دقیق از محل درس و بحث و زندگی "بوعلی سینا" ساخته شود. تصمیم بر این گرفته شد که لوکیشنِ بخشهایی از سریال، فضای مسجد جامع اصفهان (جامعِ عتیق) باشد. این بنای یادمانی که ثبتِ میراث جهانی نیز میباشد، بیشتر ِ اندامهای خود را از قرنهای 4 و 5 هجری دارد؛ و این انتخاب در بدوِ امر، با توجه به اینکه حیات و زندگیِ "بوعلی" هم در همین دوره بوده است و مخصوصاً نظر به اقامتِ وی در اصفهان از سال 415 هجری، انتخابِ درستی مینمود.
ولی در یکی از قسمتهای سریال، اشتباه واضحی رُخ داده است که علتاش شاید آگاهی نداشتن از تاریخِ معماری و یا نادیده انگاشتنِ مخاطبینِ خاص بوده است:
محل درس و وَعظ ابنسینا را در نمازخانه و شبستانی از مسجد جامع برگزیدهاند که نه از آنِ قرن 4 و 5، بلکه متعلق به قرن 8 هجری است و 300 سال بعد از فوتِ ابنسینا ساخته شده است!
نماهایی از سریال "بوعلی سینا" در نمازخانهی اُلجایتویِ جامعِ اصفهان


در این شبستان، یکی از شاهکارهایِ تزئیناتِ معماری، که شهرتی جهانی دارد، یعنی محرابِ اُلجایتو واقع است. محرابی با گچبریِ پیچیده و باشکوه که در سالِ 710 هجری به روزگار ِ اُلجایتو (ایلخانِ مغول) و وزیرش "محمد ساوی" ساخته شده است.
در میزانسن و قاببندیهای سریال، ابنسینا را نشسته بر منبر نفیسِ منبّتکاریشدهی نمازخانهی الجایتو میبینیم؛ در حالیکه محراب الجایتو هم، سیصد سال جلوتر از ساخته شدناش، در پسزمینه خودنمایی میکند!
تصاویری از نمازخانه و شبستان اُلجایتو در مسجد جامع اصفهان
با گچبریِ ناب و بیهمتایِ محراب الجایتو





داشتم فیلم شبِ قوزی (1343)، ساختهی فرخ غفاری را نگاه میکردم، توی یه صحنه که محمدعلی کشاورز جعبهی گزی که جنس قاچاق توشه را دستش داره، حواسم رفت به نقش و مشخصاتِ بستهی گز: اصفهان، کارخانهی حسین کرمانی و اخوان محسنزاده.


این گز، هنوز هم از معروفترین سوغاتیهای اصفهانه. ظاهراً قدمتاش بیش از اینهاست و به بالایِ یک قرن میرسه! ایّام دانشجویی، هر موقع میخواستیم برگردیم ولایتِ خودمون، چند بسته از همین گزهای کرمانی از شعبهی اصلیش توی خیابون عبدالرزاق میخریدیم واسه خانواده و دوستان.


دیدن خانم پری صابری (کارگردان بنامِ تئاتر ایران) هم، با آن ظاهر جوان در این فیلم، برایم جالب بود.
پری صابری در دو نما از فیلم "شب قوزی"


فیلم شبِ قوزی، اقتباسی مدرن از روی یکی از داستانهای "هزار و یک شب" است. این فیلم، در جشنوارهی کن (1964) و سینماتک فرانسه هم به نمایش درآمده بود و علاقهمندانی همچون ژرژ سادول (مورّخ مشهور سینما) داشت. [1]
[1] نک: صد فیلم تاریخ سینمای ایران. نوشته و تألیف احمد امینی. ص 72.
در تاریخ 16 اردیبهشت 1375، شبکهی سوّم سیما، فیلم شوک (1982) را با بازی آلن دلون و کاترین دنوو پخش کرد.
عنوان اصلی فیلم: Le choc
مشخصات فیلم در: IMDB

داستان:
یک آدمکش حرفهای به نام "کریستین" (با بازی آلن دلون)، بعد از آخرین مأموریتش تصمیم میگیرد که از باند تبهکاری جدا شده و با پولهایی که بعنوان دستمزد دریافت داشته، زندگی تازهای را با همسر سابقش "کِلِر" (کاترین دنوو)، در منطقهای روستایی از سر بگیرد [1]. ولیکن در این راه، ناچار میشود تا سرانجام سردستهی باند تبهکاری را بکشد، چرا که او و کلر را زندانی کرده و وادار به انجامِ تروری دیگر میکنند ـ هرچند که این ترور، صورت نمیگیرد.
... در نهایت، کریستین و کلر، با هم، راهیِ مکانی دور میشوند: شاید به جزایر قناری و یا باهاما.
من این فیلم را، با همان شکلِ مُثلهشدهی پخششده از تلویزیون، دوست میداشتم.
بخشهایی از آن را در آپارات گذاشتهام: برای موسیقیِ پسزمینهاش هم، کار زیبایِ "جیانّی فرّیو" از فیلمِ اسلحهی بزرگ (1973) را برگزیدهام.
گل و بلبل، جمع آمدهاند
[1] در نسخهی اصلی، "کلر" زنِ "فلیکس" است ـ یک مرد روستایی که مزرعهی پرورش بوقلمون دارد و بعداً کشته میشود. در نسخهی دوبلهی پخش شده از تلویزیون، فلیکس را برادرِ کلر معرفی کردهاند!