... وصول به حُسن ممکن نشود الّا به واسطهی عشق
و عشق هرکس را به خود راه ندهد، و به همه جایی مأوا نکند، و به هر دیده روی ننماید
و اگر وقتی نشان کسی یابد که مستحق آن سعادت بوَد، حُزن را بفرستد تا خانه پاک کند و کسی را در خانه نگذارد ....
(شیخ اشراق ـــ رساله فی حقیقة العشق)

ـــ بگو! به سوگند بگو!
چه چیز را؟
ـــ همان را که در قلبت داری!
چه بگویم؟
ـــ بگو قسم به پاییز!
به پاییز!
ـــ که فراموش نخواهی کرد!
که فراموش نخواهم کرد
ـــ آواز دریا را که در سکوت شد!
سکوت؟
ـــ بله، همین پاییز بود که هم دریا سکوت کرد و هم جنگل و هم "او"
برای چه؟
ـــ در حیرت از کارِ تو
من از اوّل هم همین بودم
ـــ نه، نبودی! من تو را خوب یادم هست. قول بده به خاطر آوری چی بودی پیش از این سکوت، آن هنگام که هم دریا آواز میخواند و هم جنگل و رود.
من اگر باعث این سکوت شدم، از خود بیزارم
ـــ چه فایده! رهرو نبودی!
مگر میشود؟
ـــ بله میشود. اگر روزی آنقدر شجاعتش را پیدا کردی که خودت را به یاد بیاوری، باز برایت از قصّهی سفر و مسافر میگویم. تا آنزمان نامحرمی!
این مجازات خیلی سنگین است! ... ولی ... حق با توست. خودم را مرور میکنم تا شاید به یاد آورم ... تا شاید باز محرمت شوم ...
حالیا بدرود!

چندروز قبل در گروه تلگرامی «کافه سینما»، فایل مجله کیهانبچهها ـ شماره ۶۸۰ (۱۳۴۹) آپلود شده بود [دریافت از اینجا] ، که دربردارندهی تصویری از لحظهی شگفت یکی از بزرگترین الهامات قرن بود؛ روایتی اسطورهای با رگههایی از واقعیت که چگونگیِ خلق کاراکتر کارتونی «میکیماوس» توسط والت دیزنی را نشان میداد.
به همین مناسبت تصمیم گرفتم یک فصل از کتاب مشهور «هنر والت دیزنی؛ از میکیماوس تا قلمروهای جادویی» تألیف کریستوفر فینچ را که به خواستاری و اشراف زندهیاد علی معلّم توسط محسن غفرانی به فارسی برگردانده شده و توسط انتشارات دنیای تصویر در سال 1378 منتشر شده بود برای علاقهمندان در اینجا قرار دهم.


در همین فصل، که تصاویرش ذیلاً تقدیم میشود، توضیحاتی درباره انیمیشن کوتاه و مشهور سه بچهخوک (1933) (+) [دریافت از اینجا] آمده است؛ که یک بخش آن مخصوصاً خیلی جالب است برای ماهایی که در سالهای اخیر در بعضی رسانههای داخلی دیده و شنیدهایم که والت دیزنی را یک فرد یهودی وابسته و در خدمت منافع دستگاهِ یهودِ جهانی معرفی میکنند!


طبق توضیحات این کتاب، لااقل در زمان اکران کارتون «سه بچه خوک»، تلقی افراد بدگمان به کلی به جز این بود و از قضا والت دیزنی را یک شخص ضدیهود و راسیست میدانستند، چون کاراکتر «گرگ بد گنده» را در لباس و هیئت یک یهودی دستفروش نشان داده بود!


نتیجه: در هر نقد و انتقادی، باید بین شرکت دیزنی (در زمان حیاتِ شخصِ دیزنی) و شرکت دیزنی (در وضعیت فعلیاش) تفاوت قائل شد. شرکت فعلیِ دیزنی، نه در اصول اخلاقی و نه در رَویّـههای هنری و سیاسی، قرابتی با شرکتِ سابق ندارد و چه بسا اگر دیزنی زنده بود اکنون از این شرکت تبرّی میجُست! خلاصه اینکه پیش از تهمتزدن به مردم و مخصوصاً بزرگان عرصهی هنرِ دنیا، اندکی مطالعه و تحقیق هم بد نیست!

دریافت فایل فصل دوّم کتاب از اینجا