وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...
وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...

هدیه‌ی عشق



هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه این کار ندانست در انکار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند


مرا سروده‌هایی پیوسته بر مذاق و خوش بوده است. یکی از آنان برگردانِ اشعار "مولانا" بوده است توسط "دیپاک چاپرا" به انگلیسی. سروده‌هایی که بعداً با دکلمه‌ای زیبا تحت عنوان "هدیه‌ی عشق" (a gift of Love) منتشر شد.
قطعه‌ای که بیش از همه دوست می‌دارم را از اینجا دانلود و دریافت کنید.


Because the idol is your face

I have become an idolater

Because the wine is from your cup

I've become a drunkard

In the existence of your love

I have become non-existent

This non-existence, linked to you

is better than all existence


---
و آنرا چنین می‌خوانم:


از خاطرِ بُتِ روی-ات، بُت‌پرست شدم
از خاطرِ آن شرابِ جام-ات، میخواره شدم
در بقای عشق-ات، بی‌جان شدم
این مُردن به پیشگاه-ات
از هر زندگی‌ئی برای-ام خوشتر است


---

ایراد وارد است که اینگونه نخوان، رساتر بگو:

گفت که دیوانه نه یی، لایق این خانه نه یی
رفتم و دیوانه شدم، سلسله بندنده شدم
گفت که سرمست نه یی، رو که از این دست نه یی
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نه یی، در طرب آغشته نه یی
پیش رُخ زنده کُنش، کشته و افکنده شدم

---

و در ادامه ...

Is it your face that adorns this garden

Is it your fragrance that intoxicates this garden

Is it your Spirit that has made this brook a river of wine

Hundreds have looked for you, and died searching in this garden

where you hide behind the scenes

But this pain is not for those who come as lovers

You are easy to find here

You are in the breeze and in this river of wine



---

که دوست دارم آنرا چنین بخوانم:

آیا این جمالِ توـست که آذین‌بندِ این باغ شده؟
آیا این عطرِ توـست که این باغ را سرمست نموده؟
آیا این جانِ توـست که این جوی را رودِ شراب و مستی کرده؟
بسیاری جوینده و در تمنّای-ات بدین باغ، و همه ناکام و بازمانده
ناپیدا، در پسِ این منظری
 امّا این رنج، بر عاشقان-ات هموار است
یافتن-ات در اینجا سهل است
تو در این نسیمی، و در این رودِ مستی ...




نام‌ها


نام‌ها



متعاقبِ انتشار بخش ِسوم از سلسله گفتارهای "راهِ طولانی به خانه"، و پس از این اظهار نظرم که «نام "زرتشت" نامی عمومی در عهد هخامنشی نبوده است»، عزم بر این شد که نام های مردمان در عهد شهریاران هخامنشی یکایک از دلِ خاک بیرون کشیده و شمرده شود!


نگاره ی مرد پارسی، از خامه ی دوست هنرمندم "بردیا سرشار"


بی بضاعتی نگارنده سبب شد تا  از پژوهنده ارجمند، سرکار خانم "لیلا کوچکی کیا"، کارشناس ارشدِ تاریخ با گرایش "ایران" و نویسنده همکار  "مؤسسه ی مطالعات تاریخ معاصر ایران"  یاری طلبد. از ایشان سپاسگزارم.


شماری از مقالات و پژوهش های انجام شده توسط سرکار خانم "کوچکی کیا"


مقاله تعامل اساطیر خورشیدی در همایش بین المللی زبان شناسی دانشگاه اصفهان

 مقاله علل سقوط بندر سیراف در همایش بین المللی بندر بوشهر

مقاله ارتباط کالا و مکان در الواح گلی تخت جمشید در همایش بین المللی زبان شناسی موزه ملی ایران

مقاله ارتباط سال و کالا در الواح گلی تخت جمشید در همایش بین المللی زبان شناسی موزه ملی ایران

مقاله نقش مهرپرستی در شکل دهی و ساخت حوزه سیاست و شهریاری ایران باستان برای وزارت علوم و تحقیقات و فناوری 

مقاله جنبه های نفوذ فکری و فرهنگی هلنی گری در سیاست وحکومت ایران باستان برای وزارت علوم و تحقیقات و فناوری 

پروژه الواح گلی استحکامات به زبان آمار در نخستین جشنواره بین المللی فارابی

پروژه رهاورد جاده ابریشم ( استان زنجان ) در سومین جشنواره بین المللی فارابی

و ....


جُستاری در ارتباط "نام و شغل افراد"، "نوع کالا"، و "مکانِ جغرافیایی" در الواح خشتی "تخت جمشید"

(بخشی از یک رساله)


لیلا کوچکی کیا


مقدمه:

از جمله کارهای بزرگ داریوش و هخامنشیان استخدام متخصصان سرزمینهای گوناگون داخل و خارج امپراتوری و استفاده از هنر و دانش آنان به دلیل سابقه تمدنی و ایجاد یک شکل تلفیقی ایرانی است که شاهکار هنری و معماری آن ، بنای عظیم و با شکوه تخت جمشید در پارس مرکز و مقر اداری و حکومتی هخامنشیان است .
اداره این امپراتوری بزرگ می بایست روی نظم و قانون انجام گیرد تا مشکلی در اداره آن بوجود نیاید. از سوی دیگر این بسیاری کارمندان و کارگران ، نیاز به دریافت مواجب مختلف نقدی و غیر نقدی داشت . بنابر این دیوان اداری عظیمی شکل گرفت که در آن مراکز محلی دیگر ، تحت نظر دیوان مرکزی تخت جمشید اداره می گشتند. در این مراکز همه مبادلات و نقل و انتقالات بروی اسناد گلی ثبت و ضبط گردید و در بایگانی تخت جمشید دسته بندی و طبقه بندی شدند .
این روند هم چنان پس از داریوش بزرگ ادامه یافت تا اینکه الکساندر مقدونی در سال 330ق.م. پس از تخلیه آن مکان بزرگ –از کالاهای قیمتی، آنجا را به آتش کشید. آتش باعث پخته شدن اسناد گلی شد که در بارو و خزانه تخت جمشید مدفون شده بودند . این الواح در طی ادوار مختلف هم چنان از دید عموم پنهان ماند تا اینکه در سال 1933 توسط هیئت باستان شناسی  ارنست هرتسفلد کشف گردید.
الواح خشتی - قریب سی هزار لوح - پربارترین اسناد بدست آمده دوران هخامنشیان هستند که در پاییز سال 1933م./ 1312ش. ضمن کاوشهای علمی بنگاه شرقی دانشگاه شیکاگو به ریاست مرحوم ارنست هرتسفلد در آستانه مسدود یکی از اتاق های حصار گوشه شمال شرقی صفه تخت جمشید به خط میخی ایلامی کشف گردید . این الواح پس از پر شدن با پارافین و بسته بندی به ایلات متحده امریکا فرستاده شد. در آنجا الواح مذکور پس از طی مراحل مختلف بالاخره در سال 1937 برای مطالعه قابل استفاده گردید. 
تعداد 2087 لوح از الواح یافته شده در سال 1969م./1348ش. پس از 32 سال مطالعه و تفحص و تدبر تحت عنوان الواح استحکامات پارسه Persepolis Fortification Tablets ) چاپ و منتشر گردید . از این الواح 74 لوح توسط آرنوپوبل ، 43 لوح توسط جرج کامرون ، 40 لوح توسط پیرام.پوروز و بقیه توسط پروفسور هلک خوانده و ترجمه شد. 


نمونه هایی از الواح خشتی به خط ایلامی که توسط "هرتسفلد" در "خزانه" ی تخت جمشید کشف شد.
عکس از: بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد

 

ادامه مطلب ...