وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...
وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...

بازی کلامی در فیلم، و برگردانش در دوبلۀ فارسی


دیدن فیلم پروفسور کم‌حافظه/حواس‌پرت (1961) [+] از والت دیسنیِ فقید، واقعاً مفرح بود!

در وب‌سایتِ راتن تومیتوز هم امتیاز خوب ۸۳ از ۱۰۰ را دارد!

این فیلم، در زمان خودش، با داستانی سرگرم‌کننده، نماهای خلاقانۀ دوربین، جلوه‌های ویژۀ باورپذیر و طنز هوشمندانه، در میان تماشاگرانِ همۀ سنین بسیار محبوب شد. این فیلم به مدت هفت هفتۀ پیاپی در سالن رادیوسیتی‌موزیک‌هال نیویورک اکران شد، و جزو پنج فیلم پرفروش سال ۱۹۶۱ قرار گرفت، و نامزد دریافت سه جایزۀ اسکار شد. موفقیت این فیلم باعث شد تا دنباله‌ای به نام «پسر فلاوبر» در سال ۱۹۶۳ ساخته شود؛ که تنها دنبالۀ بلند سینمایی دیزنی است که توسط خود والت دیزنی تهیه شد. (منبع: وب‌سایت موزۀ خانوادۀ والت دیزنی)

برایم جالب بود که در دوبلۀ قدیمی این اثر، یک جای آن (در تایم ۴۷:۴۵)، زبان شبه زرگری به‌کار برده بودند:

«هازا لذه چزه توزو اوزو رزه مزه گزه نزه ازه بزه.»

از روی کنجکاوی به زیرنویس انگلیسی فیلم مراجعه کردم، و دیدم که اصل دیالوگ چنین است:

Peter piper picked a peck of pickled peppers.

که ترجمه‌اش تقریباً می‌شود این:

 «پیتر فلوت‌زن، یه ناخنک به فلفل‌ترشی زد!»

پیشنهاد من برای بازی کلامی بهتر در زبان فارسی (با کمک هوش مصنوعی):

«پری پرتقال‌فروش، پرتقال رو پَرت کرد پُشت پرچین.» 

دومین بازی کلامی هم بلافاصله پشت آن، به اینصورت در دوبلۀ فارسی آمده است:

«میزی دوزون نیزی خیلی خزه ریزی بیزی ازه نزه گزه نزه.»

ولی اصل دیالوگ، این است:

Round the rugged rock, the ragged rascal ran.

پیشنهاد من، ترجمه‌ای وفادارانه و هم محتوی بازی کلامی به این شکل است:

«وروجکِ وَرپریده، دور سنگِ زبر، ورجه وورجه کرد.»

 

 

 

 

 

از اولین زیرنویس‌گذاری‌های کارتون در ایران


زیرنویس‌گذاری فیلم در ایران، عمدتاً به اواخر سال‌های 1378 یا 1379 شمسی برمی‌گردد. دوران به عرصه آمدن VCD فیلم‌ها و کارتون‌ها با زیرنویس هارد-ساب فارسی، همین سال‌ها بود ــ دورانی قبل از DVD!

یک کار اختصاصی از آن سال‌ها، تقدیم دوستان می‌دارم از آرشیو خودم:

Alice in Wonderland - 1951

آلیس در سرزمین عجایب (۱۹۵۱)، اثر والت دیزنی

این نسخه، خاص است برای اینکه جزو اولین VCDهای منتشره از این کارتون در بازار ایران با زیرنویس فارسی است ــ از اواخر دهه‌ی ۱۳۷۰ خورشیدی!

در ایامی که هنوز پسوند مستقل srt برای زیرنویس، برایمان ناآشنا بود و در ایران فراگیر نشده بود؛ ترجمه‌ و زیرنویس فارسی این کارتون، اولین زیرنویس فارسی عالی برای این اثر بود که دیده‌ام؛ و همچنان بر زیرنویس‌های جدیدِ آن، به لحاظ صحت و بلاغتِ ترجمه، برتری دارد! (به گمانم توسط یک مترجم حرفه‌ای، بصورت شنیداری ترجمه و زیرنویس شده باشد)

روی دو حلقه VCD (با پسوند DAT با حجم حدود 400 مگابایت برای هر کدام) بود، که تبدیل به mp4 و در گوگل‌درایو بارگذاری کردم:

 

 لینک دریافت کارتون آلیس در سرزمین عجایب (1951)، نسخۀ VCD با زیرنویس فارسی هاردساب (دیسک شمارۀ 1)

 

 لینک دریافت کارتون آلیس در سرزمین عجایب (1951)، نسخۀ VCD با زیرنویس فارسی هاردساب (دیسک شمارۀ 2)

 



روبارب


خیلی کوچک بودم که این کارتون، اونم خیلی کم، از تلویزیون پخش می‌شد: روبارب، یک  سگ سبز رنگ شیرین‌عقل!

 یادمه که یه صدای شیک و گرم روی متن این کارتون صحبت می‌کرد: فکر کنم صادق ماهرو بود.


من پخش مجموعه انیمیشن‌های کوتاهِ «روبارب» (1974) را در تلویزیون ایران، با صدای زنده‌یاد صادق ماهرو به جای راوی (ریچارد برایرز) در یاد داشتم؛

ولی فقط بعدها بود که دانستم سازندۀ این مجموعۀ کارتونی، یکی از استادان بزرگ انیمیشن، باب گادفری، بوده است!

باب گادفری، انیماتور شهیر انگلیسی، را بیشتر بخاطر طنز گزنده و آنارشی در آثارش می‌شناسند. او در سال 1975 برای انیمیشن «بزرگ» (+)، برندۀ جایزۀ اسکار و جایزۀ آکادمی فیلم بریتانیا شد؛ و در سال 1979 هم برای انیمیشن «عروسک رویایی» (+) (به‌اتفاق زلاتکو گرگیچ از یوگسلاوی) نامزد جایزۀ اسکار شد.

چندی پیش، کل مجموعۀ روبارب (1974) بصورت زبان اصلی و با کیفیت بالای تصویر، توسط کاربران گروه تلگرامی «مدیا سورس» در اینجا به اشتراک گذاشته شد. اشاره‌ای هم همانجا به دوبله‌ و پخش مجدد این مجموعه با صدای علیرضا شایگان در اواخر دهه 1370 از شبکۀ دوم سیما داشتند؛ که چون خاطره‌ای از آن ندارم، برایم صحت و سُقم-اش قابل تأیید نیست.

قسمت اول این مجموعه، با عنوان «وقتی روبارب منقار ساخت»، را در آپارات بارگذاری کرده‌ام.

به دنبال این بودم که با هوش مصنوعی، سریعاً زیرنویس فارسی آن را هم تدارک ببینم؛ ولی نتیجۀ کار، برایم رضایت‌بخش نشد؛ و بهتر دیدم گفتار متن این انیمیشن را بصورت خلاصه و روایی بیاورم:

[روبارب، سگ بازیگوش و خیال‌پرداز، در خانه‌ای زندگی می‌کرد که باغی آفتابی و پر از چیزهای جالب داشت؛ از درختان و زنبورها گرفته تا سوراخ‌هایی که دوست داشت استخوان‌هایش را آن‌جا پنهان کند. او عاشق بو کشیدن چیزهای خوشبو و دویدن دنبال هرچیز جهنده‌ای بود.

روبارب بیشتر عمرش را به خوردن وسایل خانه مثل صندلی‌ها و کفش و فرش و حتی امتحان‌کردن درخت باغ ‌گذرانده بود! با این حال، همیشه آرزوی خوردن کش‌های لاستیکی (*) را داشت؛ کش‌هایی که پرنده‌های باغ خیلی راحت آن‌ها را پیدا می‌کردند و می‌خوردند. هر وقت روبارب از آن‌ها می‌پرسید چطور موفق می‌شوند، پرنده‌ها فقط بال می‌زدند و به هوا پرواز می‌کردند.

یک روز از پشت پرده دید یک کلاغ فربه با منقار بزرگی، یک کش لاستیکی ضخیم را با منقارش از دل خاک بیرون آورد. روبارب فکر کرد راز موفقیت پرنده‌ها همان منقاری است که دارند. اما یک سگ چطور می‌تواند منقار داشته باشد؟

روبارب تصمیم گرفت با پرنده‌ها بیشتر آشنا شود؛ برای همین، خودش را به شکل یک تکه نان بزرگ درآورد و ساعت‌ها بی‌حرکت وسط باغ دراز کشید تا پرنده‌ها نزدیکش بیایند. نقشه‌اش گرفت و کلی پرنده دورش جمع شدند. او از این فرصت استفاده کرد و رفتارشان را خوب زیر نظر گرفت و فهمید پرنده‌ها با تکان دادن بال‌هایشان، بالا می‌پرند و پرواز می‌کنند.

بعد از این کشف، روبارب قانع شد که اگر بخواهد به کش‌های لاستیکی برسد، باید تلاش کند مثل پرنده‌ها پرواز کند. پس شب‌ها روی ساختن دستگاه پروازش کار کرد؛ وسیله‌ای با بال، فنر و یک منقار زرد پلاستیکی بزرگ! صبح روز بعد، روبارب با هیجان تجهیزاتش را آماده کرد و روی تاب نشست تا پرواز آزمایشی‌اش را شروع کند. صدای هواپیما را درآورد و خودش را بالا کشید و درست همان لحظه که فکر کرد تنها سگی‌ست که به آسمان نزدیک شده، یادش رفت بال‌های خودش را تکان بدهد؛ برای همین ناگهان سقوط کرد و منقار بزرگش در چمن‌ها گیر کرد.

در حالی‌ که روبارب هنوز وسط چمن‌ها گیر کرده بود، پرنده‌ها از راه رسیدند و حتی گربه چاق همسایه به او خندید. روبارب با خودش فکر کرد: "پرنده‌ها منقار دارند و من هم حالا یک منقار دارم؛ هرچند منقار من پلاستیکی است!"

 در پایان، روبارب قانع شد که هر چیزی را اگر واقعاً بخواهی، می‌توانی بسازی ــ حتی اگر شبیه پرنده‌ها نشوی! و اینگونه، ماجرای تلاش او برای "منقاردار شدن" و پرواز مثل پرنده‌ها به پایان رسید.]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کش‌های لاستیکی (در گفتار اصلی کارتون: rubber bands) همان کرم‌های خاکی است که در ذهن خیالباف روبارب به این صورتِ بامزه تصور می‌شود. 


روبارب ـ قسمت اول