وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...
وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...

سردتر از اخترک تو

   

 

مقاله دوّم برگرفته از رساله‌ دکتری‌ام هم اکسپت شد، در یک نشریه علمی‌پژوهشی رتبه (الف) وزارت علوم در اینجا؛

و خلاصه مقاله‌ام روی وب‌سایت‌شان قرار گرفت در اینجا.

چقدر یه موقع آرزوم بود که مقاله‌ام در این نشریه که مال دانشگاه هنر تبریز است چاپ شود! 

دلخوشی‌های کوچکی است مسافر! 

به بهای زندگیِ برگشت‌ناپذیر که بخش زیادیش پای کتاب و درس و دانشگاه رفت! 

جز این می‌توانستم باشم؟ شاید!

چقدر سخت بود نوشتن این دوّمی! هوای اینجا سرد بود مسافر، حتی سردتر از اخترکِ تو! 

من میان برف‌ها در یک جنگلِ بی‌بر در ناکجاآباد پای مونیتور لپ‌تاپم مشغول نوشتن آن بودم و فکر می‌کردم هیچگاه نمی‌توانم تمامش کنم! فکر می‌کردم تمام می‌شوم و تمام نمی‌شود!

ناامیدی چقدر بد است مسافر! "مدام به خودم دلداری می‌دادم که این روزهای پر از استرس و سختی هم زود می‌گذره و مثل همیشه یک کار عالی ارائه می‌دم". 

سخت بود، سرد بود، ولی نه به آن سردی که تو از سفرت در آن زمستان گفتی! این را خوب می‌دانم و همین باعث می‌شود هر بار که گلایه می‌کنم از سختیِ راه، از خودم خجالت بکشم. 

این روزها هم می‌گذرد همان‌طور که گفتی، و ته این سفر یک نگاهِ خیره می‌ماند به راهِ طی‌شده ....




خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم ...


سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو / ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت / صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل / شاه تُرکان فارغ است از حال ما کو رستمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست / ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست / رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم / کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق / کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی