"ماه" متعلق به شاعران، خیالپردازان، ماجراجویان و عاشقان است؛ و مخصوصاً متعلق به عاشقان.
جملهی بالا، از فصل اختتامیهی فیلم «بارون مونچهاوزن» (بارُن مونشهاوزن / در چکسلواکی: بارون پراسیل)، شاهکار سینماگر و انیماتور شهیرِ چک "کارل زِمان" میباشد. "زِمان" در این فیلم، یک دهه پیش از گام نهادن "نیل آرمسترانگ" بر سطح کرهی ماه، قهرمانان رویایی خود را روی "ماه"، به ضیافت نشانده است.

عکس بالا: کارل زمان (سمت راست) در حال هدایت بازیگران فیلم، میلوش کوپِسکی (بارون مونچهاوزن) و یانا بریخووا (پرنسس بیانکا)
منبع عکس: Karel Zeman Museum

اساسِ فیلم، همان داستان "بارون مونهاوزن"، لافزن و خالیبند مشهور قرن هجدهم است. این داستان، به دست آقای "سروژ استپانیان" به فارسی نیز ترجمه شده و تحت عنوان "ماجراهای حیرتانگیز بارُن فُن مونهاوزن" در سال 1373 توسط انتشارات توس منتشر شده است. "زِمان"، در اقتباس سینمایی خود، از این بخشهای داستان سود جسته و البته آنها را به ذوق خود تغییر داده است:
ــ سفرِ بارُن با کشتی به کرهی ماه، ــ رفتن به قصر سلطان عثمانی در قسطنطنیه، ــ معاشقه با یکی از زنان حرَمسرای سلطان، ــ ربودنِ گنج سلطان، ــ گریختن از دست سلطان با کشتیای که عازم ونیز بود و مُنهزم شدن بحریهی عثمانی، ــ گرفتار شدنِ جمعی در معدهی هیولای دریایی، ــ آویزان شدن از پای پرندهی غولآسا و پرواز با او، ــ افتادن در دریای شراب و گردش با اسبِ آبی بر کف دریا، ــ رد کردن پیشنهاد ازدواج امپراتریس روسیه و زنان صاحبمقام دیگر، ــ جَست زدن بر روی گلولهی توپِ شلیکشده و شناسایی مواضع دشمن، حین سواری بر روی آن ــ پرتاب کردن خمپاره با دست به اردوگاه دشمن ... .

عکس بالا: کارل زمان (سمت راست) و بارون مونچهاوزن سوار بر اسب آبی در کف اقیانوس
منبع عکس: Karel Zeman Museum
"زِمان"، علاوه بر کارگردانی و نوشتن فیلمنامه، طراحی صحنهی این فیلم را هم عهدهدار بوده است. او در طراحی فضای شهر قسطنطنیهی اوایل قرن هجده میلادی (سرزمین هلالِ ماه) و معماری قصر سلطانِ عثمانی، از گراورهای قدیمی به زیبایی استفاده نموده است. تلفیق این گراورها با موسیقی متنِ ساختهی "زدنیک لیسکا"، حالتی پُر رمز و راز و شاعرانه به فیلم داده است. زِمان، کمدی و طنز فیلم را با "خیالپردازی" و "عشق" عجین کرده و از قولِ "تونی" (جوان عاشق فیلم) گله میکند که «چرا عشق و زیبایی و خیال، فقط باید در افسانهها وجود داشته باشد؟»
نگارنده، از روی علاقهی شخصی، گفتار متن این فیلم را ترجمه نموده است و اینک برای اوّلین بار، آنرا با زیرنویس فارسی در اینجا ارائه میدهد:
دانلود فیلم بارون مونچهاوزن / بارون پراسیل (1961)، ساختهی کارل زمان، با زیرنویس فارسی ــ بخش اوّل
Download The Fabulous Baron Munchausen (Baron Prášil) 1961 Film _ Part 1
http://www.namasha.com/v/CCxuEIbz
Download The Fabulous Baron Munchausen (Baron Prášil) 1961 Film _ Part 2
http://www.namasha.com/v/kqhnkqds
----------------------------
نماهایی از فیلم:










-------------------------
زیرنویس فارسی این فیلم را با ترجمهی نگارنده میتوانید از نشانی زیر دریافت کنید:
دانلود از سایت سابسین.
در نوجوانی، داستانی خوانده بودم از "ادگار آلن پو" با عنوان "سقوط خانه آشر". یادم هست که به شدت جذبش شده بودم و با قدرت خیال، که در آن ایام به نهایتِ خود بود، داستان را در ذهنم تصویرسازی میکردم. امروز، از پسِ سالها، فرصتی دست داد تا روایت سینمایی این داستان را هم ببینم: فیلم خانهی آشر به کارگردانی "راجر کورمن" در سال 1960 .
"پو" شاید از نخستین نویسندگانی بوده باشد که بر تأثیر فضای معماری بر ناهنجاریهای روانی کاربران، تأکید کرده و نقش اصلی داستانش را به عمارت و بنای رو به زوالی داده است که ساکنیناش را هم به زوال و سقوط میکشد:

«در یک روز دلگیر و ساکت و تاریک ایام پاییز، من به تنهایی با مرکوب خود به سوی "خانهی عاشر" حرکت نمودم. پس از طی مسافتی طولانی، نزدیک خانه رسیدم اما با منظرهی عجیبی روبرو شدم و قلبم فرو ریخت. ساختمان و بنای خانه، مانند شب تار به تاریکی گراییده و بیروح بود؛ غمانگیز و سرد، مانند شبهای سرد زمستان. دیوارهای خاکستری ساختمان، دل انسان را میآزُرد. از زمینهای خشک و سوختهای که اطراف خانه را احاطه کرده بود و اوضاع آشفتهی آنجا به وحشت افتادم. پنجرهی بزرگ و تاریک این خانه، چون چشمان سیاه در یک صورت و چهره بیمعنی مینمود. تنههای سفید و بیروح درختان، انعکاسی بس غمانگیز در منظرهی دریاچهای آرام داشت [...] همچنان که به ساختمان بزرگ تیره نزدیک میشدم، تصور عجیبی در مغز و فکر من بروز نمود و معتقد شدم هوایی که خانه را احاطه نموده است جدا از هوایی میباشد که با ارادهی خداوند در طبیعت و فضا وجود دارد. احساس کردم که این حالت، از دیدار درختان آسیبدیده و دیوارهای خاکستری مخروبه در من به وجود آمده است. خانه، چون ابری سیاه و تیره، در هم فرو رفته به نظر میرسید. ساختمان هنوز پابرجا بود، اما دیوارهای آن دارای شکافهای عمیقی بود که نشان میداد به زودی فرو خواهد ریخت.»
نک: پو، ادگار آلن. (1374). سقوط خانه عاشر. ترجمه محمد عبادزاده کرمانی. در کتاب: داستانهای اسرارآمیز. تهران: انتشارات قصه جهاننما. صص 47-58.

پوستر فیلم "خانه آشر" ــ محصول سال (1960). به کارگردانی: راجر کورمن

برای دانلود متن انگلیسی داستان سقوط خانه آشر، اینجا کلیک کنید.
برای دانلود قرائت انگلیسی داستان سقوط خانه آشر، اینجا کلیک کنید.
توضیح:
ــ زیرنویس فارسی دو قطعه فیلم بالا، از dr.lecter.76@gmail.com میباشد و من فقط آن را "رندر" و "هاردساب" کردهام.
ــ داستان بالا، توسط مترجمین متعددی به فارسی برگردانده شده است. یکی از مشهورترین آنها، ترجمهی احمد گلشیری است با عنوان زوال خاندان آشر ، که در جلد دوّم مجموعهی "داستان و نقد داستان" توسط انتشارات نگاه در سال 1370 به چاپ رسیده است.
دیروز هوا بارانی بود، حس و حال خاصی داشت که تا بامداد امروز هم باقی بود ... . من هم بر سر ذوق آمدم و تصمیم گرفتم که یکی از لذتهای زندگیم را که "بازدید از موزهها و گالریهای هنری"ست در اینجا به اشتراک بگذارم؛ آنهم برای دخترم "آناهید" ، که اگر روزی بزرگ شد و همچون من این علاقه و دلبستگی به هنر را در ذات خود داشت، خاطرهی پدر را سبز و گرامی بدارد.

در بخش اوّل، به سراغ "موزهی هنرهای زیبا " در مجموعه کاخ موزهی سعدآباد تهران میروم و شماری از عکسهایی که حین بازدید از آنجا گرفتهام را به اشتراک میگذارم:

اثری از یک هنرمند ناشناس در دورهی قاجار

تابلوی "رمال" ، اثر "کمالالملک". دورهی قاجار

تابلوی "کشیشان"، اثر "علیاکبر خان مزینالدوله". دورهی قاجار
توضیحات تابلو: این تابلو، کشیشان را در حال خواندن کتابهای ممنوعه که در قرون وسطی از میان مردم از طرف آنها جمعآوری شده نشان میدهد. این اثر بیانگر حاکمیت و نفوذ کلیسا بر تمام سطوح زندگی مردم در آن دوران است. کشیشان آنچه را که برای خود مجاز میدانستند برای عامه مردم ممنوع میکردند و این کتب را در میادین شهرها به خاکستر نیستی مینشاندند.
( از سایت کاخ موزه سعدآباد)

اثری از Karl Emil Mücke

تابلوی "تابستان در مزرعه"، اثر "هانس دال"
توضیحات: در نقاشیهای "هانس دال"، اغلب مناظر بخش غربی نروژ، آفتاب درخشان، لبخند مردم در لباسهای محلی ، رنگهای پر جنب وجوش، تصاویر زیبا و رومانتیک از دختران و پسران نروژی را میتوان دید. (نکـ سایت کاخ موزه سعدآباد)


مجسمهی برنزی رقص کولو. اهدایی "مارشال تیتو" به پهلوی دوّم.
برای اطلاعات بیشتر، نکـ سایت کاخ موزه سعدآباد

تابلوی "خواب"، اثر "سالوادور دالی"
برای اطلاع، نکـ سایت کاخ موزه سعدآباد

اثری از "فرانسوا کامیناد"

تابلوی "کنسرت خصوصی"، اثر "موریس بلوم" _ Maurice Blum : 1832 - 1909

تابلوی "گردش روزانه"، اثر "پرر".
فامیلیِ "پرر"، در فرانسهی قرن نوزدهم مشهور بود. ولی نتوانستم زندگینامهی نقاش را پیدا کنم.

بخشی از تابلوی زیبای "منظرهای از پاریس"، اثر "ژان رافی"
تماشای آثار دیگر "ژان رافی" در آرتنت

تابلوی "مرداب"، اثر "ام. کورتسویچ" (قرن 19 میلادی)