میگویند که مقرّر بوده حکیم فردوسی، کل شاهنامه را به فارسی ِ سره بگوید و برای هر بیتِ اینچنینی، از سلطان، یک سکه ی طلا دریافت کند، ولی چون پس از سی سال، شصت هزار بیت سرود و نزدِ سلطان برد، از آنجا که پرداختِ دینارها گران میآمد، سلطان به شاعرانِ درباری فرمود که جستجو کنند و ابیاتی که در آن ها واژگان عربی به کار رفته را شناسایی کنند.
فالجمله اینکه پانصد بیت از این-دست یافتند و به همین بهانه زیر قولشان زدند و آن شصت هزار بیت را با دیده ی نکوهش و سرزنش قدر ننهادند!
حال، حکایتِ امروز ِ ماست. آنان که هیچ کاری انجام نمیدهند و پیوسته به دنبالِ عیب-جویی و ایرادگیری از خدماتِ این و آن، و ناچیز و محقّر جلوه دادن ِ زحماتِ خدمتگزاران ِ واقعی ِ مردم و جامعه هستند، خوب است که بجایِ غیبت کردن و کوک کردن ِ ساز ِ بی معرفتی، و بالا کشیدن خود با پایین کشیدن ِ دیگری، تلاش کنند که به واقع بسیجی-وار و پُر تلاش و بی ادعا کاری برای جامعه انجام دهند و نفعی برسانند که توشه ی آخرتشان باشد.
در این دنیا، البته نظمی وجود دارد که مطابق ِ آن، این افراد پس از مدتی به طور کامل متنبّه میشوند؛ ولی چقدر خوب است که به جایِ بیرون ِ گود نشستن و مرتب هیاهوی ِ "لنگش کن!"، کمی هم سخاوتمندانه و ایثارگرانه از خود مایه گذاشته و به خدمتگزاری ِ جامعه بپردازند تا به قول ِ معروف، سنگ و وزنشان به آن حدی برسد که بتوانند از فردی که از آنها در این مسیر بسی پیشتر است انتقاد کنند! انتقادی سازنده!

همایش معاونین عمرانی ِ دانشگاه آزاد اسلامی. تهران، واحد علوم و تحقیقات، زمستان 1389.
به ترتیب از چپ به راست: مهندس وحید، مهندس رحیمیان (مدیر کل طرحهای
عمرانی)، مهندس بیات، نگارنده، مهندس اسکندری (معاون عمرانی واحد کرج)، و ...
تمام کسانی که به نحوی از انحاء در کار حفاظتِ ابنیهی تاریخی دست در کار دارند، باید این نکته را دریابند که تا آنجا که مقدور است مصالح اصلی - مانندِ کاشیهای معرّقِ اصیل و گچبریهایِ تزئینیِ اصلی - چون سندی برای آیندگان حفظ و نگهداری شود.
همانگونه که یک تابلویِ نقاشیِ رنگ و روغنی را - به علّت اینکه قسمتی از آن ضایع شده - محو نمیسازیم تا تابلوی جدیدی جانشین آن گردانیم، نباید تمام کاشیهای معرّق ِ ناحیهای را که قسمتی از آن خراب شده، ویران سازیم و کاشیهای جدیدی را که تقلید از کار اصلی است، به جایِ آنها نصب کنیم.
ارزش هر اثر و بنایِ قدیمی، در همان مدارکِ مادی است که بدست انسانِ آن دوران ساخته شده است، لذا خراب کردن و به دور انداختن ِ این مدارکِ اصیل - که از گذشته باقی مانده - کاری است که از رویِ عدمِ احساسِ مسئولیت انجام میگیرد.
مارتین ای. ویــوِر

نگارنده در "تخت جمشید" ـ مهر ماه 1391
"هاید ماری کخ" در فصل سوّم از کتابِ «از زبان داریوش» بحثی جالب در خصوص وضعیتِ دستمزدها در عهدِ هخامنشی بر پایه ی الواح "تختِ جمشید" دارد:
«مزدِ کارگران عمدتاً بصورت جنسی پرداخت میشد و پایه ی اصلی محاسبه ی آن "جو"، و حداقل مزد یک مرد، 30 دقه (لیتر) جو در ماه بود ـ ـ ـ ـ روزانه یک دقه.»
ولی این، همه ی استنتاج ِ "کخ" نیست؛ و نیمه بیان کردن ِ سخن اش، مانندِ گفتن ِ "لا اله" است بدونِ ذکر ِ "الا الله".

"کخ" در ادامه ی پژوهش اش چنین میآوَرد:
«به جز این 30 لیتر جو در ماه (که حقوق پایه ی حداقل بود)، همه ی کارگران به عناوین و مناسبتهای گوناگون، "اضافه درآمد" داشتند ـ ـ ـ ـ بطور منظم، هر دو ماه یکبار، یک لیتر جو و نیم لیتر شراب یا آب جو برای هر نفر؛ و یک بز یا گوسفند برای هر 30 نفر در ماه داده میشد. به این مقدار، باید دستمزد ویژه ای را که دیوان اداری به نام "کمک شاهانه" (عبارت از یک لیتر آردِ جوی اعلا و یا یک لیتر جوانه ی خشکِ جو در هر سه ماه + شراب ترش) به کارگران میداد، افزود. در میان "کمکهای شاهانه" گاهی به میوه هم برمیخوریم. برای نمونه شماری از کارگران، ماهانه یک لیتر انجیر و برخی یک-سوم لیتر گردو گرفته اند. علاوه بر این اضافه پرداخت های همیشگی، پرداختی وجود داشت که به آن "پیش کشی" میگفتند. مثلاً زائوها 5 ماهِ تمام حقوق ویژه ای میگرفتند ـ ـ ـ برای نوزاد پسر، ماهانه یک کوزه ی 10 لیتری شراب یا آب جو، 20 لیتر جو، گندم و گاه آرد؛ و برای نوزاد دختر، نصف این مقدار پرداخت میشد. کارگران همچنین برای انجام کارهای سخت، با احتسابِ ضریبِ سختیِ کار، اضافه دستمزد دریافت میکرده اند. این پرداختها و اضافه-پرداختهای مربوطه، فقط شامل کارگران و خدمتکاران ساده ـ بدون مهارت ـ میشد و اگر کسی میتوانست مهارت خود را در کار بالا برد، میزان حقوق بیشتری دریافت میکرد؛ مثلاً در یک لوحه، کارگری 40 لیتر جویِ ماهانه (به جای 30 لیترِ نُرم) دریافت کرده است.
اسناد، نشان میدهد که مرد و زن برای انجام کارهایِ واحد و یکسان، مزدی برابر میگرفته اند. از بالاترین حقوقها را بانوان مدیر و سرپرست دریافت میکرده اند ـ ـ ـ 50 لیتر جو در ماه + 30 لیتر شراب + یک-سوّم یک بز یا گوسفند.
به این ترتیب، امکان طبقه-بندیِ حقوق، بسیار متنوع بود و مجموعاً میتوان چنین برداشت کرد که نظام دیوانی هخامنشی میکوشید تا هرکس به اندازه ی کاری که انجام میدهد، مزد بگیرد. حقوقهای سازمانی ِ بالاتر مشتمل بر ماهانه 60 لیتر جو و 30 لیتر شراب میشد. کارمندی که "پیشکار کشاورزی" نامیده شده، ماهانه 60 تا 80 لیتر جو + یک و نیم بز/گوسفند حقوق داشت و حقوق کارمندان سرپرست خزانه و کارمندان ناظر هر کدام ماهانه 90 لیتر جو + 60 لیتر شراب + سه رأس بز/گوسفند بود. در الواح، جایی هم به جیره ی ساتراپ (حاکم- استاندار) هندوستان اشاره شده ـ ـ ـ 2100 لیتر جویِ ماهانه + 900 لیتر شراب. همه ی جیره ی این دست بلندپایگان و نیز کارمندان رده ی بالا، مصرف شخصی آنها نبوده است و بخشی از آن ذخیره و انبار میشده و بخشی هم در بازار به فروش میرسیده است.
الواح "تخت جمشید" مربوط به زمان حکومت "خشیارشا" و حکومت "اردشیر اوّل"، اغلب از پرداخت نقره به کارگران (به جایِ پرداختِ حقوق بصورت جنسی) گواهی میدهد. پرداخت نقدی قطعاً مورد استقبال کارگران قرار گرفت، چون میتوانستند کالای مورد علاقه ی خود را خریداری نمایند. هر خانواده ای برای خود باغچه و زمینی داشته و محتمل است که بذر مورد نیاز برای کاشت را نیز از حکومت دریافت میکرده اند. برای نمونه، در یکی از لوح ها، قید شده که گروهی کارگر، 90 لیتر بذر جو گرفته اند. اشارات زیادی در دست است که کارگران، خود نیز صاحب احشام بوده اند. در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذیه ی بز و گوسفند و ماکیان، از طرف دستگاه اداری به کارکنان جیره ی علوفه داده میشد. به این ترتیب، پرورش حیوانات در چارچوبی معین، بخشی از مخارج کارگران را تأمین میکرد.
همچنین در برخی نقاط، به کارگران ناهار میدادند. مثلاً در "خزانه"، آشپزهایِ زن برای نهار کارگران، غذایِ عمومی میپختند. بنابراین غذای ِ روزانه را هم باید به میزان حقوق افزود. پیوسته کوشش میشد تا به عناوین مختلف، دریافت-کنندگانِ حداقل دستمزد، با اضافه-پرداختهایی تأمین شوند و حداقل حقوق از آنچه در بین النهرین پیش از آن پرداخت میشد، بالاتر بود. در زمان داریوش، کمکهای پراکنده ی دولتی را نیز باید بر حقوق کارگران افزود. علاوه بر حق عیال و اولاد، زندگی این خانواده ها با کاشت و برداشت، پرورش ماکیان و درچارچوبی معین، با نگهداری بز و گوسفند تأمین میشد. هزینه ی لباس هم میتوانست بر عهده ی دربار باشد. به استناد اسناد، در کارگاه های شاهی ِ "خزانه"، به جز لباس های مجلل، لباسهای کاملاً معمولی نیز دوخته میشد که به احتمال زیاد مورد مصرف کارگران و کارکنان بود.
در کنار مردمی که در خدمت دولت بودند، بی شمار پیشه وران و بازرگانان آزاد و همچنین کشاورزان و مالکین بزرگ نیز قرار داشتند که به سهم خود از خدمتکاران خاص استفاده میکردند.»
"از زبان داریوش"، نوشته ی "هاید ماری کخ"، ترجمه ی "پرویز رجبی"، نشر کارنگ، چاپ سیزدهم، آبان 1387، ص 60-70.