کمتر فرصتی برای فیلمدیدن دارم، امّا امروز تماشای دوبارهی فیلم اشکها و لبخندها (1965) برایم غنیمتی بود. چه سالها که گذشت ... از زمان تماشای-اش روی کاست ویدئوی VHS تا امروز با کیفیت بلوری روی تبلت ... .
به نظرم، هویّتِ سینمای کلاسیک برای ما ایرانیان، در دو نکتهی اصلی تعریف میشود:
1ـ ترجمههای خوب و روان و دلنشینِ فارسی که این فیلمها شانس برخورداری از آن را داشتند و مترجمان چیرهدستی که بنوعی این فیلمها را بومیسازی و ایرانیزه میکردند و انتخاب هوشمندانهی واژگان فارسیشان، فرهنگِ بیگانه و غریبه را برایمان آشـنا و مأنوس میکرد.
و
2ـ دوبلههای فارسیِ هنرمندانه و صداهای زیبا و بااصالتِ دوبلورها؛ که باز ذوق و حس و حال ایرانی را درین فیلمها میدمید.
کلاً یک پایِ هویّت دوستداشتنیِ این سینما در ایران را همان اثرِ قند پارسی میدانم. عموماً اخلاقگرا-بودنِ سینمای کلاسیک را هم برمیشمرند که باز بومیسازیاش را در فرهنگ ایرانی سهلتر از سینمای امروزِ غرب میکرد ... .

تصویر بالا: جولی اندروز در نمایی از فیلم "اشکها و لبخندها"؛
و حضور-اش در همان مکان پس از 50سال (از صفحهی اینستاگرام-اش)
با یک یادداشتِ کوتاه:
Fifty years later, the hills are still alive...
در این چند روز فراغت، وقتی با دختر کوچکم پای تماشای کارتونهای مورد علاقهاش مینشینم ــ از آن اجبارهایی که لذتبخش هم هست ــ گاهی از میان تصاویر خوشرنگ و لعابِ سهبُعدی، خاطرههایی دوبُعدی از کارتونهای ایّام کودکی و نوجوانیِ خودم برایم تداعی میشود. ایّامی که ظاهرِ این دنیا هنوز به همان صداقت و راستیِ داخل آن کارتونها بود و هنوز نمیدانستیم از نامردمیهایی که میتواند در پسِ پردهاش باشد!
امروز که داشتم کارتونِ نتفلیکسیِ "ترو و سرزمین رنگینکمان" (+) را نگاه میکردم، دفعتاً یاد کارتونِ قدیمی "پوکو" افتادم.
اگه یادتون باشه (خطابم به همنسلیهای خودم است) "پوکو" یه دوست فضایی داشت به نام "ژوپی". و این ژوپی روی سرش چندتا گوی/بالن طلایی داشت که هر موقع پوکو آرزویی داشت میتونست با یکی از این گوی/بالنها (که ژوپی در اختیارش گذاشته بود) آرزوش را برآورده کنه!
امروز، کاراکترهای پادشاهِ رنگینکمان و گویهای طلاییِ آرزو در کارتون "ترو و سرزمین رنگینکمان" منو یاد ژوپی و گویهای طلاییِ آرزوی روی سرش انداخت.

پینوشت:
یه چندوقت قبل، نامهنگاری کرده بودم با آرشیو تلویزیون دانمارک تا مظنّهی سری کامل کارتون "پوکو" را بپرسم. گفتم خدا را چه دیدی، شاید پول معلمیمان رسید و خریدیم. اینم پاسخشون: یه لینکِ پیشنمایشِ هفتروزه با قیمتِ 200 یورو ... .
امروز میخوندم که قیمت دلار توی صرافیهای تهران شده 25هزار تومان! اینم از بخت و اقبالِ ما!
Dear ....
We can’t sell you the animation for archiving. Archive sales can only sell materials for download to people who have participated in the programme. We can offer you a previewlink which is active for 7 days, but you won’t be able to download the content. The price for that is 200 euros. If you’re interested in that I will need you invoice information and then I will send further information and the programmes.
De bedste hilsner
Hans
–– – – – – – – – –
Hans Worch Bagge
Researcher, DR Research og Arkiv
DR Byen
Emil Holms Kanal 20, opg. 2-2
DK-0999 København C
DR Arkivsalg
arkivsalg@dr.dk
امروز دیدم که دوستی، در یادنگاشتی، این روحیات را برشمرده بود: «بیتفاوتنبودن نسبت به دیگران، کمک، سمپاتی، محبت و حمایت و احترام» ؛ و با خود اندیشیدم که این فضایل چقدر اینروزها در زندگیِ اجتماعی (و صدبرابر در فضای مجازی) نزد ایرانیانْ ناپـیداـست که یکباره دیدنشان، به قولِ آن دوست، «شوکهکننده!» است.
این فضایل را امّا از خاطرات کودکیمان به یاد داریم که در داستانها و کارتونها برایمان میگفتند
به پیوست و به این بهانه، انیمیشنِ نوسـتالژیکی ساختهشده براساس یکی از قصّههای ادبی-اخلاقیِ قدیم به نام انگشتدانه (بندانگشتی)، با عنوان اصلیِ おやゆびひめ ــ ساختهی "کازوهیکو واتانابه" در سال 1982 [توضیحات در اینجا]، را به همراه یکی از قدیمیترین ترجمههای فارسیِ این داسـتان از "روحی ارباب" در سال 1336، تقدیم دوسـتان میدارم:


[دریافت پی.دی.اف داسـتان از اینجا]