وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...
وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...

فرهنگ مصور واژگان حفاظت برای نقاشی­های دیواری


امروز در پیامی از دوست ارجمندم جناب آقای دکتر مهدی رازانی، استادیار دانشگاه هنر اسلامی تبریز، مطلع شدم که به همت ایشان و سرکار خانم فاطمه صحتی، ترجمه‌ی فارسی کتاب «فرهنگ مصور اروپایی واژگان حفاظت برای نقاشی­های دیواری و سطوح معماری» منتشر شده و به رایگان در اختیار پژوهندگان قرار گرفته است. [دریافت PDF کتاب از اینجا]



از ایشان برای به انجام رسانیدنِ این کار ارزنده و سخاوت‌شان در انتشار رایگانِ ترجمه سپاسگزارم.

بخشی از مقدمه‌ی کتاب:

تدوین فرهنگ­‌های تخصصی برای درک مفاهیمِ مشترک در  اصطلاحات اختصاصی گرایش‌های مختلف علمی، جهت استفاده متخصصین و کارورزان در اقصی نقاط جهان ضروری است. «فرهنگ مصور اروپایی واژگان حفاظت برای نقاشی­های دیواری و سطوح معماری» مجموعه‌­ای کامل و جامع از اصطلاحات متفاوت در زمینه مواد و مصالح مربوط به نقاشی دیواری و سطوح معماری، منابع و پدیده‌­های تخریب، مستندسازی مداخلات، حفاظت پیشگیرانه و نیز حفاظت و مرمت بر اساس فرهنگ و هنر اروپایی است. ترجمه­ کتاب حاضر برای دانشجویان رشته­ مرمت آثار تاریخی، مرمت بناهای تاریخی، معماری و هنرهای وابسته در مقاطع مختلف کاربرد داشته و امید است علاوه بر جامعه دانشجویان دانشگاهی، مورد استفاده سایر هنرمندان مرتبط قرار گیرد.




هدیه‌ای ارزشمند در روز معلم


«روز معلّم» را [با تأخیر یک‌روزه] به معلمین ارجمندی که خواننده‌ی این وبلاگ هستند تبریک می‌گویم.

میان پیامک‌های تبریکی که دیروز از دانشجویان داشتم، یکی‌ش خیلی به دلم نشست؛ که آنرا عیناً تقدیم معلمینِ والایِ خود میکنم:

بهترین معلمان با قلب‌شان آموزش می‌دهند، نه با کتاب. تقدیم به قلب پُر مهر شما. روزتان مبارک!


امّا دیروز، دو شادکامی دیگر هم داشتم: حضور با خانواده در ضیافتِ شامِ معلمین در ساختمان سینما کانونِ ساری (سینمای متعلق به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در بوستانِ کوشاسنگ)؛ و دیگری، دریافت هدیه‌ای از یکی از هنرمندانِ بلندآوازه‌ی "کانون" جناب استاد فرشید مثقالی.


عکس‌ زیر: دخترم آناهید در ورودی سینما کانون ساری


عکس زیر: همسر و دخترم در ضیافت شام ِ "کانون" به مناسبت روز معلم


پیشتر در اینجا درباره‌ی فیلم ستاره‌ی دنباله‌دار شاهکار سینماییِ کارل زمان، مطلب مفصّلی نوشته بودم. در خصوص نمایش این فیلم در تهران، نامِ دو فرهیخته‌ی ایرانی را هم ذکر کرده بودم: پرویز دوائی ــ که فیلم را جهت اوّلین‌پخش در سینمای مخصوصِ "کانون" (سینما پلازا) برگزیده بود؛ و فرشید مثقالی که پوستر-اش را کار کرده بود.

قبلاً از پرویز دوائی، گفتار شیرینی در ماهنامه‌ی جهان کتاب خوانده بودم که متضمنِ خاطراتش از ایام کار در "کانون" بود [دریافت از اینجا]. تلاش کردم از سردبیر این ماهنامه، نشانی ایمیل استاد دوائی را بگیرم و جویایِ خاطراتِ ایشان از حضورِ کارل زمان در تهران و نمایش آثار-اش شوم. ولی متأسفانه پاسخی از سردبیر محترم دریافت نکردم.

ایمیل دیگری هم برای استاد فرشید مثقالی فرستاده و درخواست کرده بودم که پوستر خاطره‌انگیزـشان از فیلم را ــ که فقط در اندازه‌های کوچک و بی‌کیفیت در اینترنت موجود بود ــ با رزلوشن بالاتری برایم ارسال دارند.

فرشید مثقالی + ماهی سیاه کوچولو

خوشبختانه حضرت استاد، شاگردنوازی نمودند و در روز معلّم این هدیه‌ی ارزشمند را در ایمیل-ام دریافت کردم. سپاسگزار ایشان هستم که علی‌رغم مشغله‌ی فراوان، درخواستم را بی‌پاسخ نگذاشتند و از سرِ محبت و تشویق، وقتی تخصیص دادند و از آرشیو شخصی‌شان تصویری باکیفیت از این اثر را در اختیارم نهادند تا برای نخستین‌بار در اینترنت نشر دهم.

جالب است که در این پوستر، از تصویر هیچ‌یک از شخصیت‌های اصلی فیلم استفاده نشده است؛ ولی ترکیبِ عناصر تصویریِ انتزاعی از قلعه‌ی فرانسویان با افسر مَرکب‌سوار و اعرابی و دو-دلـداده روی پاره‌ای از زمین، به همراهِ دریا و کشتی و خطوط شبه حکاکی و گراوُری، دقیقاً حال و هوای این اثر سینمایی را منعکس می‌کنند.


با کلیک روی پوستر، آنرا در اندازه‌ی اصلی دریافت کنید

پوستر فیلم ستاره دنباله دار کارل زمان- اثر فرشید مثقالی






پی‌نوشت:

برای دریافت پرونده‌ی کاملِ زندگی هنری استاد مثقالی می‌توانید به وبسایت "آرته" مراجعه کنید.





کارتون‌های کودکی ـ بخش اوّل


در ایّام کودکیِ ما، یکسری کارتونِ جالب بصورت میان‌پرده در لابلای مجموعه‌برنامه‌های موسوم به جعبه‌ی اسباب‌بازی [که برنامه‌های ترکیبی و آموزشی برای کودکان بود] از تلویزیون پخش می‌شد. این کارتون‌ها متشکل از قطعه‌های کوتاهِ 1 دقیقه‌ای با شخصیت یک موشِ بزرگِ نارنجی و یک فیلِ کوچکِ آبی بود! این قطعات، بی‌کلام بودند ولی افکت‌های صوتی و موسیقی خوبی همراهی‌شان می‌کرد.

 

امروز فهمیدم که این میان‌پرده‌های موشی، شهرت بین‌المللی دارد(!) و سایتِ اختصاصی:

https://www.wdrmaus.de




نام اصلی مجموعه، Die Sendung mit der Maus است [اطلاعات در IMDb] ؛ و ساخت و تولیدش از سال 1971 به همّت آرمین مایوالد (+) و همکارانش در تلویزیون آلمان آغاز شده بود. به نوشته‌ی ویکی‌پدیا، این برنامه‌های آموزشی توانسته است جوایز زیادی را از آنِ خود کند و در رساله‌های دانشگاهی هم جا و مقامی بیابد!


تصویر زیر [با کلیک، بزرگنمایی دارد]

صفحه‌ی اوّل یک تز دانشگاهی در  اینجا


یکسری از قطعات کارتونی‌ش را که برایم خاطره‌انگیز بود در تماشا گذاشته‌ام.


 

یادش بخیر! یک مجموعه‌ی کارتونی دیگه هم بود معروف به "بچه‌میمون‌های بازیگوش" که فکر کنم دهه‌ی 60 از تلویزیون پخش می‌شد.

اطلاعات کاملش در ویکی‌پدیا هست: محصول استودیوی سایوزـمولت‌فیلم بوده و از ساخته‌های انیماتورِ شهیرِ روس لئونید شوارتزمَن ؛ در 7 اپیزودِ 9دقیقه‌ای طیِ سال‌های 1983 تا 1997.

اپیزود دوّم-اش [مشخصات در IMDb] تا امروز در یادم به وضوح باقی بود! آنرا با کیفیت خوب و بدون برچسب و لوگو در آپارات گذاشته‌ام.


اپیزود ششم-اش هم [که البته هیچگاه از تلویزیونِ ایران پخش نشد | IMDb] در این تماشای پیرانه‌سالی برایم جالب بود: اتفاقاتی که در اُپرایِ اُتللو رقم می‌خورد و منجر به فرارِ دِزدِمونا می‌شود. {#smilies.smile}  آن را در تماشا گذاشته‌ام.