این جملات و عبارات که در اینجا خوانده بودم، این روزها مدام در ذهن-ام تکرار میشود. آنها را درست میدانم و به آنها فکر میکنم:
«ظلم و فساد در هیئت حاکمه دوام نمیآورد مگر آنکه از دل جامعه ظالم، فاسد و فاقد آگاهی مدنی روئیده باشد. جامعه باکفایت نه تنها در عملکرد مدنی خود دولت بیکفایت را ساقط میکند، که اصولاً فرصت تصدی به آن نمیدهد. کفایت هر جامعهای همان دولتی است که داراست و دولتها برازنده ملتها هستند. ملتهایی که بیش از آنکه غارتگری و فرصتطلبی را از دولتها یاد بگیرند، به آنها یاد میدهند. دولتهایی که از دامان تربیت و پرورش ملتها برآمدهاند و در آغوش آنها شیر خوردهاند. در این میان، افراد سالم و دارای شعور مدنی نصیبی ندارند جز بینوایی، تنهایی و رنج دائمی».
«برای بررسی جباریت یا خودکامگی نمیبایست فقط به شخص جبار و همدستان او پرداخت، بلکه میبایست خلق و خوی نهفته جباریت در میان آحاد جامعه را نیز مورد توجه قرار داد. نظام جباریت نمیتواند بدون رضایت طیف گستردهای از تودهها مستقر شود و همواره از حمایت عده کثیری از مردمی که روحیه جباریت دارند، برخوردار است. تحلیلهای روانشناسانه نشان میدهد که مردم به مرور زمان از جبار فعلی دلزده میشوند و برای ارضای حس نفرتی که از آن شخص یا حکومت دارند، به تب اشتیاق ظهور یک منجی قدرتمند مبتلا میشوند. منجیای که بتواند در یک چشم بهم زدن کل مشکلات موجود را رفع و رجوع و حل و فصل کند. مردم با همین تلقی سادهاندیشانه به جبار دیگری دل میبندند و به او یاری میرسانند و او را جایگزین جبار قبلی میکنند. آنها آزادی و اختیار خود را در کف فرمان کسی قرار میدهند که به گواه تجارب تاریخی هرگز نمیتوانند آنرا پس بگیرند. مردم توجه نمیدارند که هاله درخشانی که جبار را در بر گرفته از پرتو مشعلهایی است که خودشان در دست گرفتهاند».

ماهی سیاه کوچولو
از خامهی تهمینه میلانی. با الهام از اثر فرشید مثقالی
امروز در پیامی از دوست ارجمندم جناب آقای دکتر مهدی رازانی، استادیار دانشگاه هنر اسلامی تبریز، مطلع شدم که به همت ایشان و سرکار خانم فاطمه صحتی، ترجمهی فارسی کتاب «فرهنگ مصور اروپایی واژگان حفاظت برای نقاشیهای دیواری و سطوح معماری» منتشر شده و به رایگان در اختیار پژوهندگان قرار گرفته است. [دریافت PDF کتاب از اینجا]

از ایشان برای به انجام رسانیدنِ این کار ارزنده و سخاوتشان در انتشار رایگانِ ترجمه سپاسگزارم.
بخشی از مقدمهی کتاب:
تدوین فرهنگهای تخصصی برای درک مفاهیمِ مشترک در اصطلاحات اختصاصی گرایشهای مختلف علمی، جهت استفاده متخصصین و کارورزان در اقصی نقاط جهان ضروری است. «فرهنگ مصور اروپایی واژگان حفاظت برای نقاشیهای دیواری و سطوح معماری» مجموعهای کامل و جامع از اصطلاحات متفاوت در زمینه مواد و مصالح مربوط به نقاشی دیواری و سطوح معماری، منابع و پدیدههای تخریب، مستندسازی مداخلات، حفاظت پیشگیرانه و نیز حفاظت و مرمت بر اساس فرهنگ و هنر اروپایی است. ترجمه کتاب حاضر برای دانشجویان رشته مرمت آثار تاریخی، مرمت بناهای تاریخی، معماری و هنرهای وابسته در مقاطع مختلف کاربرد داشته و امید است علاوه بر جامعه دانشجویان دانشگاهی، مورد استفاده سایر هنرمندان مرتبط قرار گیرد.
«روز معلّم» را [با تأخیر یکروزه] به معلمین ارجمندی که خوانندهی این وبلاگ هستند تبریک میگویم.
میان پیامکهای تبریکی که دیروز از دانشجویان داشتم، یکیش خیلی به دلم نشست؛ که آنرا عیناً تقدیم معلمینِ والایِ خود میکنم:
بهترین معلمان با قلبشان آموزش میدهند، نه با کتاب. تقدیم به قلب پُر مهر شما. روزتان مبارک!
امّا دیروز، دو شادکامی دیگر هم داشتم: حضور با خانواده در ضیافتِ شامِ معلمین در ساختمان سینما کانونِ ساری (سینمای متعلق به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در بوستانِ کوشاسنگ)؛ و دیگری، دریافت هدیهای از یکی از هنرمندانِ بلندآوازهی "کانون" جناب استاد فرشید مثقالی.
عکس زیر: دخترم آناهید در ورودی سینما کانون ساری

عکس زیر: همسر و دخترم در ضیافت شام ِ "کانون" به مناسبت روز معلم

پیشتر در اینجا دربارهی فیلم ستارهی دنبالهدار شاهکار سینماییِ کارل زمان، مطلب مفصّلی نوشته بودم. در خصوص نمایش این فیلم در تهران، نامِ دو فرهیختهی ایرانی را هم ذکر کرده بودم: پرویز دوائی ــ که فیلم را جهت اوّلینپخش در سینمای مخصوصِ "کانون" (سینما پلازا) برگزیده بود؛ و فرشید مثقالی که پوستر-اش را کار کرده بود.
قبلاً از پرویز دوائی، گفتار شیرینی در ماهنامهی جهان کتاب خوانده بودم که متضمنِ خاطراتش از ایام کار در "کانون" بود [دریافت از اینجا]. تلاش کردم از سردبیر این ماهنامه، نشانی ایمیل استاد دوائی را بگیرم و جویایِ خاطراتِ ایشان از حضورِ کارل زمان در تهران و نمایش آثار-اش شوم. ولی متأسفانه پاسخی از سردبیر محترم دریافت نکردم.
ایمیل دیگری هم برای استاد فرشید مثقالی فرستاده و درخواست کرده بودم که پوستر خاطرهانگیزـشان از فیلم را ــ که فقط در اندازههای کوچک و بیکیفیت در اینترنت موجود بود ــ با رزلوشن بالاتری برایم ارسال دارند.

خوشبختانه حضرت استاد، شاگردنوازی نمودند و در روز معلّم این هدیهی ارزشمند را در ایمیل-ام دریافت کردم. سپاسگزار ایشان هستم که علیرغم مشغلهی فراوان، درخواستم را بیپاسخ نگذاشتند و از سرِ محبت و تشویق، وقتی تخصیص دادند و از آرشیو شخصیشان تصویری باکیفیت از این اثر را در اختیارم نهادند تا برای نخستینبار در اینترنت نشر دهم.
جالب است که در این پوستر، از تصویر هیچیک از شخصیتهای اصلی فیلم استفاده نشده است؛ ولی ترکیبِ عناصر تصویریِ انتزاعی از قلعهی فرانسویان با افسر مَرکبسوار و اعرابی و دو-دلـداده روی پارهای از زمین، به همراهِ دریا و کشتی و خطوط شبه حکاکی و گراوُری، دقیقاً حال و هوای این اثر سینمایی را منعکس میکنند.
با کلیک روی پوستر، آنرا در اندازهی اصلی دریافت کنید
پینوشت:
برای دریافت پروندهی کاملِ زندگی هنری استاد مثقالی میتوانید به وبسایت "آرته" مراجعه کنید.