یادش بخیر، دههی شصت در ایام کودکیمان، یک سریال ژاپنی به نام "ماجراهای مارکو پولو" (+) از تلویزیون پخش میشد؛ که تلفیقی از انیمیشن و فیلم مستند بود.


در همان دوران، شاهد پخش مجموعهی مستند "جادهی ابریشم" هم بودیم که موسیقی زیبایش از "کیتارو" بعداً روی نوارهای کاست بیرون آمد. از سفر طولانی مارکو در مسیر جادهی ابریشم، موسیقی بیکلام محزونی به عنوان تم زمینه و تیتراژ در یادم مانده بود [در مایههای تراکِ 5 زیر]؛ امّا تا امروز نمیدانستم که "اوگورا کِی" (+) خواننده و آهنگساز نامیِ ژاپن، یک آلبوم ترانهی اختصاصی برای این مجموعه تصنیف کرده بود. اکنون هم آن را در آمازون برای فروش گذاشتهاند ولی در پخش تلویزیونی ایران، به کلی حذف-اش کرده بودند!
این آلبوم را از اینترنت دانلود کردهام و کل 11تراک-اش را همینجا در اختیار علاقمندان همنسل خود میگذارم [به جز سه تراکِ 6 و 9 و 10، مابقی در این مجموعهی تلویزیونی استفاده شدهاند] :
マルコ・ポーロの冒険 - Marco Polo's Adventures


دانلود تراک 1: 大空から見れば - From the sky [تم پایانی چهارم کارتون]
دانلود تراک 2: 蒼き狼 - Blue wolf [تم پایانی ششم]
دانلود تراک 3: また旅支度 - Again the trip [تم پایانی دوّم]
دانلود تراک 4: 誰でもいいから - Anyone is OK [تم پایانی اوّل]
دانلود تراک 5: 望郷 - Nostalgia [تم پایانی پنجم]
دانلود تراک 6: キシェラック ヤイラック - Kyrak YaLak
دانلود تراک 7: マティオ・ニコロ そしてマルコ・ポーロ - Matio Nicolo and Marco Polo
دانلود تراک 8: ひとすくいの水 - People's scoop of water [تم پایانی سوّم]
دانلود تراک 9: 大地は - The earth is
دانلود تراک 10: 黄金のパイザ - [عنوان انگلیسی با نکتهسنجیِ "واترلو" اصلاح شد] - Golden Paiza
دانلود تراک 11: いつの日か旅する者よ - One who is traveling someday [تم آغازین کارتون]
[اطلاعات جامع آلبوم: https://vgmdb.net/album/68295]
امروز مجالی دست داد تا یکی از مستندهای عالی سینمای ایران را ببینم: "مرثیهی گمشده" ساختهی خسرو سینائی. [تماشای آنلاین در اینجا]
ساخت این مستند، 12سال به طول انجامیده بود: از سال 1971 تا 1983 . روایتیست از آوارگیِ مردم لهستان طیِ جنگ جهانی دوّم و مهاجرتِ شمار زیادی از آنان به ایران.

حین تماشا، آنجا که فیلمسازْ خاطرات دوران کودکیِ لهستانیهایی که از اصفهان به "زلاند نو" رفته بودند را به تصویر میکشد، نکتهی جالبی دیدم که فکرم را مشغول کرده است: آیا اردوگاه کودکان لهستانی در جلفای اصفهان در سالهای 44-1942، همان بنای معروف به مدرسهی فرانسویها بوده که اکنون مرمّت شده و محل دانشکدهی هنرهای تجسمیِ دانشگاه هنر اصفهان است؟!
نماهایی از فیلم ــ اردوگاه کودکان لهستانی در اصفهان ، تاریخ فیلمبرداری: سال 1975




نمایی از یک کلیسا در فیلم، شبیه به کلیسای کاتولیکها در پشت مدرسهی فرانسویها

دانشکدهی هنرهای تجسمی، در محلهی سنگتراشهاـست و چندان با دانشکدهی ما (دانشکدهی حفاظت و مرمت) فاصله ندارد. عکسهای زیر را همین سه ماه پیش در آنجا گرفتهام. میتوان به مقایسهی معماریِ آن با بنای نشاندادهشده در فیلم پرداخت. البته تفاوتهایی در تعداد ستونهای نمای اصلی و فُرم ورودی زیرزمین وجود دارد. ولی شاید این تفاوتها در هنگام مرمّت به وجود آمده باشد؛ اینطور که مثلاً یکسری از ستونها را که الحاقی بوده، برچیده باشند!
دانشکدهی هنرهای تجسمیِ دانشگاه هنر اصفهان. عکسها از نگارنده



کلیسای کاتولیکها در پشت دانشکده. عکس از نگارنده

---------------------------
یکی ازسکانسهای زیبای فیلم، آنجاست که خانم آنّا بورکوفسکا (افخمی)، از پناهجویان لهستانی ــ که در ایران ماندگار شده و شوهری ایرانی هم اختیار کرده بود، ترانهای (ظاهراً خود-گفته) به فارسی را با پیانو میخواند و مینوازد. این قطعه را در تماشا و نماشا به اشتراک گذاشتهام؛ با این اندوه که دانستم ایشانْ 10سالیست که درگذشته:
میدانم که دیگر نیستی 
فقط غم از تو برایم هست
تو عوض نمیشی با هیچی
قلبت مال دیگریـست
اگر اینجور باشه که ما باید جدا بمونیم
نمیخوام
نمیتونم زنده، بدون تو
چونکه
کس دیگری عاشق توست ...
پینوشت:
ــ بیوگرافی "آنا بورکوفسکا" را در اینجا میتوانید بخوانید.
ــ دربارهی اقامت کودکان لهستانی در اصفهانْ در جریان جنگ جهانی دوّم، مطلب خوبی هم در تارنمای "ایران نامه" موجود است.
زندهیاد دکتر محمد حسین وافی، استاد و مدیر-گروهمان بود در دورهی کارشناسی ارشد. خانوادهاش کتابهای او را پس از فوت-اش، به کتابخانهی دانشگاهـمان (دانشگاه هنر اصفهان) اهدا کرده بودند [چه کار زیبایی!] ؛ یکی از آنها، کتاب "هندسهی مقدّس: فلسفه و تمرین" بود؛ نوشتهی رابرت لولر.


امروز داشتم این کتاب را میخواندم که دو مقایسهی زیبا در آن چشمهایم را نواخت:
1- مقایسهی ریشهشناختیِ دو واژهی "زاویه" و "فرشته" در زبان انگلیسی
-زاویه- angle /ˈaŋɡ(ə)l /
همیشه این دو واژه را به دلیل شباهت ساختاریشان اشتباه گرفتهام (هم در تلفظ و هم در کاربرد). توضیحات جالب نویسندهی کتاب:
«ستارهشناسان قدیم، حرکت و موقعیت اجرام سماوی را از طریق علایم زاویهای تعیین میکردند. حالات گوناگون زاویهای خورشید، ماه، سیارات و ستارهها، با تغییرات دورهای در جهان طبیعی مانند فصول، جزر و مد، رشد گیاهان، باروری حیوانات و غیره ارتباط داشت. همین زاویه بود که تأثیرات الگوی سماوی در رویدادهای زمینی را مشخص میکرد. به این طریق چهبسا تشابه ریشهای واژه های angle و angel ارزیابی شود.» (ص 12)

2- خداوند، جهان را از میل به دیدن خویش و تحسینِ خویش آفرید. پس تنپوشِ مادّیِ هستی، برای دیدهشدن و ستایششدنِ "او" است!
مقایسهی جالبی بین تکاملِ "انسان" و "گیاه" از قول رودولف اشتاینر (+) فیلسوف نامدار اتریشی ــ از کان به نبات، از حیوان به نور حقیقت:
«انسان، در کالبد حیوانی خود، در واقع چیزی جز تبدیل وارونهی یک گیاه نیست:
گُل که اندام تناسلی گیاه است، رویشی رو به بالا دارد و انرژی گیاه را بسوی نور میکشاند؛ حالآنکه اندام تناسلی انسان، پایین قرار گرفته و انرژی جسم را به پایین میکشد. ریشههای گیاه، در خاک است؛ امّا در انسان، کنش ویژهی رشد در پیچیدگیهای مغز وی پیدا میشود.
در این منطق تکاملی، هدفِ انسان فیزیکی، دگرگونی درونی و تجسم حیوانی در کالبد نورانیست؛ همان کاری که تکامل گیاهی [با آزاد کردن کیفیتهای الهی متراکم در تخمهی دربند] در قلمرو محصور کانی انجام میدهد.» (ص 190)


