



از یکماهِ پیش، دنبال این بودم که برای روز تولد دخترم (در 1 آذر) کار فوقالعادهای انجام دهم. رفتم یک فیلم کلاسیکِ ردهی سنی کودکان را گرفتم و شروع کردم به ترجمه و تهیهی زیرنویس فارسی برایش. ولی دریغ که مشغلههای زندگی، مجالِ اتمام کار را نداد. بعد گفتم بشینم چندتا از کارتونهای کوتاهِ والت دیزنی را که روی نوار ویدئو با دوبلهی شیرینِ قدیمی داشتم ــ مثل موردِ پیتر و گرگ (+) ــ کار کنم و صدای دوبلهی قدیمی را روی ویدئوهای باکیفیتتر سینک کنم. به عادت همیشگی، جستوجویی کردم تا ببینم این کارتونها را قبلاً کسی کار کرده است یا نه؛ که رسیدم به این کانال آپاراتی. ظاهراً همین تازگیها هم فعال شده است و یکسری برنامههای شاد و خاطرهانگیز تلویزیون را، علاوه بر کارتون، آپلود کرده. دستش درد نکند. زحمت مرا کم کرد. امروز صبح نشستم با دخترم همهی کارتونهایش را تماشا کردیم. چندتایی را که برام نوستالژیکتر بود، در کانال آپارات خودم از نو بارگذاری کردم: سه تا از سریِ گوفی و دو تا از سریِ دانلدداک.
تولدت مبارک دخترم. شاد باشی که شادی حق توست.
Tiger Trouble (1945)

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

اوّلینباری که کارتون گربههای اشرافی (1970) [+] را دیده بودم، روی یک نوار ویدئوی بتاماکس بود در شبی که مهمانِ منزل عمهام بودیم در تهران. شوهر-عمهام رفته بود از یکی از جاهایی که فیلم ویدئو کرایه میدادند [آن ایّام، بصورت مخفی و قاچاق!] این کارتون را گرفته بود تا سرِ ما بچهها گرم باشد. ولی عملاً وقتی کارتون را گذاشت، کل بزرگسالانِ مجلس هم محو تماشا شدند و شادی و سرگرمشدنشان با آن، کم از ما بچهها نبود!

آن شب این کارتون را به نام "گربههای اشرافی و گربههای زیر شیروانی" دیدم؛ با دوبلهی شیرینِ فارسی و موسیقی و ترانههای پُرـنشاط. نخستین و ماندگارترین نما از شبِ پاریس هم، از خاطراتِ تماشای آن شب-ام شد.

این گذشت، تا پارسال همین موقعها، یکی از دوستان لینک دانلود نسخهی بلوـری آن را در اختیار قرار دارد: بصورت دو-زبانه (فارسی و انگلیسی) با دو دوبلهی متفاوت.
در این دوّمین تماشا، به اتفاق همسر و دختر خُردسالم، باز کودک شدم و خاطراتِ خوش کودکی در ذهن-ام بیدار شد. دخترم، دوبلهی جدید-اش را دوست داشت؛ من، همان دوبلهی قدیمی را؛ و همسرم، زبان اصلیِ کارتون را به انگلیسی!

یک نکتهی جالب که همسرم متوجه آن شد و من هم ضمن چککردنِ زیرنویس انگلیسیِ کارتون در سابسین با تعجب پذیرای-اش شدم؛ اشتباهی بود که در دوبلهی این اثر روی داده است ــ هم دوبلهی قدیمی و هم دوبلهی جدید:
جایی هست [در دقیقهی 33] که "اومالی"، "دوشِس" و بچهها را [به قول خودش] سوار قالیچهی جادویی میکند تا راهیِ پاریس شوند. حین بدرقهشان میگوید:
- Aloha (1)
(2) Auf Wiedersehen
Bonsoir! (3)
(4) "Saranora"
ظاهراً اومالی میخواسته ادعای فضل و خودـشیرینی کند و چند کلمه برای خداحافظی به زبانهای مختلف گفته است: کلمهی (1) به زبانِ مردم هاوایی؛ کلمهی (2) به آلمانی؛ کلمهی (3) به فرانسوی؛ و کلمهی (4) به ژاپنی. ولی کلمهی چهارم را اشتباه تلفظ میکند و به جای "sayonara" (سایونارا) میگوید "Saranora" (سارانورا).
این همان چیزی است که در دوبلههای فارسی (قدیم و جدید) نادیده گرفته شده و اشتباهِ تلفظیِ اومالی را بیتوجه به نکتهی ظریف پنهان در آن، خودسرانه اصلاح کرده و گفتهاند "سایونارا"!
-----------------------------------------
امّا آن نکتهی ظریفِ پنهان:
در صفحهی 109 از کتاب "A Glossary of Literary Terms" ، متوجه یک صنعت ادبی با عنوانِ "Malapropism" میشویم:

اینکه شخصی، ناخواسته، کلمهای را به اشتباه به گونهای دیگر تلفظ کند (یعنی شبیه به کلمهای دیگر با آوای یکسان و معنای متفاوت)؛ اشتباهی که از روی آن، میتوان پی به موقعیت شخص (گوینده) از لحاظ جایگاه اجتماعی بُرد.


Malapropism is a type of solecism (that is, the conspicuous and unintended violation of standard usage in a language) which mistakenly uses a word in place of another that it resembles; the effect is usually comic ... .
-----------------------------------------
لری کلمنس و گروهِ نویسندگانِ کارتون گربههای اشرافی، با گذاشتنِ تعمدیِ این اشتباهِ مضحک در دهانِ اومالی ["سارانورا" به جای "سایونارا"]، قصد داشتند که جایگاهِ اجتماعی او را به عنوان گربهای خیابانی و عامی برای بیننده آشکارتر سازند!
داشتم به پوستر فیلم خاطرهانگیزِ تاراج (1363) نگاه میکردم و از ضرب و هیجانِ قلمموـی طراح-اش لذت میبردم:

امروز دیگر از ایندست پوسترها خبری نیست. کارها، کامپیوتری و سریع شده و ذوقِ هنری و تفکرْ در مرتبهی چندم است. همین اتفاق برای طرح روی جلد کتابها افتاده است. شنبهای که گذشت، برای بازدید از سیزدهمین نمایشگاه کتاب اصفهان به پُل شهرستان رفته بودم. بین غرفهها چشمـم افتاد به طرح روی جلد این کتابها: "گتسبی بزرگ" و "کنت مونت کریستو".


اوّلی، چهرهی "جک نیکلسون" را با گریم فیلم محلهی چینیها (1974) [+] به جای گتسبی بزرگ گذاشته بود! و دوّمی، چهرهی ژنرال اندرو جکسون (+) را به جای کُنت مونتکریستو قالب کرده بود! یعنی بیذوقی تا این حد؟!
تصویر زیر: پوستر فیلم محلهی چینیها (1974)

تصویر زیر: پُرترهی ژنرال اندرو جکسن (هفتمین رئیسجمهور آمریکا)

تصاویر زیر: پُرترهای از اندرو جکسون در دفتر کارِ دونالد ترامپ در کاخ سفید. "جکسون" رئیسجمهورِ محبوبِ ترامپ است!


بگذریم ...
بارانِ بیتابی که در فراغتِ امروز بارید، مرا سر حال آورده بود ــ لااقل برای دقایقی، محو آن زیبایی و شور شدم. به ایوان رفتم و از طبیعتی که چشماندازش در مه و ابرْ گُم بود فیلم گرفتم.
بعد یکی از نوار-کاستهای ایّامِ ماضی را گذاشتم و با نوایِ موسیقی، سفری در زمان کردم. این کاستهای موسیقیِ بیکلام را در آن روزگارِ قحطی از یکتا کاستفروشیِ شهرمان در گُلسرخیِ رامسر میخریدیم. فروشنده، از هر آلبوم فقط یک نمونه داشت! برایت پخش میکرد و اگر خوشت میآمد باید یک کاستِ خام ازو میخریدی تا روی-اش برایت موسیقی را کپی و ضبط کند!

سه-آهنگی از این کاست را که بیشتر گوش میدادم ــ و هیچگاه نامشان را ندانستم ــ امروز در اینترنت میگذارم، مگر به یاریِ دوستان، ردّ و نشانی از آنها بیابم:
---------------------------------------------------------
پینوشت:
با کمک نرمافزار اندرویدیِ "SoundHound" موفق شدم موسیقی اوّل را خودم شناسایی کنم. نام-اش "Sorrow" (حُزن) است. بیکلامِ آن، از اجراهای فرانک پورسِل است [دانلود از اینجا]؛ و باکلام-اش، اجرای مورت شیومَن در فیلم "À nous les petites Anglaises" به سال 1976 ــ [تماشا در اینجا].