در اوقات فراغت، آنچه که مایهی شادیام هست یکی هم "ادبیات" و "فیلمهای کلاسیک" است. این چند روز هم همنشینِ ادگار آلن پو بودم و داستانِ "قلبِ رازگو" (قلب افشاگر).



پو، این داستانِ کوتاه را در سال 1843 منتشر کرده بود: حکایتِ دیوانهای که از روی جنونْ مرتکب قتل پیرمردی بیآزار میشود؛ امّا با همهی دیوانگی، خود را فردی معقول و زیرک میپندارد! امری که هراس و دلهرهی داستان، از آن نشأت میگیرد ... .

یکی از معروفترین اقتباسهای سینمایی از این داستان، فیلم انیمیشن کوتاهی است که استودیوی UPA آمریکا به سال 1953 از آن تهیه نمود [مشخصات در IMDb]. در این انیمیشن، جیمز میسون با صدای گیرایِ خود، به جای راویِ دیوانه صحبت میکند؛ و پُل جولیان (+) هم، شماری از زیباترین تابلوهای سورئالیستیـاکسپرسیونیستیاش را در پسزمینه میآفریند.
تصویر زیر: "جیمز میسون"، راویِ داستان

تصاویر زیر: عنوانبندی و قابهای زیبای پسزمینهی فیلم، از پُل جولیان








تم ِ تلخ جنایت، سبب شد تا این اثرْ ملقّب به اوّلین انیمیشنی باشد که نمایشاش در انگلستان، برای افراد زیر 16سال ممنوع گردید! در 26-امین دورهی مراسم اسکار هم، نامزد جایزهی اسکار بهترین پویانماییِ کوتاه شد؛ ولی اسکار را به یکی از کارتونهای والت دیزنی دادند! نیمقرنِ بعد امّا، در سال 2001 بعنوان اثری فاخرْ در "فهرست ملی ثبت فیلم" (وابسته به کتابخانهی ملی کنگرهی آمریکا) وارد شد و ماندگار گردید.

زیرنویس فارسی فیلم:
انتظار داشتم که یکی از شیفتگانِ آثارِ "پو" ، پیشتر از اینها، متن این انیمیشن را ترجمه کرده و زیرنویس فارسی بزند! ولی ظاهراً قرعه به نام من افتاد!
ـ دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن "قلب رازگو"(1953) از سابسین
ـ دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن "قلب رازگو"(1953) از اُپنسابتایتلز
برای ترجمه، وسواس خاصی داشتم: این داستان، بارها به فارسی برگردانده شده و نسخههای مختلفی از آن در اینترنت موجود است؛ متنِ انیمیشن هم ـ به جز بخشهایی کوتاه ـ وفادار به قلم ِ فاخرِ "پو" بوده. کوشیدم انتخاب واژگانم، با بهرهگیری از ترجمههای موجود، بهترین باشد:
[PDF هر کدام، با کلیکْ قابل دریافت است]
ترجمهی حسن اکبریان طبری (+)، ترجمهی مهناز دقیقنیا (+)، ترجمهی سعید باستانی (+)، ترجمهی سایت کتابناک (+) و ترجمهی سایت آفتاب (+).
دانلود انیمیشن:
دانلود انیمیشن "قلب رازگو"(1953) با زیرنویس فارسی (هاردساب شده)
از دراپباکس (حجم فایل 85MB)

تماشای انیمیشن "قلب رازگو" با زیرنویس فارسی
در نماشا
تماشای انیمیشن "قلب رازگو" با زیرنویس فارسی (هاردساب شده)
در آپارات
چندوقت پیش که داشتم از وبسایت مجموعهی فرهنگی تاریخی نیاوران بازدید میکردم، چشمم به مطلب جالبی افتاد: یک نسخه از کتاب مصوّرِ "سیندرلا" با امضای والت دیزنی در موزه کتابخانهی سلطنتی نیاوران! (PDF معرفی کتاب در سایت موزه)

[تصویر زیر، با کلیکْ بزرگنمایی دارد]
ولی اطلاعات درجشده در وبسایتِ موزه، توأم با اشتباه و سهلانگاریهاییست:
دیزنی را یک "کاریکاتوریست بنام"(!) معرفی کرده و نوشته که "کتاب سیندرلا با تصویرگریِ او در سال 1950 میلادی به رضا پهلوی اهدا شده است"(!)
رضا پهلوی در سال 1950 هنوز به دنیا نیامده بود! پس این تاریخ نمیتواند درست باشد. با دقت به دستنوشتهی سمت راست-بالایِ تصویر و هم بالای امضا، متوجه میشویم که دیزنی این کتاب را در سال 1962 میلادی در دیزنیلند به شاهزادهی خردسال (که در آن زمان، دو سال داشت) اهدا کرده بود!


پارک تفریحی دیزنیلند در سال 1955 گشایش یافته بود و "شاه" طی سفرش به آمریکا (برای دیدار با کندی) در سال 1962 میلادی (1341 شمسی) اوقاتی را به خوشی در آنجا در معیت والت دیزنی سپری کرده بود که عکس و فیلمهایش در اینترنت موجود است.
فیلمی از لحظهی افتتاح پارک دیزنیلند و سخنرانی معروف والت دیزنی در آپارات و تماشا
تصویر زیر: اولین نقشهی سهبعدی دیزنیلند. طراحیشده توسط هرب رایمن در سال 1958
[با کلیک، بزرگنمایی دارد]
تصاویری از حضور "محمدرضا پهلوی" و "فرح دیبا" در دیزنیلند (25 آوریل 1962)



کتاب سیندرلای اهداییِ دیزنی، مزیّن به تصویرسازیهای زیبای رِتا اسکات (+) است که میتوانید PDF آن را از اینجا دریافت کنید. امیدوارم مسئولینِ وبسایت کاخ-موزهی نیاوران، نسبت به اصلاحِ اطلاعات اقدام فرمایند!
تصاویر زیر: رتا اسکات و نمونهای از تصویرسازیهایش برای داستان سیندرلا
[تصاویر با کلیک، بزرگنمایی دارند]

دیروز بعدازظهر با گوشیِ دکتر عبدالصمد خلعتبری (بنیانگذار و اوّلین رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر) تماس گرفته بودم تا احوالی بپرسم. من در این امور، کمی بیمعرفت هستم: افرادی را احترام میگذارم و قلباً دوست دارم، ولی اینکه تلفن بردارم و حال و احوالشان را جویا شوم بلد نیستم. دیروز امّا فکرم پیش دکتر خلعتبری بود. صبحـش در جمع دوستانِ دانشگاهی، ذکر خیری از دکتر عبدالصمد خلعتبری بود؛ و اینکه او علیرغم تلاشها و حرص و جوشهایش برای برپایی دانشگاه، سرآخر خودْ هیچ بهرهای نبرد و اصلاً به دنبال منفعتِ شخصی نبود! نفع را مردم شهر رامسر بردند و اهالی دانشگاه.
دیروز که زنگ زدم، پاسخی نگرفتم؛ ولی امروز صبحْ دکتر خودش تماس گرفت با عذرخواهی بابت اینکه متوجه تماس دیروزم نشده بود! گفتم که کاری نداشتم؛ فقط به یادتان بودم و میخواستم حال و احوالی بپرسم. تشکر کرد و آرزوی موفقیت برایم ... .
دوستیِ امثالِ این بزرگانْ برایم دنیایی ارزش دارد. رفتار این افرادْ درس است برایم: در عین بزرگی، روحیهای متواضع و خالی از تکبر داشتن.
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
یادداشتهای دیگر: