استاد دکتر پـرویز رجبی درگذشت!
دوستم "فرهاد نظری" ظهر شنبه (22 بهمن) که خبر را داد، گفت: دیگر نیازی نیست شمارهی استراحتگاهِ او را در منزل خواهرش داشته باشی، تا بخواهی زنگ بزنی و احوال بپرسی! او دیشب فوت کرده است!
...
همسرم آرام دست بر شانهام نهاد و گفت:
تو نمردهای!
مژهای به سایهسار ابد خفتهای!
و بعد قطعهای از شاعر محبوباش "امیلی دیکنسون" را خواند:

روح، معاشرانش را برمیگزیند،
آنگاه در فرو میبندد؛
محفل مینوئیاش دیگر کسی را نمیپذیرد.
بیاعتنا، درنگِ ارابهها را بر دروازهی کوتاهش مینگرد؛
بیاعتنا، پادشاهی را که بر گلیمش زانو میزند.
دیدهام از میان انبوهِ مردم، تنها یکی را برگزیده؛
آنگاه روزنههای عنایتش را چون سنگ فرو بسته است.
(ترجمهی سعید سعیدپور)
هنگام بازگشتم از "ازبکستان"، بیرون "چهارسو بازار" ِ تاشـکند، از یک دستفروش چند سی-دی موسیقی سنتی و پاپ خریدم. یکی از آنها فایل ویدئوی ترانهای به نام "یا رَب" (Yo Rab) با صدای "سردار رحیمخان" (با نام اصلی "سنجر رحیماُف" ، خوانندهی مشهور ِ نسل جوانِ ازبکها) بود. شنیدناش برای هر ایرانی دلنشین است؛ واژگان و جملات فارسیاش:
ای دوست تو رفتی تو ... دیدم رویا ... شرح هجران ... از دوریِ تو نمانده صبرم ... تختِ سلیمان ... هرچند ماهِ قربان ... هر دَم کنم من جانام را قربان ... مانند زُلفت خوانم پریشان ... یا رَب ... یا رَب
بخشی از آن ویدئو را در اینجا انتشار میدهم؛ به نشان تقدّس ِ زبانی که اگر بخواهی از "شرح هجران" بگویی، ناگزیر بدان روی میآوری:
برای دانلود بخشی از ویدیوی ترانه اینجا یا روی تصویر زیر کلیک کنید.
داسـتانِ دو برادر : اسلام و مسیحیت

شجاعتِ رهایی از دنیایِ تک-ساحتی ها

گفتارهای دیگر: