دیروز، روی یکی از کاستهای ویدئوی بتاماکس، 30ثانیه از دوبلهی قدیمی کارتون "گوفی در المپیک" را با صدای استاد ناصر طهماسب پیدا کردم!

دریافت از اینجا
این ویدئو، بخشی از یک مجموعهی کارتونیِ کمیاب است که تحت عنوانِ "Sport Goofy" با ترکیب چند قسمت از کلاسیکهای والت دیزنی و با محوریت بازیها و مسابقاتِ تفریحی-ورزشیِ گوفی، در اوایل دههی 1980 منتشر شده بود؛ و اندکی بعد در دههی 1360 شمسی هم از تلویزیون ایران پخش شد. تلویزیون آن ایّام، نه تمام، بلکه بخشهایی از این نسخهی کمیاب ــ مثل بخش مربوط به اسکی روی آبِ گوفی [با عنوان اصلی "Aquamania" (+)] ــ را هر از گاهی پخش میکرد! چرا کمیاب؟ برای اینکه این نسخهی ترکیبی، اضافات و الحاقاتی دارد که در نسخههای دیگر نیست! مثلاً شروعِ آن در دوبلهی فارسی (که بالا گذاشتهام) را مقایسه کنید با شروع این نسخه: Goofy in The Olympic Champ (+)

در حاشیهی جستجوهایم، کلیپترانهی زیر را هم [با عنوان: You Can Always Be Number One] در ارتباط با این مجموعهی کارتونی یافتم:
You can always be number one.
You can always be a winner.
Even if you’ve played the game for years
And you play like a beginner.
You can always be number one.
Let Goofy show you how.
Don’t hide your face when you miss a point.
Get up and take a bow.
یکی از نویسندگانِ مطالب "سلامتی و تناسب اندام" هم در اینجا نوشته است که شنیدن این ترانه با تداعیِ تلاشهای ورزشیِ گوفی در این مجموعهی کارتونی، برایش الهامبخش بوده است!

چندی قبل، یکی از دوستان، ویدئوی یکی از قسمتهای مجموعهی کارتونی "گلچینی از ادبیات ژاپن" یا "داستانهایی از مشاهیر ادبیات ژاپن" را [که دههی هفتاد از تلویزیون ایران هم پخش شده بود] به اشتراک گذاشته بود [تماشا در آپارات].
داستان دختری بود که پدرش، فروشندهای دورهگرد بود و از این راه، خرج زن و بچهاش را درمیآورد. دختر با پدر و مادرش سفر میکردند و در مسیر، هرجا پیش میآمد مدت کوتاهی میماندند و پدر، داروهایش را میفروخت ... .
با دیدن قسمتهایی از این مجموعهی کارتونی در یوتیوب (+) و مرور اطلاعات-اش در ویکیپدیا (+) و در وبسایت شرکت نیپون (+)، بسیار علاقهمندش شدم. همین قسمتِ "دختر و پدر داروـفروشاش" [با عنوان انگلیسی: The Accordion and the Fish Town] از روی یکی از داستانهای کوتاهِ هایاشی فومیکو (+) ساخته شده است. کارگردان و فیلمساز شهیر ژاپنی میکیو ناروسه (میکیو ناروزه) [+] هم، که بخاطر فیلمهای "و زنی از پله بالا میرود" (1960) [+] و مادر (1952) [+] در اروپا شناخته شده است، چندین اقتباس موفق از آثار این بانوی نویسنده داشته:
Hôrô-ki (1962) و Bangiku (1954) و Inazuma (1952) و Meshi (1951)
باری، با همین علاقهمندی که سبب خیر-اش دیدن ویدئوی بالا بود، به سراغ اوّلین ترجمهی فارسیِ یکی از داستانهای خانم "هایاشی فومیکو" رفتم.
داستان کوتاهِ "پایین شهر" با ترجمهی آرتوش بوداقیان [از روی ترجمهی انگلیسیِ اثر].


این داستان را نویسنده در سال 1948 میلادی ــ در 44سالگیاش ــ به چاپ رسانده بود.
حکایت دربدری زنی است که شوی-اش را در پسِ جنگ [جهانی دوّم] چشم به راهِ بازگشتن است. تلاش آبرومندانه-اش برای سیر کردن شکم خود و فرزند-اش ... و البته برخورد-اش با مردی هم-دردِ خود که همسر-اش را به نوعی دیگر در اثر جنگ و تبعاتِ جفاکارانهی اجتماعی-اش از دست داده است ... .
و این گفتار مترجم فارسیِ اثر که «یأس و ناامیدی و بیپناهی زنِ داستان، با اشتیاق شدید به زندگی و امید به بهروزیِ آتی توازن مییابد».
به دلم نشست و گفتم کل-اش را با موبایل عکس بگیرم و با دوستان هم به اشتراک بگذارم.
دانلود داستان از اینجا
اوّل آذرماهِ امسال، مناسبتِ جشن پنجسالگی دخترم "آناهید" و قدم نهادن-اش به شش سالگی بود.




وعده کرده بودم که برایش چندتا از کارتونهای عهد کودکی-ام را از روی نوار ویدئو، تبدیل به فایل دیجیتال کنم.
از سری کلاسیکهای "دانلد داک" ، سه کارتون را که دوست میداشتم برگزیدم:
دانلد، مجنونِ دیزی (1950) [اطلاعات در IMDb] ــ پیشاهنگانِ دریا (1939) [+] و خوشخوابیدنِ دانلد (1941) [+].

اینها کارتونهای مفرّحی است که نابغهی صنعت انیمیشن، "والت دیزنی"، در یک دههی طلایی در امریکا ساخته بود؛ و در ایران هم نابغهای دیگر در عالم برنامههای مفرّح رادیویی و تلویزیونی، زندهیاد "منوچهر نوذری"، صدای خود را با تیپسازی بجای "دانلد داک"در دوبلهی فارسی-اش نشانده بود!

من از روی نوار ویدئو، صدای دوبلهی فارسی این کارتونها را روی فیلمهای باکیفیتتری که از اینترنت دانلود کردهام، میکس و سینک کردهام.
در ابتدا و انتهای کارتون اوّلی، ترانهای ــ وصفِ حالِ "دانلد" برای محبوباش "دِیزی" ــ خوانده میشود که "ویکیپدیا" متن-اش را چنین نگاشته است:

Daisy, Daisy you're the one that's got me captivated,
Every time you look at me I get so addlepated,
And when I'm driving along the street
Everybody that I meet
Says "there goes the guy
that's crazy over sweet Daisy Mae".
در کارتون آخری هم، شوخی مضحکی با تابلوی مشهور «آرایش در سیاه و خاکستری» یا «مادر ویسلر» ــ اثر "جیمز مکنیل ویسلر" میشود! 

دانلود کارتون اوّل (Crazy Over Daisy) از دراپباکس
تماشا و دانلود از آپارات
دانلود کارتون دوّم (Sea Scouts) از دراپباکس
تماشا و دانلود از آپارات
دانلود کارتون سوّم (Early to Bed) از دراپباکس
تماشا و دانلود از آپارات