باز هم فرصتی برای نوستالژیِ نوجوانی و یکی از کارتونهای سینمایی مورد علاقهام: کُنت مونتکریستو (اطلاعات در IMDb) ــ کارتونی که شرکت هانا-باربرا در سال 1973 از روی رُمان مشهور الکساندر دوما ساخته بود؛ و آن ایّام، چندبار از تلویزیونِ ایران پخش شده بود و البته هربار شامل حذفیاتِ بیشتری گردیده بود!

نسخهی کامل و بدون سانسور این کارتون را پیدا کردم و سعی کردم با نرمافزار CyberLink PowerDirector صوتِ دوبلهی فارسی را روی آن بگذارم. نتیجهی کار ولی دلخواهِ من نشد، چون بیتریت صدای نسخهی دوبله با نسخهی اصلی متفاوت بود و نمیدانستم چطور باید آنها را هماهنگ کنم؛ اوّل، سینک میشد و جلوتر دوباره از سینک درمیآمد! [دوستانی که کار-بلد و واردند، لطفاً راهنمایی بفرمایند]
به هر رو، همین کارم را در تماشا و نماشا قرار دادهام.
لینک دانلود در تماشا:
لینک دانلود در نماشا:
http://www.namasha.com/v/vIz8vxnN
دکتر یوهانی پالاسما (+)، معمار نامدار فنلاندی، در سال 2001 کتابی با عنوان «معماریِ تصویر: فضای وجودی در سینما» نگاشته که توسط آقای علی ابهری به فارسی هم برگردانده شده است.


از مقالات عالیِ این کتاب، یکی هم مقالهای با عنوانِ "هیولا در هزارتو"ست که به بررسی معماری در فیلم درخشش (1980) ساختهی استنلی کوبریک میپردازد.

فیلم درخشش برای دوستداران سینما ــ و به ویژه علاقمندانِ ژانر وحشت ــ یک فیلم ماندگار و کلاسیک است؛ فیلمی که بر پایهی رُمان پرفروش استیفن کینگ ساخته شد و روایتگرِ به جنون رسیدنِ یک نویسنده در هتلی خالی از سکنه و خدمه است. مشهور است که جرقهی نگارش این رُمان در ذهن کینگ، با اقامتش در هتل استنلی (+)، در پایِ کوهستان راکیِ کلرادو، زده شد. نام هتل در رُمان، به هتل اُوِرلوک تغییر داده شد. کوبریک امّا حجم خارجی هتل را در فیلماش از اقامتگاه کوهستانی تیمبرلاین (+)، واقع در دامنهی کوهستانِ هود در اورِگان، الگوبرداری نمود.


کوبریک، در اقتباس سینماییاش، تغییرات مهمی در رُمان کینگ داد و ترس را به شیوهای مؤثرتر در ساختار و استعارههای معماری تعبیه نمود. مثلاً هزارتویِ شمشادی در فیلم، نقشی مؤثرتر نسبت به رُمان دارد و یادآور زندانِ هزارتویی میشود که دِدالوس، معمار کرِتی، برای در بند کردنِ مینوتور ساخته بود. دکور این هزارتوی غولآسای گیاهی در فیلم، در محوطهی قدیمی کمپانی مترو گلدوین مایر در بورهاموود ساخته شد ... .
تصویر زیر: از تصاویر مقالهی "هیولا در هزارتو" ــ نوشتهی یوهانی پالاسما ــ
پلانِ بالایی، متعلق به دکور واقعی فیلمبرداری در صحنههای هزارتوـست



به تازگی خانم مریم وقارلاهیجانی (دانشجوی کارگردانی سینما در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر)، مستندی دربارهی نقش معماری در فیلم درخشش ساختهاند که در بخشی از آن، از مقالهی "هیولا در هزارتو"ی پالاسما استفاده شده است. این بخش را در تماشا و نماشا قرار دادهام.
خاطرهی من از "قزاقهای زاپاروژیا" در کودکی [درستاش ظاهراً "کازاک" است و نه "قزاق" ــ چون اینها ربطی به قوم ساکن قزاقستان ندارند]، دو کار هنرمندانه بود:
یک تابلوی نقاشیِ نصب شده در منزل داییِ مرحومام، موسوم به "جوابیهی قزاقها به سلطان عثمانی" (کپیشدهی اثرِ ایلیا رپین) ؛

و دیگری، مجموعه کارتونهای "قزاقها" (که در آن ایّام، از تلویزیون ایران پخش میشد) اثر ولادیمیر داخْنو (به روسی: Владимир Дахно)، انیماتور اوکراینیتبار.

جالب است که در زندگینامهی داخْنو نوشته شده که در دانشکدهی فنی مهندسی کییف درس خوانده بود و در اواسط دههی 1950 مشغول به حرفهی معماری بود(!) ؛ داخْنو امّا نه با معماری که با "قزاقها" به چنان شهرتی میرسد که گوگل در 7 مارس 2013 لوگوی اختصاصی در 81-اُمین سالگرد تولّدش طراحی میکند.

جایی خوانده بودم که داخْنو، ایدهی سه قزاقِ خود را از "سه تفنگدار" الکساندر دوما گرفته بود ــ البته با خلق و خوی اوکراینی: یکی کوتاه و فرز (جغلوف)، دیگری باریک و بلند (نیرنگوف)؛ و آخری، جوان و قویهیکل (هیکلوف).

همینطور خوانده بودم که آن قسمت از کارتون "قزاقها" با عنوان "چگونه قزاقها فوتبال بازی کردند" (1970) سبب روحیهی مثبتی در بازیکنان تیم "دینامو کیف" اوکراین شده بود و اوّلین پیروزیهای بزرگ آنها را در "جام در جام اروپا" (1974-75) و "سوپر جام اروپا" ( 1975) رقم زده بود.

چند شب پیش در اینترنت، بطور تصادفی با یکی از قسمتهای کارتون "قزاقها" که از تلویزیونِ ما هیچگاه پخش نشده بود برخورد کردم: "چگونه قزاقها ازدواج کردند" (1984) [با عنوان روسی: Как казаки на свадьбе гуляли ــ اطلاعات در IMDb].
سر و سامان گرفتن قزاقها برایم بسیار جالب بود
و بخشهایی از آن را در تماشا و نماشا قرار دادهام.

به جز فیلم بالا، یک قسمت دیگر از کارتون قزاقها را که بسیار دوست میداشتم در تماشا و نماشا گذاشتهام: "چگونه قزاقها نمک خریداری کردند" (1975) [با عنوان روسی: Как казаки соль покупали ــ اطلاعات در IMDb]