وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...
وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...

ماهیخوار و لک لک


انیمیشن‌های کلاسیک روسی، حال و هوای خاصی دارند. یکجور معرفت نسبت به طبیعت و حیوانات در آن‌هاست که در انیمیشن‌های غربی یافت نمی‌شود (نظر شخصی).

قبلاً درباره‌ی یوری نورشتاین و آثارش در اینجا نوشته بودم. همیشه میخواستم یکی از کارهای کلاسیک‌اش "ماهیخوار و لک‌لک" (1974) [اطلاعات در IMDb] را به فارسی برگردانم و منتشر کنم. در این چند روز تعطیلی، مجالی برای اینکار دست داد. داستان اصلی، از افسانه‌های فولکلور روسی است که "ولادیمیر دال" (+) آنرا برای کودکان، بازنویسی کرده بود و نورشتاین به اتفاق رومَن کاچانوف بر اساس-اش فیلمنامه را نگاشتند. 


یوری نورشتاینپوستر انیمیشن ماهیخوار و لک لک


این انیمیشن، جوایز فراوانی را نصیب سازنده‌اش کرده است؛ از جمله "جایزه‌ی ویژه‌ی هیئت داوران" در جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم انیمیشن انسی به سال 1975. داستان-اش درباره‌ی عشق میان یک لک‌لک و مرغ ماهیخوار (حواصیل) است. عشق میان دو پرنده‌ی مغرور. نوعی "غرور و تعصب" (!) که وصال را ناممکن می‌کند و یا دستِ کم به تأخیری طولانی می‌کشاند ... .

تصاویر شگفتِ کار را "الکساندر ژوکوفسکی" (ساشا) با تکنیکی نوآورانه (در زمان خود) فیلمبرداری کرده است و "میخائیل الکساندرُویچ میرُویچ" هم یک موسیقی اورجینال بسیار زیبا برای این انیمیشن تصنیف کرده است ـ که مخصوصاً بخشِ والسِ آن در یادها می‌ماند. "اینوکنتی اسموکتونوفسکی"ِ بزرگ [که نزد ایرانیان با "هملتِ" کوزینتسف مشهور است] هم راویِ خوش‌بیانِ داستان است.


فریمی از انیمیشن ماهیخوار و لک لک (1974)

فریمی از انیمیشن


منزل مرغ ماهیخوار، عمارتِ مجللِ متروکه و ویرانه‌ای است که ایده‌ی آنرا نورشتاین از دیدنِ عکس یک پرنده در ویرانه‌های باستانیِ یونانی گرفته بود. تمِ کار هم سپید (همرنگِ رختِ عروسی) و قهوه‌ای‌ست [نکـ تارنگار سینموشن].

زیرنویس فارسی + دانلود فیلم:

برای ترجمه، از زیرنویس انگلیسی استفاده کرده‌ام. زیرنویس فارسی را بصورت مجزا در "ساب‌سین" و "فارسی ساب‌تایتل" آپلود کرده‌ام. خودِ انیمیشن را هم با زیرنویسِ "هارد-ساب"شده در آپارات گذاشته‌ام.



------------------------------

در اینترنت، به تصویرسازی‌های زیبا و خلاقانه‌ی "ولادیمیر میخائیلُویچ کوناشِویچ" (+) برای اصلِ داستان (دریافتِ PDF) هم برخوردم که آن‌ها را نیز بازنشر می‌دهم.

از نمونه تصویرسازی های

از نمونه تصویرسازی های

از نمونه تصویرسازی های



پیروزی در شیکاگو


شهریورماهِ سالِ گذشته، داوود رشیدی از جمع‌مان رخت بربست. در یادواره‌اش خواندیم که او در ماه‌های آغازین سال 1371 نمایش «پیروزی در شیکاگو» را در تئاتر شهر تهران روی صحنه برده بود؛ و این نمایش موفق شده بود برای نخستین‌بار پای شهروندان معمولی را نیز ـ بجز مخاطبان خاص و قشر روشنفکر ـ به سالن‌های تئاتر باز کند و بازار تئاتر را پُر-رونق‌ سازد [نکـ مقاله‌ی روزگار از دست رفته آقای تئاتر].


پیروزی در شیکاگو


"پیروزی در شیکاگو" را "والتر وایدِلی" (Walter Weideli نکـ ویکی‌پدیا)، نمایشنامه‌نویس سوئیسی، در سال 1962 با عنوان اصلیِ "Résussir à Chicago" به زبان فرانسه نگاشته بود و فرانسوا سیمون (+) آن را در تئاتر کاروژ به روی صحنه برده بود. در این نمایش، داوود رشیدی هم بازی داشت؛ و یک کپی از نوشته‌ی وایدِلی را با خود به ایران آورده و بعدها به فارسی ترجمه نموده بود. ظاهراً خودِ وایدلی هم تا کنون کارش را مستقلاً منتشر نکرده است (!) طوری که به جز ترجمه‌ی فارسیِ رشیدی، معدود ترجمه‌هایی به زبان‌ چک (سال 1964 ـ با عنوان Kariéra v Chicagu) و آلمانی و لهستانی از این اثر موجود است و بس.


تصاویری از "والتر وایدِلی" در سال 1972، از مصاحبه‌اش در برنامه‌ی تلویزیونیِ En personne

والتر وایدلی 

پیروزی در شیکاگو


داستان (مطابق ترجمه‌ی فارسی) :

در سال‌های 1920 در شیکاگو، گریگور اسمال خبرنگار جوان روزنامه‌ی شیکاگو-تایمز شبی حین گشت‌زنی در اطراف بندر، متوجه می‌شود که فرد ناشناسی تعقیب‌اش می‌کند. فرد ناشناس (که می‌فهمیم نام‌اش "باتل‌جو"ست) خبری دست اوّل به اسمال می‌دهد: پسرِ خردسالِ آقای کراسول (صاحب کارخانه‌های ماشین‌سازی) را دزدیده‌اند. اسمال به کمک مستخدمه‌ی سیاهپوستی به نام روزا ویلسون، خود را به داخل تجارتخانه‌ی کراسول می‌رساند و خواهان مصاحبه با او می‌شود. ولی متوجه می‌شود که کراسول ـ از بیم جانِ فرزندش ـ میل ندارد که پلیس در این کار دخالت کند و می‌خواهد پنج میلیون دلار درخواستیِ بچه‌دزدها را به آنها بدهد. کراسول از اسمال می‌خواهد که درین‌باره تا 24ساعت سکوت کند تا خودش کار را فیصله دهد؛ و در ازای این سکوت، 1000دلار پاداش به اسمال پیشنهاد می‌کند ... .


مهدی هاشمی (در نقش گریگور اسمال) و کاظم هژیرآزاد (در نقش باتل‌جو)

پیروزی در شیکاگو


کاظم هژیرآزاد، سیامک اطلسی، فریماه فرجامی و جمع بازیگران "پیروزی در شیکاگو"

پیروزی در شیکاگو


دانلود نمایشنامه:

دستیابی به ترجمه‌ی رشیدی برایم کار دشواری بود. ردّ نمایشنامه را در کتاب "درخت تبریزی دوم" (جلد اوّل مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی) یافته بودم ولی بضاعت ناچیز کتابخانه‌های شهرستان، هر بار مأیوس-ام می‌کرد. سرانجام در یک غروبِ "دی-ماه"ـی آن را در کتابخانه‌ی تخصصی ادبیات در باغ غدیر اصفهان یافتم و با موبایل کل-اش را عکسبرداری کردم. عکس‌ها را تا جایی که ممکن بود به لحاظ نور و کنتراست تنظیم کردم و در قالب یک فایل پی.دی.اف در اینترنت قرار داده‌ام؛ که می‌توانید آن را از اینجا دانلود کنید [پسوُرد فایل پی.دی.اف: asha.blogsky].

نقد و نظر:

حتماً از اجرای نمایش "پیروزی در شیکاگو" در سالن اصلی تئاتر شهر تهران، فیلمی هم موجود است؛ که نتوانسته‌ام آن را بیابم. ولی در معرفی و نقدِ این نمایش، مقاله‌ی خوبی از آقای محسن بیگ‌آقا در نشریه‌ی ادبستان فرهنگ و هنر (شماره 30، خرداد 1371) یافتم که اینجا به اشتراک گذاشته‌ام.

والتر وایدلی




پی‌نوشت:

از بهمن‌ماهِ سال گذشته که مطلب بالا را نوشتم تا سه‌شنبه‌ی پیش (22 آبانِ 97) که در ویژه‌برنامه‌ی "تماشا"ی بی‌بی‌سی فارسی، مستندی از زندگیِ تئاتری زنده‌یاد داوُد رشیدی نمایش داده شد، به دنبال فیلمی از "پیروزی در شیکاگو" بودم ــ همان نمایشی که بسیاری، آن را اوّلین تئاتر حرفه‌ای بعد از پیروزیِ انقلاب در ایران می‌دانند.

و سرانجام حاصل شد. از آن مستند 50 دقیقه‌ای، حدودِ 10دقیقه-اش اختصاص به پیروزی در شیکاگو داشت.

با دیدنِ پشت صحنه‌هایش به وجد آمدم: دیدنِ زنده‌یاد بابک بیات که برای اوّلین‌بار بعد از انقلاب، موسیقی جاز ساخته‌ی خود را روی صحنه‌ی تئاتر می‌برد ... دیدنِ علیرضا عصّار ِ جوان ... دیدنِ زنده‌یاد مرتضی ممیز (که طراح دکور، لباس و آفیش بود) ... و دیدنِ فریماه فرجامی (که ستاره‌ای پُرفروغ بود با چشم‌هایش) ... و یک دریغ؛ دریغی بعد از شنیدنِ حرف‌های مهدی هاشمی، که چطور نمایشی با آن همه بازیگر و آن همه استقبال را که "بلیت‌هایش همه در آغاز هفته فروخته و رزرو می‌شد تا آخر هفته" زودتر از موعد، پایان دادند و پایین کشیدند!

و اینجا در آپارات ــ به یادِ تلاش و عشق هنرمندی که یکبار "پیروزی در شیکاگو" را در تئاتر کاروژ در سوئیس بازی کرد؛ و دیگربار در میهن-اش آن را کارگردانی کرد ... 





تا بحال پرنده‌ی اینطوری دیده‌اید؟


آبان‌ماهِ امسال، شبکه‌ی امید (شبکه‌ی نوجوان سیما)، مجموعه مستندی به نام "پیشگامان انیمیشن ایران" پخش نمود که در قسمت دوّم-اش (+) به آثار اسفندیار احمدیه، پدر پویانمایی ایران، پرداخته شده بود. درباره‌ی احمدیه-ی انیماتور، قبلاً هم در اینجا نوشته بودم. مستند مذکور، حاویِ یکی از قدیمی‌ترین کارتون‌های ایرانی به نام "اردک حسود" محصول سالِ 1341 شمسی، به طراحی و کارگردانی اسفندیار احمدیه است که آن را جداگانه در نماشا قرار داده‌ام.


انیمیشن اردک حسود



دیدن انیمیشن فوق، مرا به یاد یکی از کتاب‌های محبوبِ کودکی‌ام انداخت: کتابِ "قصّه‌ها و تصویرها"اثر تصویرگر و انیماتور شهیر روس، ولادیمیر سوته‌یف (+). به واقع، انیمیشنِ "اردک حسود" اقتباسی از آخرین قصّه‌ی این کتاب،  "این چه جور پرنده‌ای‌ست؟" بوده است.

به یادِ آن عهدِ کودکی‌، که آثار هنرمندانی چون "سوته‌یف" زیبا و خیال‌انگیز-اش ساخته بود، به سراغ آن کتاب رفتم و قصّه‌‌اش را پیرانه‌سر از نو خواندم ... .


ولادیمیر سوته یف

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

قصه ها و تصویرها

----------------------------------------------------------------------------


قصه ها و تصویرها

خواندنِ اصل قصّه به زبان روسی در اینجا (دریافت PDF از اینجا)

یک انیمیشن دیگر هم به نام «Это что за птица» یا Eto chto za ptitsa (+) توسط انیماتور روس "اوژنی میگونوف" در سال 1955 میلادی با اقتباس از همین داستان ساخته شده که آن را نیز در نماشا قرار داده‌ام.