وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...
وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

وبلاگ شخصی یاغش کاظمی

یا دلنوشته‌ای و حدیث نفسی؛ یا پژوهشی از برای تبادل آرا و آموختن بیشترم. ادعایی نیست ...

بیداری

سرگردانی انسان در این جهان، به مانندِ کودکی‌ست که چون از خواب برمی‌خیزد، مادر را کنارِ خود نمی‌یابد. "نبودِ" مادر، یا "ندیدن"اش در آن لحظاتِ کوتاهِ بیداری، چنان بی‌تاب‌اش می‌کند که گریه سر می‌دهد. گریه‌ای از سرِ بی‌پناهیِ غالب‌شده و ترسِ از دست‌دادنِ "مهر" و "محبت"ی که هیچکس جز مادر، صادقانه ارزانی‌اش نمی‌دارد و بی‌جایگزین است. همان مهر و محبتی که پیش از بیداری، از مادر به یادش مانده بود ... .

داریوش کوچک و پروفسور نیمبوس


ایران، خاطراتِ تلخ و شیرینْ زیاد دارد. اشغال میهن‌مان در جریان جنگ جهانی دوّم ـ به سال 1941 میلادی (1320 شمسی) توسط قوای متفقین، خاطره‌ای تلخ و اندوه‌بار است. از آثار سینمایی که اینک یادآور آن خاطره‌ی تلخ است ـ یکی هم انیمیشن کوتاهی‌ست به نام "داریوش کوچک و چاه زهرآلود" محصول 1943، که به سفارش اداره‌ی تبلیغاتِ دولت بریتانیا (و در تقابل با آلمانِ نازی و متحدین) برای کودکان و نوجوانانِ ایرانی تهیه و ساخته شده بود. بخش‌هایی از این انیمیشن را در مستندِ "جهانی در حرکت" (از تصویر تا حرکت)، به تهیه‌کنندگی و روایتِ علیرضا میراسدالله یافتم که در نماشا به اشتراک گذاشته‌ام. 


تصاویر زیر: چهار فریم از انیمیشن "داریوش کوچک و چاه زهرآلود" (1943) 

چهار فریم از انیمیشن داریوش کوچک و چاه زهرآلود



هنگام جستجوی بی‌حاصل در اینترنت برای یافتن نسخه‌ی کامل انیمیشنِ مذکور [که ظاهراً فقط در آرشیو BBC موجود است]، به انیمیشن جالب و متفاوت دیگری از همان سال برخوردم (این‌بار از سوی آلمانِ نازی در تقابل با متفقین) با عنوانِ نیمبوسِ آزاد شده (1943) [اطلاعات انیمیشن در IMDB]. آن را هم در نماشا قرار داده‌ام: 

پروفسور نیمبوس [شخصیت کُمیک‌استریپِ محبوبِ آن دورانِ فرانسه در حکومتِ ویشی] با خانواده‌اش گوش به رادیوی لندنی-یهودی سپرده‌اند که "ای مردم فرانسه! متفقین دارن میان که آزاد-تون کنن!". در نمای بعدی بمب‌افکن‌های آمریکایی با هدایت و خلبانیِ پاپای ملوان، فلیکسِ گربه و کاراکترهای مشهورِ دیزنی مثل گوفی، میکی‌ماوس و دانلد-داک به بمبارانِ خاک فرانسه می‌پردازند. یکی از بمب‌ها هم به خانه‌ی نیمبوس اصابت میکند و رؤیای زندگی بهتر برای او و خانواده‌اش، با بستن پیچ رادیو توسط فرشته‌ی مرگ به پایان می‌رسد.


تصاویر زیر: چهار فریم از انیمیشن "نیمبوسِ آزاد شده" (1943) 

چهار فریم از انیمیشن نیمبوسِ آزاد شده



پروفسور نیمبوس

نمونه‌ی کُمیک‌استریپ‌های پروفسور نیمبوس در اینجا




http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/16518/16517387-f6ff53e3a2d00290572cdefb301bffc3-l.jpg

معماری در سینما (11) : بازسازی تخت جمشید در فیلم "300: ظهور یک امپراتوری"



فیلم 300 در سال 2006 ساخته شد و موضوع آن، روایتی فانتزی از واقعه‌ای تاریخی بود که هرودُت چنین نقل‌اش میکند: 
«در جریان لشگرکشی خشیارشا به سوی آتن (سال 480 پیش از میلاد) در گذرگاهِ ترموپیل، لئونیداس، شاه اسپارت، با نیرویی بسیار اندک (300 نفر) دو روز در برابر سپاه ایران دلاورانه ایستادگی کرد و چندان پای فشرد تا کشته شد».

پس از موفقیت تجاری فیلم مذکور، در سال 2014 دنباله‌ای بر آن ساخته شد به نام 300: ظهور یک امپراتوری. این فیلم نیز مانند سلفِ خود، وقایع تاریخی از متحد شدنِ آرتمیسیا (آرتمیس)، ملکه‌ی هالیکارناسوس، با خشیارشا و شرکت‌اش در نبرد دریایی سالامیس تا منهزم شدن بحریه‌ی ایران توسط ناوگان یونان به رهبری تمیستوکلس (سال 479 پیش از میلاد) را مایه‌ی داستان‌پردازی‌های خود نموده است.


تصویر زیر: گراوری از حضور آرتمیزیا، ملکه‌ی هالیکارناس، در نبرد دریاییِ سالامیس


تصویر زیر: پوستر فیلم "300: ظهور یک امپراتوری"؛ با بازیِ اوا گرین در نقشِ آرتمیزیا


باری، برای نگارنده، نه روایت‌ غیرواقعی این فیلم، بلکه کانسپت‌ها و فضاسازی‌ معمارانه‌ و گرافیک سه‌بُعدی کامپیوتری‌اش از کاخ تخت جمشید ـ شهر پارسه (پرسپولیس) جالب بوده است. مارکو جناوِزی [1] در تارنمای خود نوشته است که برای ساخت سکانس ایستادن خشیارشا بر بلندایِ کاخ پرسپولیس و صدور فرمان جنگ علیه آتن، سه روز تمام وقت صرفِ رندر کامپیوتری فضاها و چشم‌انداز معماریِ پر جمعیتِ شهر پارسه کرده بود.


تصویر زیر: کانسپتِ تخت جمشید در فیلم 300، اثر دین شِریف [2] (با کلیک‌کردن، بزرگنمایی دارد)
کانسپت‌های بیشتر از این فیلم، در تارنمای دین شِریف


تصاویر زیر: بازسازی تخت‌جمشید و رندر کامپیوتریِ فضاهای شهر پارسه با جمعیت
[با کلیک‌کردن، بزرگنمایی دارند]


در معماری اسلامی ایران، پدید آوردن یک رویه‌ی تزئینی از اشکال هندسیِ درهم‌تنیده را اصطلاحاً گره‌چینی یا گره‌سازی می‌گویند. جالب‌ترین سکانس فیلم برایم، آنجاست که آرتمیسیا وارد تالار کاخ داریوش در تخت جمشید می‌شود و در کف تالار و زیر گام‌های او، گره‌چینی اسلامی با طرح عربی قرار داده‌اند!



تصاویر زیر: گرهِ اسلامی با طرح عربی در کف تالار تخت جمشید (!) 


این "گره‌ِ" خاص را آقای سامان شیخ‌کاظمی، از نو و گام-به-گام رسم نموده‌اند و آقای کورش شاملو هم تدوینی تصویری از مراحل ترسیم‌اش به دست داده‌اند که در آپارات گذاشته‌ام.


-------------------------------------------------------
[1] Marco Genovesi ... head of environments and matte painting | IMDb Profile 
[2] Dean Sherriff ... conceptual artist | IMDb Profile