X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • شـیـرازی (جمعه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1387 04:07)
    هر انسانی میتواند کم و بیش، یا برای کوتاه-مدت و یا بلند-مدت به "جـاودانـگی" دست یابد، و این فکر در اوان جوانی ذهن مردم را به خود مشغول میدارد. طبیعی است که در مبحث ِ جاودانگی، همه با هم برابر نیستند. ما باید بین جاودانگی ِ مختصر، یعنی خاطره ی یک شخص در اذهان کسانی که او را می شناسند و جاودانگی ِ بزرگ، یعنی...
  • تصویر ِ دوریان گری (چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1387 22:37)
    به یاد ِ دوستی که می شناختم: بابک. ب ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «تصویر ِ دوریان گری»؛ این نام ِ کتابی ست مشهور از "اسکار وایلد". سالها پیش بود که آن را خواندم و بر حاشیه اش جملاتی نوشتم به یادِ قهرمان ِ داستان: سادگی اش طعنه بر فرشتگان می زد، وقتی می خندید، صداقت بالهای خود را...
  • بهارانـه (سه‌شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1387 03:34)
    بخش نخست: آتشکده-ای درون ِ دریا! من، «دیـــن» ِ تو-ام! زیبا بودم؛ تو مرا زیباتر کردی. دوست-داشتنی بودم؛ تو مرا دوست-داشتنی-تر کردی. این-ها را آن دختر ِ جوان گفت. تو کیستی ای دوشیزه-ی جوان؛ ای زیباترین دختری که تا کنون دیده-ام؟ ــ من، «دیـــن» ِ تو-ام! من، همان ایمانی هستم که تو به آن باور داشتی؛ ایمانی که الهامبخش تو...
  • روز ِ انتخاب (جمعه 24 اسفند‌ماه سال 1386 18:07)
    امروز که این نامه را می نگارم به سن 30 سالگی ام. یعنی گذشته آن سالهای دور و خوش ِ "شراب و گل ِ سُرخ" ! 30 سال! و شاید 30 سال ِ دیگر! سالها پیش در یکی از شماره های مجله ی "دانستنیـهـا" عکسی دیده بودم از تفنگدارانِ دریایی ِ ایالات متحده: سربازی سیاه چرده، دیگری با چشمان کشیده ی مردم ِ شرق ِ دور، یکی هم با سرخی ِ گونه...
  • به خوشی ِ جشن ِ "اسفندگان" (جمعه 3 اسفند‌ماه سال 1386 22:20)
    این گفتار را به خوشی ِ جشن ِ "اسپندارمذگان" یا "اسفندگان" می نگارم. استاد ِ بزرگوارم دکتر جلیل دوستخواه درباره ی "اسفند" چنین نگاشته اند: اسفند در اَوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندارمذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند، که صفت است به...
  • به نام ِ سرباز ِ ایران (پنج‌شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1386 23:43)
    پیشکش به گرامی دوست ِ سفر کرده ام: (پ. شیبانی) ______________________________________________ «این بنده ی کم مایه را از خردسالی، بدون مشوق، میلی به دانستن اوضاع قدیم ایران افتاد. به تدریج این ذوق چنان در وی رگ و ریشه گرفت که مطالعه ی کتب راجع به ایران باستان را به مطالعه ی کتب دیگر برتری داد ...» (پورداوود، دیباچه یشت...
  • شرافتِ آریایی (جمعه 28 دی‌ماه سال 1386 16:18)
    «نام ِ "آیریا" به معنی ِ "نجیب" است. این نام را طوایف ایرانی و همچنین هندی های عصر ِ "ودا" و نیز بعضی هم نژادان آنها از جمله میتانی ها بر خود می نهاده اند و خود را "آریان" می دانستند. این حاکی از نوعی غرور ِ برتری جویانه بود بود که آنها را به علت قوت جسمانی و زیبایی ظاهری در مقابل همسایگان بومی و عناصر بیگانه به برتری...
  • یلداهای بی «مهر» (پنج‌شنبه 29 آذر‌ماه سال 1386 21:46)
    اکنون که می‌نگارم، اندکی مانده است تا جشن ِ شب ِ یلدا؛ اندکی تا جمع شدنِ خانواده در کنار ِ هم و فال ِ حافظ و انار و هندوانه ... . این فرصتی است برای یادآوری؛ یادآوری ِ زمانی که گذشته و «مهر». «مهر»، «میترا»، «خورشید»؛ ما زایش ِ خورشید را جشن می‌گیریم. «یلدا» واژه‌ای سُریانی است؛ و در آن زبان، درست به معنی «میلاد» عربی...
  • در جستجوی خالق آن گراور کهن از آتشگاه (پنج‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1386 20:23)
    دوست فاضل و دانشمندم، جناب آقای "مهدی رازانی" درخواستی که از ایشان داشتم را اجابت نموده و جهت ِ شیرینی ِ قبولی شان در آزمون کارشناسی ارشد ِ سراسری سال 86 در رشته ی "مرمت آثار تاریخی" (با رتبه ی یک کشوری)، پرسشی که در حین ِ مطالعات ِ بنای «آتشگاه اصفهان» برایم مطرح شده بود را با پیگیری های ِ هوشمندانه ی خود، پاسخی...
  • جاودانگی (شنبه 3 آذر‌ماه سال 1386 21:59)
    گفتی از «آتشـگاه» بگویم. گفتی از رنج و شکنج ِ نیاکانم بگویم. گفتی از پادافره ِ ایستادگی بر راه ِ راستی و «باور» بگویم! آری، «نیکی» را بازخواست کردند! گفتی که بهای «عشق»، «سوختن» است. من همه را دیدم. هزاران تَن، هزاران روح، هزاران خشت، هزاران خشت. گفتی که خشت های این ساختمان ِ «آتشگاه» را نیاکانت با استواری بر این...
  • کتاب آتشگاه اصفهان (جمعه 11 آبان‌ماه سال 1386 01:11)
    به نام یزدان پاک قصد بر این نهادم که سخن بگویم از کتابی که بخشی از جوانی ام است. بخشی از راستی و شاید سادگی ِ جوانی! بخشی از خیال و آرزو! بخشی از آرمانِ یک نسل! بخشی از اندوه و دریغ ِ یک نسل! اینک که در آستانه ی 30 سالگی ام، می توانم به خوبی سخن برانم از این کتاب. «آتشگاه» برای من تنها یک کتاب و نامه نیست، «آتشگاه»...
  • اشا چیست ؟ (شنبه 22 آذر‌ماه سال 1382 10:38)
    "اشا" یعنی راستی و پاکی. راستی را و پاکی را می ستایم؛ آنسان که اجدادِ من بودند در سرزمین ِ خونیرس. Your browser does not support frames. Google uses frames to display image results. You can view the <a href=http://www.ccny.cuny.edu/wmorris/morris.html>referring page</a> for this image.
( تعداد کل: 282 )
<<    1       ...       6       7       8       9       10