-
سفری از خانـۀ کودکی تا منزل میانسالی، با پوکو و ژوپی
جمعه 28 آذرماه سال 1404 13:10
به منزل رسید آنکه پوینده بود/ رهی یافت آن کس که جوینده بود خاطرات کودکی برای همهی ما ارزشمندند؛ چراکه به دورهای از زندگی تعلق دارند که خیالپردازی و آرزو در اوج خود جریان داشت. پوکو و ژوپی (یوبی) یکی از همان خاطراتِ رؤیایی است. تِم این مجموعـهی کارتونی دانمارکی که در اوایل دهـهی 1360 از تلویزیون ایران پخش میشد...
-
کوزارا و سافی
جمعه 14 آذرماه سال 1404 21:40
فرصتی شد تا فیلم Kozara (1962) (در ایران: آغازِ یک پایان ) ( + ) را با دوبلۀ فارسی و با بهترین تصویرِ موجود از کانال تلگرامی مدیا سورس در اینجا ببینم. با اینکه معمولاً اهل فیلمهای جنگی نیستم، اما این اثرِ پارتیزانی هم از نظر تکنیک و مقیاس تولید چشمگیر بود، هم از نظر نمایش بُعد تراژیکِ جنگ و رنج مردم. فیلم بر اساس...
-
این مهر و اوّلینها
چهارشنبه 30 مهرماه سال 1404 20:53
این مهر هم گذشت ... و از بهترین اخبار برایم، خبر قبولیِ دانشجویانِ سابقی بود که در مقاطع بالاترِ تحصیلی موفق میشوند و شادمان و قدردان پیام-ام میدهند که «استاد توانستیم و شد، و سپاس!» معلمی، همین-اش بهترین است! از آن میان، در این ماه، یک «اوّلین» هم داشتیم: اولین قبولیِ کارشناسی ارشد در رشتۀ پژوهش هنر، روزانـۀ...
-
خواستن و رسیدن
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1404 14:00
خواستن و رسیدن ... این درس را هم از تو دارم "مسافر" .... هنوز در سفرم؛ گاهی میایستم و به آسمان خیره میشوم، چون میدانم تو هم آن لحظه به آسمان مینگری. هنوز یک غریبهام در جادههای زندگی ... گاهی نشانهای، مثل نسیم فرحبخشی که در زلّ آفتاب تابستانی به صورت بخورد، از عادت بیهودهرفتن جدایم میکند و باعث میشود...
-
پردۀ عنابی
دوشنبه 20 مردادماه سال 1404 00:35
پیشتر در اینجا دربارۀ پیشـگام گفته بودم: پریروز، دوستی ارجمند که گردانندهی کانال تلگرامی "پیشگام" است ــ و به پیشهی فرهنگیِ تهیه و ترجمهی فیلمهای باارزش تاریخ سینما به صورت دیسک بلوری مشغولند .... پریروز، فیلم پردۀ عُنّابی* (1952) ( + ) با ترجمۀ من در کانال تلگرامی پیشگام ( + ) منتشر شد .... اولینباری...
-
زن سفیدپوش
یکشنبه 5 مردادماه سال 1404 21:58
فردریک فرلی ، استاد نقاشی جوانی به نام والتر هارترایت را استخدام میکند تا به برادرزادهاش لورا نقاشی آموزش دهد. والتر در شبی وارد دهکدۀ محل اقامت خانوادۀ فرلی میشود و در مسیر پیادهروی به سوی مقصد، دختر جوان سفیدپوشی را ملاقات میکند .... چندی پیش در گروه تلگرامی مدیا سورس ، صوت دوبلۀ کمیابی از فیلم « زن سفیدپوش »...
-
بازی کلامی در فیلم، و برگردانش در دوبلۀ فارسی
دوشنبه 30 تیرماه سال 1404 20:19
دیدن فیلم پروفسور کمحافظه/حواسپرت (1961) [ + ] از والت دیسنیِ فقید، واقعاً مفرح بود! در وبسایتِ راتن تومیتوز هم امتیاز خوب ۸۳ از ۱۰۰ را دارد! این فیلم، در زمان خودش، با داستانی سرگرمکننده، نماهای خلاقانۀ دوربین، جلوههای ویژۀ باورپذیر و طنز هوشمندانه، در میان تماشاگرانِ همۀ سنین بسیار محبوب شد. این فیلم به مدت هفت...
-
از اولین زیرنویسگذاریهای کارتون در ایران
یکشنبه 22 تیرماه سال 1404 02:40
زیرنویسگذاری فیلم در ایران، عمدتاً به اواخر سالهای 1378 یا 1379 شمسی برمیگردد. دوران به عرصه آمدن VCD فیلمها و کارتونها با زیرنویس هارد-ساب فارسی ، همین سالها بود ــ دورانی قبل از DVD! یک کار اختصاصی از آن سالها، تقدیم دوستان میدارم از آرشیو خودم: Alice in Wonderland - 1951 آلیس در سرزمین عجایب (۱۹۵۱) ، اثر...
-
روبارب
یکشنبه 22 تیرماه سال 1404 02:19
خیلی کوچک بودم که این کارتون، اونم خیلی کم، از تلویزیون پخش میشد: روبارب، یک سگ سبز رنگ شیرینعقل! یادمه که یه صدای شیک و گرم روی متن این کارتون صحبت میکرد: فکر کنم صادق ماهرو بود. من پخش مجموعه انیمیشنهای کوتاهِ «روبارب» (1974) را در تلویزیون ایران، با صدای زندهیاد صادق ماهرو به جای راوی ( ریچارد برایرز ) در یاد...
-
جنگ شده مسافر
جمعه 30 خردادماه سال 1404 20:27
جنگ شده مسافر، و دو روز است اینترنت بینالملل هم بر رویمان قطع شده است! امروز از آن مرد خردمند به یادم آمد، در هزار سال پیش: ستیزه به جایی رساند سخن / که ویران کند خانمان کهن ... دلم گرفته بود، این موسیقی از آلبوم «مارکو پولو»ی انیو موریکونه را داشتم گوش میدادم : La Leggenda Della Grande Muraglia....
-
پیر شدیم مسافر
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1404 12:41
پیر شدیم مسافر! برای روز معلم امسال، دانشجویی پیام تبریک داده بود. سال ۱۳۸۵ دانشجوی من بود در مقطع کاردانی مرمت در دانشگاه «نیما»ی محمودآباد، و اکنون باید دانشآموختۀ ارشد باشد یا شاید هم دکتری. نوزده سال گذشته ولی هنوز هر سال، در روز معلم پیام تبریکی میفرستد و قدردان است. از معرفت و درک والای او که گفتم، پاسخش این...
-
به در شد ...
چهارشنبه 13 فروردینماه سال 1404 23:33
به در شد؛ با چای و مهر همسر، لبخند دختر، و آبی دریا
-
گراجوئت
جمعه 24 اسفندماه سال 1403 00:32
برای این عکس، خیلی دیر است؛ ولی برای فارغالتحصیلی هیچوقت دیر نیست! یادداشتهای دیگر: ـ آن کار که به پایان آمد ...
-
پایان دکتری
سهشنبه 7 اسفندماه سال 1403 12:34
-
سفری کوتاه از دریا به باران
یکشنبه 13 آبانماه سال 1403 21:12
مکانها خاطره میسازند، اگر با آنکه دوستش داری در آنجا بوده باشی: یک ساحل، یک بندر، یک میدان، یک شهرک غنوده در سرمای غروب، و غروب .... و اگر کمتر کلام باشد، و بیشتر شنیدن باشد. چهره ی زن ( آنوک ایمه ) که خاص و غمگین و پُر از تردید است که دلنشیناش میکند؛ و صدایش که با صدای زندهیاد مهین کسمایی ترجمانی دقیق میشود...
-
شأن انسان
چهارشنبه 20 تیرماه سال 1403 00:33
بزرگی و شأن انسان در بزرگی و شأن رویاهایش، در عظمت عشقش، در والایی ارزشهایش در شادی و سرور تقسیم شدهاش نهفته است. بزرگی و شأن انسان در بزرگی و شأن افکارش، در ارزش تجسم یافتهاش، در چشمههایی که روحش از آنها سیراب میگردد و در بینشی که بدان دست یافته، نهفته است. بزرگی و شأن انسان در بزرگی و شأن حقیقتی که بر لبان...
-
مرثیهخوان به مویسـتان
پنجشنبه 3 خردادماه سال 1403 02:57
در سوگـت، دلم لرزید! و برای تسلّی-ات، راهی مویسـتان شدم؛ مرثیهخوان از سوگنامههای راینر ماریا ریلکه : «... و آن جوان هنوز از پیِ چیزی روانه است؛ شاید اسیر عشقِ یکی مویهی جوان شده است ... دنبال او درون چمنزار میشود و دخترک خطاب به او میگوید: "آن دورهاست خانهی ما. خیلی دور." ــ کجا؟ و باز هم جوان روانه...
-
آخرین باران این فصل
جمعه 24 فروردینماه سال 1403 04:25
«چراغ عشق را به سوختبارِ ترانه و شعر زنده نگاه دار!» و اگر صدای نمنم باران را پشت پنجره شنیدی از پس پرده، خوب نگاهش کن شاید آخرین باران این فصل باشد ... و اگر آن کوه سبز بارانخورده را در دوردستها دیدی، از نشاط و طراوتش برایم بگو؛ و از آخرین هوای ابری. تو که ترجیحت همیشه با هوای ابری فروتن بود تا آفتابِ لاقید و...
-
سردتر از اخترک تو
یکشنبه 19 فروردینماه سال 1403 08:17
مقاله دوّم برگرفته از رساله دکتریام هم اکسپت شد، در یک نشریه علمیپژوهشی رتبه (الف) وزارت علوم در اینجا ؛ و خلاصه مقالهام روی وبسایتشان قرار گرفت در اینجا . چقدر یه موقع آرزوم بود که مقالهام در این نشریه که مال دانشگاه هنر تبریز است چاپ شود! دلخوشیهای کوچکی است مسافر! به بهای زندگیِ برگشتناپذیر که بخش زیادیش...
-
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم ...
جمعه 3 فروردینماه سال 1403 02:16
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو / ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت / صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل / شاه تُرکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طریق عشقبازی امن و...
-
سکوت میکنی، او به سخن درمیآید
سهشنبه 29 اسفندماه سال 1402 20:02
نوروز چه زود رسید مسافر! «و شروع سفر، تلاقی نگاه من بود به نگاهِ تو ...» نگاهم درنگی کرد بر ستارگان؛ کاش به یاد نمیآوردم که هیچگاه از راه نمیرسی! *** بگذار زیباییات خود بگوید بیچند و چونی سکوت میکنی؟ او به سخن درمیآید: هستم! به هزار شیوه از راه میرسد سرانجام برتر از هر چیزی. (اشعاری از راینر ماریا ریلکه ـ ترجمه...
-
خوشا جز او ندیدن ...
شنبه 28 بهمنماه سال 1402 11:17
خوشا جز او ندیدن مولویوار نه ره، نه رهروی، نه راهبر هیچ بشر دل دارد و از دل همه چیز غیاب دل کند ذات بشر هیچ ضریبی دان جهان از عشق در عشق وگرنه مضربی از هیچ در هیچ همه عشق و همه عشق و همه عشق دگر هیچ و دگر هیچ و دگر هیچ (اسماعیل خویی)
-
یادنامهای بر درگذشت استاد رضا مرادی غیاثآبادی
دوشنبه 16 بهمنماه سال 1402 23:15
امروز مطلع شدم که استاد رضا مرادی غیاثآبادی در روز 14 دی ماه 1402 در اثر عوارض ناشی از بیماری سرطان درگذشتهاند و در روز 17 دیماه نیز مراسم خاکسپاری ایشان در قطعهی نامآوران (قطعه 255) بهشت زهرا انجام شده است. خبر برایم بسیار تلخ و تکاندهنده بود و در باورم نمیگنجید؛ چون چند روز قبل از درگذشت استاد، که تلفنی با...
-
عطر گُلهایت
پنجشنبه 5 بهمنماه سال 1402 23:02
مسافر، امشب باز به ستارهات نگاه کردم. امیدم به این بود که از این راه دور و در این تاریکی، باز میدیدمت که در حال پرستاری از گلها و برکهات بودی! کاش میدانستی که شمیم گلهایت، تا اینجا هم رسیده! کاش میدانستی هربار که رایحهاش را حس میکنم، انگار از نو زنده میشوم! کاش میدانستی اگر گلی روی زمین کاشتم، برای این بود که...
-
از راه اقیانوس
سهشنبه 19 دیماه سال 1402 13:48
من حرفهایت را یادداشت کرده بودم مسافر. آخرین بار که از راه اقیانوس با کشتیات میرفتی و کشتیهایمان به هم نزدیک شد و لحظهای هم را دیدیم و تو لبخند زدی و دست تکان دادی و بعد دور شدی، و من یاد آن حرفت افتادم که: با پارویی در دست بشکاف سینه دریای زندگی را و بیامان به جلو حرکت کن نگذار موجهای خشمگین دریا خستهات کنند...
-
در حقیقتِ عشق
دوشنبه 18 دیماه سال 1402 00:26
... وصول به حُسن ممکن نشود الّا به واسطهی عشق و عشق هرکس را به خود راه ندهد، و به همه جایی مأوا نکند، و به هر دیده روی ننماید و اگر وقتی نشان کسی یابد که مستحق آن سعادت بوَد، حُزن را بفرستد تا خانه پاک کند و کسی را در خانه نگذارد .... (شیخ اشراق ـــ رساله فی حقیقة العشق)
-
... و باز سـوگند
شنبه 4 آذرماه سال 1402 15:22
ـــ بگو! به سوگند بگو! چه چیز را؟ ـــ همان را که در قلبت داری! چه بگویم؟ ـــ بگو قسم به پاییز! به پاییز! ـــ که فراموش نخواهی کرد! که فراموش نخواهم کرد ـــ آواز دریا را که در سکوت شد! سکوت؟ ـــ بله، همین پاییز بود که هم دریا سکوت کرد و هم جنگل و هم "او" برای چه؟ ـــ در حیرت از کارِ تو من از اوّل هم همین بودم...
-
والت دیزنی؛ راسیست یا صهیونیست؟
پنجشنبه 26 مردادماه سال 1402 20:02
چندروز قبل در گروه تلگرامی «کافه سینما»، فایل مجله کیهانبچهها ـ شماره ۶۸۰ (۱۳۴۹) آپلود شده بود [دریافت از اینجا ] ، که دربردارندهی تصویری از لحظهی شگفت یکی از بزرگترین الهامات قرن بود؛ روایتی اسطورهای با رگههایی از واقعیت که چگونگیِ خلق کاراکتر کارتونی « میکیماوس » توسط والت دیزنی را نشان میداد. به همین مناسبت...
-
نخستین مقالـهام در نگره
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 01:15
امروز نشریه نگرهی دانشگاه شاهد اطلاع داد که اصل مقالهام با عنوان «مطالعه مقایسهای نقاشیهای دیواری ...» ، منتشر شده و در وبسایت این نشریه قرار گرفته است. خوشحالم که این مقالهی پژوهشی در نشریه برتر وزارت علوم در گروه هنر و معماری (با رتبه الف) به چاپ رسیده است. ولی خوشحالی بیشترم از این بابت است که نام...
-
یک قصه فولکلور ایرانی: کدو قلقلهزن
شنبه 24 تیرماه سال 1402 23:53
از کارهای ماندگار زندهیاد حمید عاملی (بابا عاملی) قصهگوی نامدار، نگارش قصهی منظوم «کدو قلقلهزن» بود؛ داستان فولکلوری که نسل ما با آن خاطره دارد. «عاملی» این قصه را با مشارکت و اجرای جمعی از همکاران رادیوییاش در قالب یک نوار کاست (به همراه کتاب) در اوایل دهه شصت منتشر کرده بود. نسخه اصلی این کاست، لحنی ریتمیک با...